در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٩٠
به علت بهتان بزرگى كه بر مريم پاك و منزه زدند و هم از اين جهت كه به دروغ گفتند: ما مسيح عيسى بن مريم، رسول خدا را كشتيم (... طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ ...) خدا بر دلهاى آنان مهر نهاد. در صورتى كه نه او را كشتند و نه بر دار كشيدند بلكه امر بر آنها مشتبه شد.
خداى بزرگ، در اين آيات خبر داده كه عيسى نه كشته شد و نه به دار آويخته شد و حال آنكه هدف اصلى بنى اسرائيل اثبات فوت حضرت عيسى بوده، خواه به قتل باشد و يا به صلب و دار آويختن و يا موت.
كلمه «متوفى» كه در آيه ٥٥ سوره آل عمران بكار رفته، از مصدر «توفى» است و اصولا اين كلمه در قرآن مجيد به معناى چيزى كه بر موت دلالت نكند و حيات در آن باشد بكار رفته، همچون آيه: «وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ...» (انعام/ ٦٠) يعنى: خدا روح شما را در شب (به هنگام خواب) قبض مىكند و مىگيرد، كه اين نه به معناى آن است كه موت فرا مىرسد و دستگاه مغز آدمى كاملا تعطيل مىشود و مطلقا قطع مىگردد بلكه بدان معنا است كه در خواب، بخشى از دستگاه تعطيل مىشود». «*»
بهرحال آيات قرآنى با صراحة دلالت دارد بر اينكه عيسى مسيح كشته نشد و به دار هم آويخته نشد، بلكه بر آنها امر مشتبه گرديد و پنداشتند كه او را به دار زدهاند، ولى خداوند او را به آسمان برد.
اما برخى از مفسران اسلامى نيز همچنانكه اناجيل اربعه متى- لوقا- يوحنا- مرقس گفته است، آنان نيز معتقدند كه مسيح كشته شد و خداوند تنها روح او را به آسمان برد. اناجيل اربعه هم مسأله مصلوب شدن مسيح و كشته شدن او را ذكر كرده و آنرا از مسائل زيربنايى مسيحيت دانسته و گفتهاند: عيسى به دار آويخته شد تا گناهان بشر را بشويد و جهانيان را از مجازات نجات دهد. اينان راه نجات را منحصر در پيوند با مسيح و اعتقاد به اين موضوع مىدانند. ٢٥
مفسران معتقد به كشته شدن عيسى (- پيروان مكتب عقل در تفسير) احاديث
(*) همانطور كه معروف است: خواب برادر مرگ است.