در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣١٠
العجم» نوشته است، بر ما ثابت مىشود كه در قرن سوم هجرى پايه بلاغت باستانى ايران، آنقدر استوار بوده است كه مىتوانسته با بلاغت مشهور عرب (كه بهتر است بلاغت اسلامى بگوئيم) و اقتباس از بلاغت: يونان، عرب، هند و ايران بوده، در نظر اهل فن مقايسه شود و كتابى به نام: التفضيل كه مربوط به آثار فن بلاغت زبان پهلوى است، نوشته شود.
ثالثا- رواياتى كه در كتب ادب در چند قرن اول هجرى به زبان عربى نوشته شده است مانند: كتاب عقد الفريد ابن عبد ربّه و نظائر آن، همه درباره آثار منثور و بلاغت و خطابت ايران باستان است و به توقيعات و حكم و امثال و آثار نثرى بلاغت زبان پهلوى مكرر اشاره شده است.
در صفحه ٢٢٨ ج ٤ كتاب عقد الفريد ابن عبد ربّه در فصلى كه نياز كاتب را شرح مىدهد مىنويسد:
«فان كان لا بد لك من طلب ادوات الكتابة فتصفّح من رسائل المتقدمين ما يعتمد عليه ... و معالى العجم و حدود المنطق و امثال الفرس و رسائلهم و عهودهم و سيرهم و وقائعهم».
و نيز ابن عبد ربّه فصلى از همين كتاب را به توقيعات عجم اختصاص داده است ٤٢.
و نيز در همين كتاب عقد الفريد نوشته است كه: «وقتى كه اردشير پادشاه شد براى مردم خطبهاى خواند و آنانرا به الفت و طاعت واداشت و از نافرمانى و تفرق برحذر داشت» ٤٣.
و مىدانيم كه خطبههاى آغاز سخن هميشه با فنون ادبى همراه بوده و گوينده يك نوع دقّت و آهنگ و وزن را رعايت مىكرده است.
دوره جاهليّت:
به دلائل زير عرب دوره جاهلى، بلاغت داشته و گفتار بليغ را مىشناخته است:
اولا- همين كه قرآن مىگويد ٤٤: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا