در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٦٧
و بنا به گفته مفسّر الميزان ٤٧، منظور از «مسجد اقصى» به قرينه «الّذى باركنا حوله» بيت المقدّس است و نه بنا به گفته مفسّر الهداية و العرفان منظور از كلمه «اقصى» معناى لغوى آن است كه «ابعد» باشد كه رويهم رفته معناى «مسجد الاقصى» مسجد الابعد مدينه باشد.
و چه نيكو گفتهاند نويسندگان تفسير نمونه:
«و آنها كه سعى دارند براى همه معجزات انبياء توجيههاى طبيعى و مادّى كنند و جنبه اعجاز آنها را نفى نموده و همه را به شكل يك سلسله مسائل عادى جلوه دهند هرچند برخلاف صريح كتب آسمانى باشد، بايد موقف خود را به درستى روشن كنند كه آيا آنها به خدا و قدرت او ايمان دارند و او را حاكم بر قوانين طبيعت مىدانند يا نه؟ اگر نمىدانند سخن از انبياء و معجزات آنها براى آنان بيهوده است و اگر مىدانند دليلى بر اينگونه توجيهات تكلّفآميز و مخالفت با صريح آيات قرآن، نيست ٤٨»
د- تفسير ادبى اجتماعى:
در قرن چهاردهم هجرى، تفسير ادبى اجتماعى نيز متداول گرديد. بدين معنا كه مفسّر از دقّت در كلمات، معانى و مفاهيم اجتماعى، استنباط مىكرد و شايد بتوان گفت كه شيخ محمد عبده، متوفّى به سال ١٣٢٠ ه/ ١٩٠٥ م. يكى از كسانى است كه از دقّت در كلمات، مفاهيم تازهاى به دست آورد و از قرآن براى هدايت مردم و نجات و فلاح آنان در اين جهان و آن جهان بهره برد و در اين انديشه بود كه مشكلات امّت اسلامى را با توسّل به قرآن و استفاده از علوم و نظريّات درست، بهرهياب گردد.
يكى از بزرگترين رجال اين مكتب تفسيرى، شيخ محمد عبده و پس از وى سيد محمد رشيد رضا و شيخ محمد مصطفى مراغى مىباشند.
شيخ محمد عبده، سالهاى متمادى، در دانشگاه الازهر و كشور الجزاير و بيروت براى شاگردان خود و مردم، آيات قرآنى را تفسير كرد و شاگرد برجستهاش سيد محمد رشيد رضا، تقريرات استاد را يادداشت كرد و سپس به نشر آن يادداشتها پرداخت و پيش از نشر، به نظر استاد نيز رسانيد و استاد نهتنها از آنچه شاگردش نوشته