در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢١
خاطر نداشته باشند و به قول زمخشرى ٥١: «و هذا التكرير لتأكيد امر القبلة و تشديده لانّ النسخ من مظان الفتنة و الشبهة و تسويل الشيطان و الحاجة الى التفصلة بينه و بين البداء فكرّر عليهم ليثبتوا و يعزموا و يجدّوا ...»
در واقع، قرآن خواسته است با قاطعيّت و با لحن قاطع غير قابل عدول، مطلب را تأكيد كند و لذا عبارت را تكرار كرده، با توجّه به اينكه تكرار عبارت دوم دستور تازهاى نيز مىباشد؛ زيرا دستور نخستين خاص است و دستور دوم يك حكم عمومى است براى تمام نقاط و همه مردم؛ چه دستور دوم به عبارت «حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ ...» مقيّد است.
در آيه ٢٤٣ از سوره بقره (٢) كه قرآن گفته است: «... إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ» «*». كلمه «الناس» تكرار
شده و اگر كسى بگويد: چرا گفته نشده؟ «إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا
يَشْكُرُونَ». تا كه كلمه «الناس» تكرار
نشود، در جواب مىگوييم: در تكرار كلمه «الناس» يك
نوع تخصيص هست براى كفران نعمت، يعنى قرآن خواسته است بگويد اينان كسانى هستند كه
كفران فضل خدا مىكنند و سپاس نمىدارند، همانطورى كه اين تخصيص براى انسان در
آيههاى «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ
لَكَنُودٌ» «**»
إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» «