در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٣٨
و مبرد (٢١٠- ٢٨٥ ه) معاصر با جاحظ بوده.
و علاوه بر اينها در همين دوران، شاعران و ناقدانى چون ابو نواس (م ١٩٨ ه) و مسلم (م ٢٠٨ ه) و ابو العتاهيه (م ٢١١ ه) و ابو تمام (م ٢٣١ ه) و ابان لاحقى (م ٢٠٠ ه) و عتابى (م ٢٢٠ ه) و ديك الجن (م ٢٣٥ ه) و دعبل (م ٢٤٦ ه) و ابن الرومى (٢٢١- ٢٨٣ ه) و بحترى (م ٢٨٤ ه) و بسيارى ديگر همزمان با جاحظ بودهاند.
جاحظ در بصره به دنيا آمد و در آنجا نشو و نما يافت. بصره، كه در سال ١٤ هجرى به دستور عمر بن خطاب به وسيله عتبة بن غزوان بنا شده بود، از همان قرن اوليه هجرى، مركز فرهنگ و تمدن اسلامى بود و در روزگار جاحظ بيشازپيش آبادان شده بود و از لحاظ فرهنگى هم درخشان.
رفتوآمد نژادهاى گوناگون و اختلاط آنان در آن شهر بندرى، سبب شده بود كه آن شهر مركز تمدن و فرهنگهاى گوناگون شود. و همانگونه كه سوق عكاظ در جاهليت از لحاظ ادبى و شعرى اهميتى يافته بود و مركز نقد و نقادى شعر بود، سوق مربد در بصره در قرون اوليه اسلام نيز چنين بود.
سوق مربد در آغاز، بازار تجارت بشمار مىآمد ولى بعدها همين محل، براى لغت و ادب و شعر و نقد و بلاغت، جاى مناسبى بود. بطورى كه هركس كه از راه باديه به بصره وارد مىشد، در آغاز سوق مربد توجه او را به خود جلب مىكرد و او را شيفته مىساخت، درباره آن گفتهاند: «... و البصرة عين العراق و المربد عين البصره». ٣
و بايد دانست كه بصره خاستگاه بزرگان لغت و نحو عربى در قرون اوليه هجرى بوده و كسانى چون عيسى بن عمر ثقفى (م ١٤٩ ه) استاد خليل و سيبويه در شهر بصره نشو و نما يافته و ابو عمر و بن علاء (٧٠- ١٥٤ ه) و يونس بن حبيب (٩٤- ١٨٢ ه) و اخفش اكبر (م ١٧٧ ه) و اخفش اوسط (م ٢٢١ ه) و اخفش اصغر (م ٣١٥ ه) و زجاج (م ٣٢٧ ه) و بسيارى ديگر همه در شهر بصره، رشد نموده و تربيتيافته مكتب بصره هستند، شهرى كه در قرن دوم و سوم هجرى، پس از بغداد، از بزرگترين مراكز فرهنگ و تمدن اسلامى بوده.