در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٦٠
و صريح آيات قرآنى را تأويل كرده و در باب «جنّ» در آيه:
«قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً. يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ» (جنّ/ ١ و ٢). گفتهاند: ٢٩: «إنّ الجنّ قبيلة من العرب»، كه البته، تأويل مزبور با صريح آيات قرآنى، منافات دارد و بهتر است دراينباره سخن علّامه طباطبائى را نقل كنيم كه گفته است ٣٠:
«الجنّ نوع من الخلق مستورون من حواسّنا يصدّق القرآن الكريم بوجودهم و يذكّر أنّهم بنوعهم مخلوقون قبل نوع الإنسان و أنّهم مخلوقون من النّار كما أنّ الإنسان مخلوق من التراب» روانشاد، علّامه، جنّ را نوعى از مخلوقات خدا دانسته كه از حواسّ ما پوشيده و پنهان هستند و قرآن مجيد، وجود چنين موجوداتى را تصديق كرده و گفته است:
اين نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده و از جنس آتش هم خلق شده، همانطورى كه نوع بشر، از خاك آفريده شده است.
سپس، مرحوم طباطبايى به آياتى از قبيل:
«وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ (حجر/ ٢٧) استناد كرده و در باب اينكه اين نوع از موجودات مانند ديگر موجودات نر و ماده دارند و ازدواج و توالد و تكاثر هم دارند به آيه:
«وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ ... «*»» (جن/ ٦).
استشهاد جسته و بر آن است كه «جنّ» هم مانند «انس» مؤمن و كافر دارند كه برخى صالح هستند و بعضى فاسد و براى اين موضوع نيز به آياتى استدلال جسته است ٣١.
جالب توجّه اينكه علّامه مرحوم، در همين سوره به نتيجه آيات كه تسجيل نبوّت پيامبر اكرم و وحدانيّت خدا در ربوبيّت و نيز مسأله معاد است، اشاره كرده و سپس دقايق آيات [مثل اينكه مفعول كلمه «استمع» كه قرآن باشد به قرينه، حذف شده و معناى «نفر» كه جماعت از سه تا نه را شامل مىشود و معناى «عجب» كه چيزى
(*) يعنى: و اينكه مردانى، از انس بودند كه به مردانى از جنّ پناه مىبردند.