در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٧٩
الآثار ...». ١
از آيههاى: «وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ رَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً ...» (آل عمران/ ٤٨ و ٤٩) كه قرآن گفته است خدا به عيسى عليه السّلام كتاب و حكمت تعليم كند و تورات و انجيل بدو آموزد و او را به رسالت به سوى بنى اسرائيل فرستد تا به آنان بگويد كه من از طرف خدا معجزى آوردهام و آن معجزه اين است كه از گل مجسمه مرغى ساخته و بر آن نفس قدسى بدمم تا به امر خدا مرغى گردد ...
و نيز با توجه به آيه: «... وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي ...» (مائده/ ١١٠): كه از گل، شكل مرغى به امر من ساخته و در آن دميدى تا به امر من، مرغى گرديد ... چنين استنباط مىشود كه وقوع اين معجزه براى حضرت عيسى رخ داده، در صورتى كه شيخ محمد عبده و شاگردش- محمد رشيد رضا- ذيل آيات ٤٨ و ٤٩ آل عمران گفتهاند: اينگونه معجزات از چيزهايى است كه امكان وقوع دارد، نه اينكه وقوع يافته باشد. ٢
اينان، روايت ابن جرير را از قول ابن اسحاق، در باب دميدن به قطعه گلى به شكل پرندهاى، غريب دانسته و با عبارت «و من الغريب» بيان كرده و سرانجام نوشتهاند: «و الحاصل انه ليس عندنا نقل صحيح بوقوع خلق الطير بل و لا عند النصارى ...». ٣
پيروان مكتب عقل در تفسير، درباره تفسير آيه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» كه درباره «شق القمر» است و معجزهاى است كه كفار از رسول خدا خواسته بودند و بنا به روايت بخارى و مسلم و ترمذى، از عبد اللّه بن مسعود كه گفته بوده «انشق القمر على عهد رسول اللّه (ص) بشقتين فقال رسول اللّه: اشهدوا» از عبد اللّه بن عباس هم روايت شده كه گفته بوده «ان القمر انشق فى زمن رسول اللّه» و اين عبارت را، امام بخارى و مسلم نيز در تفسير «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» روايت كردهاند. ٤
با وجود نص صريح آيه و احاديث مزبور و وقوع انشقاق قمر بوسيله پيامبر بزرگوار كه اين رخداد در مكه و پيش از هجرت بوده، مع ذلك پيروان مكتب عقل در