در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٨٦
يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» (نساء/ ١٠) خوردن اموال يتيمان را، نهى كرده و در آيه ديگر هم گفته است:
«... وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً» (نساء/ ٢).
پس از نزول اين آيات، مسلمانان براى اجتناب از مال يتيمان و براى اينكه حقوق يتيمان از ميان نرود، غذاى آنان را جدا كردند، آنان را از ميان خود اخراج نمودند، كسى به خوراك آنان دست نمىزد كه مبادا به اموال يتيمان تجاوزى باشد و در نتيجه مشكل بزرگى بوجود آمد.
و سرانجام موضوع را به رسول خدا (ص) عرضه داشتند و از آن بزرگوار خواستند كه مشكل حل شود اين آيه نازل شد: «... وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ ...» (بقره/ ٢٢٠) يعنى: اى پيامبر! از تو درباره يتيمان مىپرسند، بگو: به اصلاح حال و مصلحت مال آنان بكوشيد بهتر است كه آنان را بىسرپرست بگذاريد و اگر با آنان آميزش كنيد رواست، زيرا كه همكيش شما هستند.
اين دستور موجب شد كه حرج مسلمين از ميان رفته و مشكلات برطرف گردد. آيه «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ...» (نساء/ ٣) پس از آيه «وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً.» (نساء/ ٢) ذكر شده و در واقع قرآن خواسته است بگويد: در امور ايتام پرهيزگار باشيد و اموال آنان را به اموال خود ضميمه نكنيد و چنانچه مىترسيد كه نسبت به آنان بر طبق عدالت رفتار نكنيد و مايل هم نيستيد كه آنان را به حباله نكاح خود درآوريد، از زنان ديگر كه شما را خوش آيد يكى و دو تا و سه تا و چهار تا بگيريد.
و به قول علامه مرحوم طباطبايى جمله شرطيه «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ...» در حقيقت چنين است: «ان لم تطب لكم اليتامى للخوف من عدم القسط فلا تنكحوهن و انكحوا نساءا غيرهن» يعنى: اگر به جهت ترس از عدم رعايت عدالت، خوش نداريد كه با ايتام ازدواج كنيد، زنهاى ديگرى را كه خوش داريد به ازدواج خود درآوريد.
علامه مرحوم افزوده است: وزن مفعل و فعال در اعداد، بر تكرار ماده دلالت