در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٣٣
و اجداد خود سخن مىگفت و به انساب خود مىباليد.
ولى قرآن، اين عادت نكوهيده آنان را، پس از پايان مراسم حج، نكوهش كرد و آنان را به ذكر خدا متوجه ساخت و گفت: «فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ ...»
يعنى: چون مناسك حج را انجام داديد و از عبادات مربوط به حج فارغ شديد، ذكر خدا گوييد؛ زيرا ذكر خداست كه آدمى را تعالى روح مىبخشد و نه ياد از پدران و اجدادكردن و به آنان باليدن.
در واقع هدف اصلى اينست كه ارزشها تغيير يابد و ارزش انسان در داشتن تقوا و پيوند با خدا باشد، نه افتخار به آباء و اجداد ٣٥.
ابن قتيبه- متوفّى به سال ٢٧٦ ذيل بحث از: «... فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ ...» نوشته است ٣٦: در جاهليت پس از فراغ از مراسم حج، اعراب جاهلى، از پدران خود ياد مىكردند و كارهاى برجسته و نيك آنان را ذكر مىكردند «فيقول احدهم:
كان ابى يقرى الضيف و يصل الرحم و يفعل كذا و كذا» زجّاج نيز در بحث از آيه مزبور، نوشته است ٣٧: «... مَناسِكَكُمْ ..» اى متعبّداتكم التى امرتم بها فى الحجّ. «... فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ ...» زجّاج هم موضوع توقّف عرب جاهلى را پس از انجام مراسم و مناسك حج و برشمردن فضائل آباء و محاسن پدران را، باز گفته و توضيحاتى هم افزوده و مثلا گفته است: كلمه «أشّد» در جمله «أو اشدّ ذكرا» محلّا مجرور است؛ زيرا عطف است بر كلمه «ذكر» ماقبل ولى چون غير منصرف «*» است، جرّ آن به فتح مىباشد، ليكن دكتر عبد الجليل عبده شلبى- كه كتاب زجّاج را تصحيح كرده و توضيحاتى بدان افزوده است- در پاورقى صفحه ٢٦٤ جلد يكم، نوشته است:
كلمه «أشدّ» در محلّ مفعول مطلق است- يعنى كلمه «أشدّ» صفت براى مفعول مطلق محذوف مىباشد و تقدير آن چنين است: «ذكرا أشدّ من ذكركم آباءكم».
مكّى بن ابو طالب، متوفى به سال ٤٣٧ هجرى، تقريبا همان مطلب زجّاج را تكرار كرده و گفته است ٣٨ كه: كلمه «أشدّ» در موضع جرّ است؛ زيرا عطف بر كلمه «كذكركم» مىباشد و جايز است كه منصوب باشد بنا بر إضمار فعل و تقدير آن، چنين
(*) كلمه «اشدّ» بر وزن افعل است و غير منصرف مىباشد.