در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٨٨
(آل عمران/ ٥٥) كه گفته است: به ياد آر وقتى كه خدا به عيسى گفت: اى عيسى! همانا كه من روح ترا قبض نموده و بر آسمان (قرب خود) بالا برم و ترا از معاشرت و آلايش كافران پاك گردانم ... اگر مقايسه شود، بحثانگيز خواهد بود.
زيرا در آيه نخست (نساء/ ١٥٧ و ١٥٨) قتل و به دار آويختن عيسى نفى شده و در آيه دوم (آل عمران/ ٥٥) وفات عيسى ثابت شده كه مىتوان گفت: آيا اين وفات، بدون قتل و صلب بوده و يا مقصود اصلى از وفات معناى ديگرى است؟! و اصولا معناى «رفع» در دو آيه چيست؟! آيا منظور رفع جسمانى است و يا منظور رفعت مكانى و عظمت جاه و مقامى است؟ و آيا اين رفعت مكانى از آيه، استنباط مىشود يا خير؟! و اصولا چرا مىگوييم: ممكن است منظور از وفات معناى معمولى متبادر به ذهن نباشد؟! و چه چيز موجب مىشود كه بگوييم منظور از «رفع» معناى حسى معمولى نيست و معناى معنوى «رفع» مراد است.
همه اين موارد، مطالب بحثانگيزى است كه از اين آيات، متبادر به ذهن مىشود و اين بحثها، به دو كلمه «رفع» و «وفات» مرتبط مىباشد.
ابو جعفر محمد بن جرير طبرى (م ٣١٠ ه) در بحث از آيات مزبور گفته است:
مفسران در معناى كلمه «وفات» اختلافنظر دارند. فقال بعضهم: «هى وفاة النوم و كان معنى الكلام على مذهبهم: انى منيمك و رافعك فى نومك».
گروهى ديگر گفتهاند: معناى وفات، قبض است، همانطور كه مىگويند:
«توفيت من فلان مالى عليه يعنى قبضته و استوفيته» و در اين صورت معناى عبارت در آيه «إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ» اى: قابضك من الارض حيأ الى جوارى و آخذك الى ما عندى بغير موت و رافعك من بين المشركين و اهل الكفر بك».
عدهاى ديگر گفتهاند: معناى آيه «إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا» اين است كه ما ترا پس از انزال به دنيا، خواهيم ميراند [و متوفيك بعد انزالى اياك الى الدنيا].
سپس طبرى افزوده است: «و اولى هذه الاقوال بالصحة عندنا قول من قال:
معنى ذلك انى قابضك من الارض و رافعك الى» مىباشد، زيرا اين خبر از پيامبر اكرم به تواتر رسيده كه آن بزرگوار گفته است: «ينزل عيسى بن مريم فيقتل الدجال ثم