در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٩
الف- برخى قرآن را از آن جهت معجزه دانسته كه در مرتبه اعلاى فصاحت است و خارج از فصاحت معهود متداول. بنابراين معجزه است.
ب- عدّهاى نيز قرآن را از آن جهت معجزه دانسته كه از نظم خاصّ خارج از نظم متداول معهود برخوردار است.
ج- بعضى هم، قرآن را معجزه دانسته، از آن جهت كه افراد، قادر و توانا، به نظيرهگويى بدان هستند ولى «... صرفت هممهم عن المعارضة» «*».
البته قانون «صرفه» را قاضى عبد الجبّار قبول ندارد و آنرا به دليل آيه:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.»
سوره اسراء/ ٨٨
غير قابل قبول دانسته؛ زيرا اگر تعذّر و تعسّر و عدم معارضه و نظيرهگويى به قرآن، از جهت «صرف همم» و باز گرداندن قدرتها باشد و نيرويى، قدرت معاندان را بگيرد و آنان را از نظيرهگويى بازدارد، ديگر مسأله مظاهرت و معاونت كه در آيه، بدان اشاره شده «... وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً» معنى و مفهومى ندارد؛ زيرا مظاهرت و معاونت، با قدرت و تمكّن امكان دارد و تحقّق مىيابد، نه با نداشتن قدرت و سلب تمكّن. و حال آنكه، از مفهوم آيه، چنين استنباط مىشود كه اينان اگر قادر و متمكّن هم باشند، نظيرهگويى به قرآن برايشان، امكان ندارد ١٧.
د- گروهى نيز، اعجاز قرآن را از جهت وجود معانى عاليه و دقّت نظر و هماهنگ بودن مطالب قرآنى، با عقل و منطق دانستهاند.
ه- برخى هم اعجاز قرآن را از آن جهت دانستهاند، كه قرآن متضمّن اخبارى است كه در آينده پس از نزول قرآن، انجام گرفته شد و در واقع، قرآن از مغيبات، خبر داده ١٨ همچون آيه:
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» سوره توبه/ ٣٣
(*) و اين همان قانون «صرفه» است.