در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٧٥
مكتب عقل در تفسير
در قرن چهاردهم هجرى، مفسرانى ظهور كردند كه در تفسير قرآن، پيرو مكتب عقل بودند و آيات قرآنى را به شيوه خاصى تبيين مىكردند و در ميان معجزات پيامبر اكرم (ص) تنها به اعجاز قرآن، اعتقاد داشتند و فقط قرآن را معجزه جاودانى ثابت مىدانستند. و استدلال مىكردند كه اسلام دين عقل و منطق است و آنچه كه منطبق با خرد و منطق باشد، قابل قبول است.
اينان مىگفتند كه قرآن، از سوى خدا بر پيامبر امى نازل شده و همين اميّت خود معجزه است و هرخردى آنرا مىپذيرد و درمىيابد كه كتابى با اين عظمت كه بر نبى امى نازل شده، اين خود اعجاز است.
كفاك بالعلم فى الامى معجزة
فى الجاهلية و التأديب فى اليتم.
پيروان مكتب عقل در تفسير، گاه معجزات را به تأويل مىبرند و زمانى در روايت آن شك مىكنند و در بعضى از موارد هم در صحت و اصالت آنها ترديد مىكنند.
اينان مىگويند كه معجزات، خارق عقل است كه بايد در جواب آنان گفت:
چنين نيست بلكه معجزات خارق عادت است و نه خارق احكام عقل. و ميان اين دو چيز عموم و خصوص است، زيرا خارق احكام عقل، اعم است و مىتوان گفت كه هر چه خارق احكام عقل باشد، خارق عادت هم هست ولى چنين نيست كه هرچه خارق عادت باشد، خارق عقل نيز باشد.