در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٥١
تأثير دو كتاب ارسطو در بلاغت عربى
در اين مقال بر آن نيستيم كه بگوييم منشأ بلاغت عربى تنها دو كتاب «الخطابه» و «فن الشعر- فى الشعر» ارسطو بوده، زيرا بخوبى مىدانيم كه اسلام، معجزه بزرگى به نام قرآن آورد و عرب را به معارضه و نظيرهگويى فراخواند و از آنان خواست كه همچون قرآن، آياتى بياورند، كه نتوانستند و درمانده شدند:
«... لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.» «*» (الاسراء/ ٨٧) دعوت پيامبر بزرگوار اسلام (ص) از عرب و فرا خواندن آنان را به نظيرهگويى، خود دليلى است بر اينكه عرب جاهلى گفتار بليغ را مىشناخته و به آوردن كلام فصيح و بليغ توانا بوده و به بلاغت آشنا، يعنى الفاظ و معانى را مىشناخته است، زيرا در شعر جاهلى عرب، اقسام مختلف تشبيه، مجاز، استعاره و ديگر فنون بلاغى وجود داشته و عرب به زيبايى و ظرافت سخن آشنا بوده است.
تشكيل سوق عكاظ و مسابقه دادن شعرا با يكديگر و اينكه هرشاعر مىخواسته در ميدان مسابقه، گوى سبقت را از اقران خود بربايد و سخن فصيحتر و شعر دلانگيزتر
(*) تمام آيه چنين است: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.» سپس خداى بزرگ با خطاب «... قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ ...» (هود/ ١٢) از عربها مىخواهد كه ده سوره نظير قرآن بياورند كه نمىتوانند و سرانجام، خطاب «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ...» (بقره/ ٢٣) نازل مىشود و پيامبر اكرم عربها را به نظيرهگويى و مبارزه فرا مىخواند و از آنان مىخواهد كه همچون قرآن از جهت نظم و ابداع فقط يك سوره بياورند كه نمىتوانند.