در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٤٨
گاه جاحظ كلمه «بديع» را در مفهوم بلاغت و نقد علمى بكار برده و منظور وى از «بديع» تعابير بلاغى است، زيرا آنجا كه از اشعار بديع شاعرانى همچون: كلثوم ابن عمرو عتابى و منصور نمرى و مسلم بن الوليد سخن مىگويد، منظورش فنون بلاغى است و عبارت «... و هذا الذى تسميه الرواة البديع» را ذكر مىكند و حتى در كتاب الحيوان هم برخى از اشعار زيبا را تحت عنوان «و قطعة من البديع قولهم» و «قال الراجز فى البديع المحمود» و «من هذا البديع، المستحسن منه قول حجر بن خالد بن فريد» ذكر كرده است. ٣٤
بايد دانست كه كلمه «بديع» در نظر ابن معتز كه كتاب «البديع» را در سال ٢٧٤ هجرى نوشته، مفهوم عامى داشته و منظور ابن معتز از «بديع» آن چيزى كه مورد نظر علماى متأخر است نمىباشد، زيرا ابن معتز در كتاب البديع از استعاره و تشبيه هم بحث كرده و نوشته است: الباب الاول من البديع و هو الاستعارة» ٣٥ يعنى نخستين مبحث كتاب خود را به استعاره كه در نظر متأخران از مباحث «علم بيان» است، اختصاص داده و در همين كتاب از كنايه و تشبيه هم، بحث كرده است. ٣٦
زمخشرى (م ٥٣٨ ه) نيز گاه كلمه «بديع» را به معناى بلاغت بكار برده و مثلا ذيل تفسير آيه ١٦ سوره بقره «أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى ...» كه نكات بلاغى آيه را توضيح داده، نوشته است: «هذا من الصنعة البديعة التى تبلغ بالمجاز الذروة العليا ...». ٣٧