در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٢٧
بازارهايى بوده و اعراب جاهلى، در اين بازارها دادوستد مىكردند بعدها تصور مىشد كه در اسلام، تجارت در اين بازارها در ايّام حج گناه است. اين آيه نازل شد تا معلوم گردد كه در زمان حج با انجام مراسم حج و اداء واجبات حج، تجارت و دادوستد، اشكالى ندارد.
البته برخى هم گفتهاند: «إنّ الحجّ دون تجارة أفضل».
سخن ابن العربى را نويسنده تفسير الخازن هم گفته و افزوده است: تجارتى كه خلل و نقصانى در اعمال حج وارد كند، مباح نيست و اولى ترك آن تجارت است و حج بدون تجارت، اولى است.
«و قال بعض العلماء انّ التجارة إن وقعت نقصا فى اعمال الحج لم تكن مباحة و إن لم توقع نقصا فيه كانت من المباحات التى الاولى تركها لتجريد العبادة عن غيرها؛ لانّ الحجّ بدون التجارة أفضل و اكمل» ٢١.
أبو بكر عتيق سورآبادى، در ترجمه آيه مورد بحث، نوشته است ٢٢: «نيست بر شما بزه، بدانچه بجوييد افزونى نعمت از خداى شما در سفر حج ...»
و سپس در تفسير آيه، افزوده است كه «اين آيه در شأن گروهى آمد كه پنداشتند در سفر حج، تجارت نشايد كه گفتندى آن سفر، خالصا خداى راست و در آن سفر، طلب دنيا نشايد و تجارت را شأن مزدوران و جمّالان و حمّالان مىدانستند».
نويسنده كتاب «أقصى البيان» هم نوشته است ٢٣: در جاهليت، تجارت در وقت حج روا نبود ولى اسلام آنرا روا شمرد، البته با توجه به دستور «... لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ ...» كه بالاى نفى جنس گفته شده است. وى افزوده است كه جمله «أَنْ تَبْتَغُوا» در عبارت «لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا ...» در محل نصب است بنا به تقدير «فى» و به اصطلاح منصوب به نزع خافض است و اصل آن چنين بوده است:
«ليس عليكم جناح فى أن تبتغوا فضلا ...»
جصّاص، متوفّى به سال ٣٧٠ هجرى، در بحث از آيه مزبور، نوشته است:
عربها پس از اسلام به قياس دوران جاهلى، در هنگام حج، تجارت را رها مىكردند تا اينكه آيه مزبور، نازل شد و تجارت را در هنگام حج روا شمرد. جصّاص استدلال كرده به اينكه در آيه ٢٨ سوره حج، كلمه «منافع» در عبارت «لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ