در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٠١
بفهماند پيش از نزول قرآن، عربها و بهويژه دو قبيله «اوس» و «خزرج» «*» سالها بود كه آتش جنگ و نزاع ميان آنان شعلهور بود و سرانجام، اسلام اين آتش را خاموش كرد و در واقع «الّف اللّه بين قلوبهم برسوله».
تفرق و اختلاف، ممكن است در درك و فهم و رأى باشد «**» كه البته اين، چندان زيانمند نيست و فطرى بشر است و قرآن هم بدين مطلب اشاره كرده است:
«وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ». ٣٠
در واقع، برابرى مردم در عقول و افهام، ناممكن است و اينگونه اختلاف، طبيعى و فطرى بشر است و گاه هم بسيار مفيد است و سازنده.
ولى اختلاف و تشتّتى كه زيانبخش است و به قول شيخ محمد عبده، «اشد الاشياء ضررا فى البشر» مىباشد،
اختلافات مذهبى و عقيدتى است كه جامعه را نابود مىكند و اينگونه اختلافات را
مسلمانان بايد كنار بگذارند، بلكه لازمست كه به دستور خدا و رسول (ص) مراجعه كنند «