در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٤٥
يك سال نمىزيد، اين سخن مستند نيست و با دليل همراه نمىباشد و ما چگونه مىتوانيم بپذيريم، زيرا گنجشك در مزارع زندگى مىكند و به آن چندان دسترسى نيست و با وجود فراوانى گنجشك و با توجه به آنكه روستانشينان هم در مزارع گنجشك مرده فراوان نمىجويند تا بدين سخن گواهى دهند، پس گفته ارسطو جنبه پندار و ظن و گمان دارد و اين سخن به دليل متقنى متكى نمىباشد و مستدل به نظر نمىرسد. ٢٣
برخى مىپندارند كه كتاب الحيوان جاحظ تنها از مسائل مربوط به حيوانات سخن مىگويد، البته شكى نيست كه در باب حيوانات بحث مشبعى كرده است و در هرمورد آيه و حديث و شعرى نيز آورده و به گفتههاى «صاحب المنطق» هم استناد نموده، ولى در اثناى اين مباحث از مسائل گوناگون ديگرى نيز بحث كرده است. مثلا جاحظ به مناسبت از فرق گوناگون همچون: اباضيه، ازارقه بحث كرده و همچنين از مسائل مختلف ديگر به تناسب سخن رانده، حتى در باب امامت و شيعه و نيز در باب شعر و اثر آن در قبايل مختلف، ذكرى به ميان آورده است. ٢٤ و مثلا (در ج ٥، ص ٤٤٢) به مناسبتى از شعوبيه سخن گفته است.
بنابراين كتاب الحيوان جاحظ همچون دائرة المعارفى است كه از فرهنگ عربى و يونانى و فارسى و هندى، سخن گفته و از اديان گوناگونى چون: مانويت و زردشتىگرى و دهرىگرى و يهوديت و نصرانيت و اسلام، بحث كرده است.
نكته بسيار جالب توجه اينكه شايد برخى ندانند كه در كتاب الحيوان از مسائل بلاغى هم بحث شده، زيرا با آنكه كتاب مزبور، از علوم طبيعى سخن مىگويد ولى در آن كتاب، جاحظ آياتى را در رد بر مطاعن ملاحده و شبهات آن، به سبب نادانى آنها به تعبيرات ادبى باز گفته و جنبههاى بلاغى و صور بيانى آنرا، بيان كرده تا بدينوسيله پاسخ طاعنان داده شود.
جاحظ صفحات ٩٢ تا ٩٦ جلد يكم كتاب الحيوان را به «مواضع الاسهاب» اختصاص داده و گفته است كه بلغا و خطبا چنانچه بخواهند درباره صلح ميان عشاير سخن بگويند بطور مطنب سخن مىگويند و اگر در مديح ملوك شعر بسرايند، باز هم كلام را مطنب آورند و اين شيوهاى است درست و پسنديده و به مقتضاى حال است و