در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٠٦
اذن پروردگارش ميوه خود را مىدهد. و آيه: «وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها» (سوره زلزله/ ٢) يعنى: زمين چيزهاى گرانبارى را كه در شكم خود دارد، بيرون مىريزد.
با اندك تأملى معلوم مىگردد كه زمين نمىتواند، ميوه دهد و زمين نمىتواند چيزهاى درون خود را بيرون بريزد بلكه تمام اينها به قدرت خداوندى است كه جنبش در آن، پيدا مىشود ودايعى كه دارد بيرون مىدهد. ٣٣
عبد القاهر جرجانى، مجاز را «كل كلمه اريد بها غير ما وقعته له فى موضع واضعها لملاحظة بين الثانى و الاول» تعريف كرده است. ٣٤ يعنى: هر كلمهاى كه بجز معنائى كه واضع بر آن ساخته، اراده شود به سبب و علتى كه ميان معناى دومى و اولى هست.
و در همينجا گفته است: «و ان شئت قلت: كل كلمة جزت بها ما وقعت له فى وضع الواضع الى ما لم توضع له ...» يعنى: هر كلمهاى كه روا بدانى كه از مفهوم واضع اصلى تجاوز و به چيزى دلالت كند كه نخست بار، براى آن ساخته نشده، در واقع از معناى اصليش گذر داده شود.
زمخشرى متوفى به سال ٥٣٨ هجرى قمرى، به وسيله «مجاز»- كه توسع بيشترى از ديگر ابواب بلاغت دارد- بسيارى از مشكلات قرآن را حل كرده است. «*» و روى همين اصل است كه وى در تفسير خود از «مجاز»، بسيار كمك مىگيرد و مثلا آنچه كه با مذهب اعتزال او موافق باشد، اسناد آنرا حقيقت مىداند و چنانكه با فكر اعتزالى او، مناسبت نداشته باشد، آنرا بر «مجاز» حمل مىكند مثلا در تفسير آيه:
«زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ» زمخشرى گفته است ٣٥: مزين، شيطان است كه با وساوس خود اعمال دنياوى و زيبايىهاى آنرا برايشان آراست و در نظر آنان، خوب جلوه داد. در اين آيه به حكم اينكه برابر قواعد فكرى معتزله ايجاب نمىكند كه تزيين و آراستهكردن به خدا نسبت داده شود، بنابراين زمخشرى آنرا به شيطان اسناد داده و
(*) البته بايد دانست كه زمخشرى، مذهب اعتزال دارد و بر طبق اعتقادات مذهبى خود، مسائل را حلوفصل مىكند و مشكلات را به شيوه معتزله، پاسخ مىدهد.