در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٦٨
جاحظ از قول برخى ديگر از فصحاء و بلغاء، بلاغت را چنين تعريف مىكند ٢٠:
«و قال بعضهم ... لا يكون الكلام يستحق اسم البلاغة حتى يسابق معناه لفظه و لفظه معناه، فلا يكون لفظه الى سمعك اسبق من معناه الى قلبك» و در همينجا كه، جاحظ بلاغت را از ديدگاههاى اشخاص مختلف، تعريف مىكند، از قول اسحاق بن حسّان بن قوهى، مىنويسد ٢١:
«و قال اسحاق بن حسان بن قوهى: لم يفسر البلاغة تفسير ابن المقفع احد قطّ، سئل ما البلاغة؟ قال: البلاغة اسم جامع لمعان تجرى فى وجوه كثيرة ...» كه موارد گوناگون و مقتضاى حال و مقام را شرح مىدهد. و گويا كسانى همچون بشّار بن برد (م. ١٦٧ ه يا ١٦٨ ه) و مسلم بن الوليد (م. ١٧٩ ه) و ابو نواس و ديگران، از محسّنات شعرى، پيش از ابن معتز، سخن گفتهاند و حتى خود را از مخترعان فنون بديعى دانستهاند كه ابن معتز در ردّ بر آنان كتاب «البديع» را نوشته و ادعا كرده است كه «لم يسبقوا الى هذا الفن و لكنه كثر فى اشعارهم فعرف فى زمانهم حتى سمّى بهذا الإسم ...» و خلاصه اينكه: ابن معتز مىخواهد بگويد: ما در كتاب خود، فنونى را كه محدثان، به آنها بديع مىگويند و در قرآن و احاديث رسول اكرم و گفتار صحابه و سخنان عرب و اشعار متقدمان يافته مىشود، نقل كرديم تا كه بشار و مسلم بن الوليد و ابو نواس و كسانى كه به آنان، تأسى جستهاند و راه آنان را رفتهاند، بدانند كه اينان بدين كار، سبقت نجستهاند ٢٢.
برخى از مباحث بلاغت را، مىتوان در كتاب «مجاز القرآن» ابو عبيده «*» معمر ابن المثنّى (م. ٢١٠ ه) جست، وى در اين كتاب به اسلوبهاى گوناگون زبان عربى و استعمال مختلف كلمات عربى اشاره كرده است و مجاز در نزد ٢٣ ابو عبيدة «... عبارة عن الطرق التى يسلكها القرآن فى تعبيراته ...
كه مجاز به اين معنى اعمّ از تعريفى است كه علماى بلاغت، از مجاز كردهاند.
و نيز ابو عبيده در تفسير برخى از آيات ٢٤، به كنايه و تشبيه و نظائر اينها، اشاره كرده است «**»
(*) براى شرححال ابو عبيده رجوع شود به: ص ٨١ الفهرست و ج ٤ ص ٣٢٣ وفيات الاعيان كه تاريخ فوت ابو عبيده را سال ٢١٣ ه دانسته است و نيز رجوع شود به مقدمه محمد فؤاد سزگين بر كتاب «مجاز القرآن».
(**) در تفسير آيه ٢٢٣ سورة البقره مىگويد: «نساؤكم حرث لكم» كناية و تشبيه.