در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٢٥
لوجه اللّه باشد، عرب پيش از اسلام، مطابق عرف و عادت خود حج به جا مىآورد ولى نه براى خدا، بلكه انجام حج در عرب پيش از اسلام براى تظاهر و به يكديگر فخر فروختن و برآوردن نيازهاى يكديگر و حضور در أسواق و اجتماعات به جهت مصالح مادى و شخصى بود، قصد قريت به خدا در آن، نبود، ليكن اسلام هدف را تغيير داد و حقيقت حج را تبيين كرد و به شيوه ابراهيم عليه السّلام برگردانيد و مسلمانان را به يادگيرى مراسم حج تشويق كرد و پيامبر اكرم گفت: «خذوا عنّى مناسككم» ١٤.
ابو البقاء عكبرى، بر آنست ١٥ كه كلمه «للّه» در آيه مورد بحث، مفعولله است و متعلّق به فعل «أتموا».
قرآن مجيد در بخش پايانى آيه «الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ ...» آيه ١٩٧/ بقره كه وقت حج را در ماههاى معيّن دانسته و در دنباله آن بيان كرده كه هركه با إحرام و شروع به مناسك حج در آن ماهها، حج را بر خود واجب كند نبايد كه با زنان درآميزد و نبايد گناه مرتكب شود و نبايد در حج به جدال برخيزد، نكته جالب توجّه در آيه مورد بحث [بقره/ ١٩٧] بخش پايانى آيه است كه خدا گفته است: «... وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ...»
يعنى دنبال نهى از چيزهاى بد و كارهاى شر، خدا انسانها را به كار خير، تشويق و ترغيب كرده. در واقع پس از آنكه خدا انسانها را از كارهاى ناشايست برحذر داشته، بلافاصله به كارهاى خوب، تشويق و ترغيب كرده و با توجّه به اينكه نگفته است: «و ما تفعلوا من شيء» كه شامل چيزهاى شر هم بشود بلكه گفته است: «من خير» آن هم به شكل نكره تا كه إفاده عموم كند و يك نوع تشويق و تحريك به كار خير باشد و جالبتر اينكه دنبال آيه هم، از تقوا سخن گفته و بهترين زاد و توشه را «تقوا» دانسته و عبارت «وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى» را آورده تا كه به انسانهاى حجگزار بفهماند كه علاوه بر انجام مراسم حج، بايد زاد و توشه ديگرى كه تقواست تهيه كنند و از تهيّه اين زاد معنوى غفلت نكنند ١٦.
در پايان آيه مزبور، قرآن مجيد، گفته است: «وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبابِ» يعنى: اى صاحبان خرد! خداترس شويد و از بيم عذاب من بترسيد و به قول ملا محسن فيض ١٧، اقتضاى لبّ، خشيت و ترس از خداست و جالب است كه دنبال تقوا «فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ