در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٧٩
ارتباط ميان شعر فارسى و عربى و متأثّر شدن شاعران فارسىزبان، از شعر عربى و كتب نقد عربى، نشان مىدهد كه شاعران فارسىزبان از مصطلحات نقد عربى استفاده كرده و آن مصطلحات را بر ادب فارسى منطبق كردهاند، بطورى كه بسيارى از مصطلحات متداول در فارسى، همان مصطلحات عربى است و شمس قيس هم آنجا كه از عيوب قافيه، سخن مىگويد و مىخواهد إقواء، اكفاء، سناد و ايطاء را توضيح دهد، مىنويسد ٥٦: «... ما درين تأليف بر آنچه استادان صنعت گفتهاند اقتصار كنيم».
و خلاصه اينكه: اگر خوب دقت شود به اين نتيجه مىرسيم كه، در كتابهاى بلاغى زبان فارسى همان مصطلحات زبان عربى بكار برده شده «*» و در واقع ظهور و پيدايش كتب بلاغى فارسى، مبتنى بر كتب بلاغى عربى است.
پيش از كتاب «ترجمان البلاغه» محمد بن عمر الرادويانى، در باب بلاغت فارسى كتابى نوشته نشده و يا اگر نوشته شده در دست نداريم. رادويانى نيز در مقدمه كتاب مىگويد ٥٧: «اندر شرح بلاغت، و بيان حل صناعت ... همه به تازى ديدم» كه فايده آن ويژه يك گروه خاص خواهد بود. و كتابهاى ابو يوسف و ابو العلاى شوشترى هم كه به فارسى بوده و رادويانى از آنها اسم مىبرد «**»، در علم عروض است ٥٨.
تا چندى پيش، برخى از محققان مىپنداشتند كه نخستين كتاب در بلاغت فارسى، كتاب حدائق السحر رشيد وطواط است ولى وقتى كه استاد احمد آتش در سال ١٩٤٨ ميلادى، نسخه خطى كتاب ترجمان البلاغة را كه به خط نسخ بود، در كتابخانه فاتح استانبول بدست آورد و در سال بعد هم به تصحيح و تحشيه و چاپ اين كتاب همت
- كرده و مثالهائى هم آورده است).
(*) البته بعضى از گويندگان فارسىزبان، براى برخى از صنايع بديعى، در مقابل اصطلاحات عربى، از خود اصطلاحاتى وضع كرده بودند، مثل اينكه «رد العجز على الصدر» را «مطابق» و «مصدّر» و «لغز» را «چيستان» مىخواندهاند. ر ك: حدائق السحر ص ٧٠ و ص ٧١ و پارسيان صنعت سؤال و جواب را معتبر خوانند. ر ك: ٥٩ حدائق السحر.
(**) عوفى در لباب الالباب ج ٢ ص ٥٥ چاپ ليدن از مؤلّفات ابو الحسن على بن بهرامى سرخسى و كتاب «خجسته نامه» او در علم عروض سخن مىگويد. و نيز نظامى عروضى در ص ٤٨ چهار مقاله، از تصانيف ابو الحسن سرخسى بهرامى و كتابهاى غاية العروضين و كنز القافيه او، سخن مىگويد. شمس قيس رازى هم در ص ١٨٩ از كتاب «غاية العروضين» بهرامى سرخسى، اسم مىبرد.