در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٤٢
مىباشد بلكه او به ديگران هم توصيه كرد كه بايد در رشتههاى مختلف دانش، اطلاعاتى بدست آورد.
جاحظ براى معتصم عباسى نوشت كه بايد فرزندان تو در رشتههاى مختلف ادب، آگاه شوند. «فحضّ يا امير المؤمنين اولادك بان يتعلموا من كل الادب، فانك ان افردتهم بشىء واحد ثم سألوا عن غيره لم يحسنوه». ١٣
جاحظ در كتاب البيان و التبيين بابى را به بحث از «بيان» اختصاص داده و آنرا مترادف با فصاحت و بلاغت بكار برده و براى هرسه كلمه يك مفهوم قائل شده، در صورتى كه در دورههاى بعد مدلول اين سه كلمه متفاوت شده و علماى بلاغت در تعريف علم بيان گفتند: «... علم يعرف به ايراد المعنى الواحد بطرق مختلفة فى وضوح الدلالة عليه». ١٤ ولى جاحظ در كتاب البيان و التبيين (ج ١، ص ٦- ٨) كلمه بيان را گاه در مقابل كلمه «عى» بكار برده و از آن، سلامت نطق و خوب اداكردن «*» حروف را اراده كرده و كلمه بيان را به معناى قرآنى «**» آن يعنى تقويم لسان و استوارى نطق دانسته و گاهى منظور جاحظ از كلمه «بيان» بلاغت است ١٥، زيرا ثمامة بن اشرس، از جعفر بن يحيى مىپرسد: «ما البيان؟ قال: ان يكون الاسم يحيط بمعناك، و يجلى عن مغزاك ...» و اين گفتگو در موردى است كه از بلاغت سخن مىگويد.
او آراء ملتهاى گوناگون را درباره بلاغت بيان كرده و فصلى را به بلاغت اختصاص داده ١٦ و در ابواب فراوانى از شعر و سجع و شاعران و سجاعان سخن گفته است. ١٧
جاحظ از فن خطابه نيز بحث كرده و بر آن است كه فن خطابه در ميان تمام امتها وجود دارد و «الخطابة شىء فى جميع الامم ...» ١٨ ولى در صفحه بعد مىگويد ايرانيان اخطب الناس هستند «و قد علمنا ان اخطب الناس الفرس و اخطب الفرس اهل فارس و اعذبهم كلاما و اسهلهم مخرجا ...».
و همين جاحظ ضد شعوبى، از بلاغت ايرانى و الفاظ زيبا و معانى عاليه آنان،
(*) «سحبان مثل فى البيان و باقل مثل فى العسى».
(**) «الرحمن. علم القرآن. خلق الانسان. علمه البيان».