در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٢٦
كتاب «مجاز القرآن» را نوشته و همو نخستين كسى است كه وضع اصطلاح كرده و كلمه مجاز را به معناى تأويل و تفسير ذكر كرده است نه بمعناى مجاز در برابر حقيقت.
وى در همين كتاب ٣٨ قسم مجاز را برمىشمارد ٢ و تأويلاتش بر: تشبيه، استعاره، كنايه، تقديم، تأخير، حذف، تكرار، و اضمار و ديگر چيزها مبتنى است ٣.
اصمعى متوفى به سال ٢١١ هجرى در تجنيس كتابى تأليف كرده است و ابن معتزّ در كتاب «البديع» ٤ تعريف تجنيس را بنا بر تعريف كتاب «الاجناس» اصمعى بيان كرده است.
در همين قرن جاحظ معتزلى متوفّى به سال ٢٥٥ هجرى كتاب البيان و التبيين را در چهار مجلد مىنويسد. كتاب او اگرچه از مطالب گوناگون مباحث متنوع بحث مىكند ولى پيرامون صفات الفاظ و معانى و لزوم مطابقت كلام با فهم شنونده نيز سخن مىگويد ٥.
و شايد مبالغه نباشد اگر وى را مؤسّس و مدوّن بلاغت عربى بدانيم زيرا وى نخستينبار كتاب البيان و التبيين را نوشت و آراء پيشينيان را درباره علوم بلاغت گنجاند و مفهوم بلاغت را در اصطلاح ايرانيان، يونانيان، روميان و هنديان بحث كرد (٦).
و جالب اين است كه جاحظ ضدّ شعوبى معروف وقتى كه مىخواهد كتب بلاغى را بشمارد توصيه مىكند كه: هركس بخواهد در علوم بلاغى پيشرفت كند بايد كتاب كاروند فارسيان را بخواند ٧ و عجيب است كه جاحظ با تمام تعصّب عربى خود به بلاغت ايران پيش از اسلام معتقد است و اين نكته خود دليل است و به ما مىفهماند كه ايران پيش از اسلام علوم بلاغى داشته كه توانسته است در آن رشته كتاب داشته باشد.
و به يقين مىتوان گفت كه در كتاب گمشده جاحظ به نام «نظم القرآن» كه ابن النديم در الفهرست به آن اشاره مىكند ٨ بسيارى از مباحث علوم بلاغى، بحث شده است.
جاحظ در نوشتههاى خود بسيارى از مباحث علوم بلاغى را بدون اينكه از آنها تعريفى به دست دهد بحث كرده و نمونههاى مختلف آورده است و اصولا فنون بديعى را خاص عرب دانسته و عبارت «و البديع مقصور على العرب و من اجله فاقت لغتهم كلّ لغة و اربت على كل لسان» ٩ را هرچند كه درست نيست گفته است زيرا در ادب هرزبان تشبيه، استعاره و فنون ديگر وجود دارد و خاصّ عرب نيست.