در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٨٣
قمر نيز مىشود، يعنى اين كافران اگر دو نيمكردن قمر را هم ببينند مىگويند: سحرى است پشت سر هم.
مفسرانى اشاره به يك مطلب رياضى كرده و گفتهاند كه «انْشَقَّ الْقَمَرُ» اشاره است به يك حقيقت علمى كه در عصر نزول آيه كشف نشده بود و امروز حل شده و روشن گرديده و آن، جدا شدن كره ماه از زمين مىباشد. علامه طباطبائى آنرا رد كرده است، زيرا جدا شدن قمر از زمين اشتقاق است ولى در آيه «انشقاق» آمده و انشقاق يعنى پاره شدن و دو نيم شدن چيزى. و جدا شدن چيزى را از چيز ديگر، انشقاق نمىگويند.
اين گروه- كه جدا شدن كره ماه را از زمين انشقاق دانستهاند- كلمه «آيه» را هم اشاره به آن مطلبى مىدانند كه رياضىدانان اين عصر به آن پى بردهاند.
علامه مرحوم در بحث روايى اين آيه نيز نوشته است: روايات بىشمارى بر وقوع و انجام اين رخداد دلالت دارد كه شيعه و سنى آنها را نقل كرده و محدثان هردو گروه هم آن روايات را پذيرفتهاند، يعنى در واقع، هم كتاب بر وقوع اين معجزه دلالت دارد و هم سنت.
علامه مرحوم افزوده است كه معجزه امرى است خارقالعاده و وقوع حوادث خارقالعاده نيز امكان دارد و اينكه يك كره آسمانى به دو نيم شود، فى نفسه چنين چيزى ممكن است و عقل دليلى بر محال بودن آن ندارد. ١٦
پيروان مكتب عقل در تفسير، درباره تعدد زوجات به تأويلهايى پرداختهاند كه در اينجا آنها را از نظر مىگذرانيم:
در بحث از آيه «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً ...» (نساء/ ٣) طاعنان بر قرآن گفتهاند: تعدد زوجات اسلام، دستورى است براى ارضاء غرائز حيوانى و در اين دستور افكار عالى انسانى وجود ندارد و درخور شأن اسلام نيست و حتى برخى از آنان، از ظاهر آيه به عدم مشروعيت تعدد زوجات حكم كرده و گفتهاند: «لا يجوز الزواج بثانية مادامت الزوجة الاولى فى عصمته». ١٧