در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٢٥
علم بلاغت در قرن سوم هجرى
موضوع سخن بنده علم بلاغت در قرن سوم هجريست اين موضوع را از آن جهت برگزيدم كه پس از بررسى مشاهده شد كه در قرن سوم هجرى دو انديشه خاص در علوم بلاغى بوجود آمده است بدين معنى كه دستهاى همچون جاحظ، ابن قتيبه، مبرّد و ابن معتز علوم بلاغى را با مقياسهاى زبان عربى مىسنجيدند و نمىخواستند كه از افكار و آراء ملل ديگر در علوم بلاغى آگاه شوند و هدفشان وضع قاعده و تدوين و تأليف كتاب با توجه به لغت عربى و زبان عرب بود.
در برابر عدهاى همچون قدامة بن جعفر در نظر داشتند كه از افكار مردم غير عرب در علوم بلاغى آگاه شوند و از راه ترجمه به علوم بلاغى ملل ديگر اطّلاع يابند و علوم بلاغى را با توجّه به بلاغت يونان باستان و منطق ارسطو تدوين كنند و معتقد بودند كه قواعد بلاغى را بايد از ارسطو و يونان فراگرفت، بالنتيجه به ترجمه كتبى از زبان يونانى و حتّى سريانى پرداختند و دو كتاب فنّ الشعر و خطابه ارسطو را به عربى ترجمه كردند تا ديگران نيز به موازين بلاغى يونان آگاه شوند. براى توضيح اين مقال به علماى بلاغى قرن سوم هجرى مختصر اشارهاى مىكنيم:
فراء متوفى به سال ٢٠٧ هجرى در كتاب «معانى القرآن» از آيات قرآنى بحث و تركيب عبارات را بيان مىكند از تقديم و تأخير و ايجاز و اطناب سخن به ميان مىآورد و برخى از موضوعات بيانى از قبيل: تشبيه، كنايه و استعاره را مورد بحث قرار مىدهد ١.
همچنين ابو عبيده معمر بن المثنى متوفّى به سال ٢١٠ هجرى كه معاصر فرّاء بوده