در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٦٣
«إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ «*»»
و نيز نويسنده كتاب الهداية و العرفان فى تفسير القرآن بالقرآن منكر تكلّم عيسى مسيح در مهد (گهواره) مىباشد و لذا آيه «وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ «**»» (آل عمران/ ٤٦)
را چنين تأويل مىكند و مىگويد ٣٥: «فى المهد: فى دور التمهيد للحياة و هو دور الصبا»
در واقع خواسته است بگويد در دوران كودكى، استعداد و آمادگى سخن گفتن را يافته است، همانطورى كه در زمان كهولت، اراده و قدرت او سستى نيافته است و شايد هم بتوان گفت كه معناى عبارت اين است: «يكلّم الناس الصغير منهم و الكبير علامة على تواضعه و مباشرة دعوته بنفسه» يعنى: به واسطه تواضع و فروتنىاش با خرد و كلان، سخن مىگفت و آنان را با دعوت خود آشنا مىكرد.
ليكن نويسنده تفسير الميزان، معنا و تفسير آيه مزبور را به خوبى روشن كرده و نوشته است ٣٦:
مهد: چيزى است كه براى طفل تهيّه مىكنند و آنرا گهواره گويند. «كهل» هم از مادّه كهولت است و آن زمانى است كه انسان از جوانى گذشته و هنوز به پيرى نرسيده باشد. علّامه طباطبائى در ذيل همين آيه افزوده است كه در سال دوم ولادت، ممكن است طفلى كموبيش سخن گويد، پس سخن گفتن طفل در گهواره فى حدّ نفسه از خوارق عادات نيست، ليكن ظاهر آيه مىرساند كه عيسى در گهواره مانند آدم كامل و عاقل- كه سخنش مورد اعتناء و توجّه عقلا واقع شود. سخن مىگفته و لذا خارقالعاده بوده است.
علاوه بر اين، از آيات سوره مريم هم استنباط مىشود كه سخن گفتن عيسى با مردم در همان ساعات اوّليه ولادت او بوده است، آنجا كه مريم طفل خود را در آغوش مىگيرد و به ميان قوم خود مىآيد و آنان از روى سرزنش مىگويند:
(*) يعنى: همانا خداست پروردگار من و شما، او را بپرستيد كه همين است راه راست.
(**) يعنى: عيسى در گهواره و سنّ كهولت با مردم سخن گويد و او از جمله صالحان و نيكويان جهان مىباشد.