در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٩٦
مكان بلند، به ريسمان محكم كه در آن امنيت هست و از سقوط او جلوگيرى مىكند. در واقع كسى كه به «كتاب اللّه» چنگ بزند، «كان آخذا بالاسلام» است.
در كلمه «اعتصام» كه ريشه آن «عصمت» است، نكتهاى بس لطيف وجود دارد، يعنى مىخواهد بگويد اساس اين اعتصام، به وسيله «حبل اللّه» كه همان شريعت الهى، همان كتاب آسمانى است، فراهم مىگردد. ١٢
فعل نهى «لا تَفَرَّقُوا» هم مؤيّد است و مىگويد به راههاى متفرّق نرويد و به قبله واحدى رو آوريد، هدف واحدى داشته باشيد، به راهى برويد كه قرآن دستور داده و پيامبر اكرم، امر كرده است.
در الفت ميان قلوب نيز كه خدا گفته است: «... فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ ...»نيز نكتهاى است بس لطيف؛ يعنى در واقع الفت بايد باطنى باشد، ميان دلها كه مركز احساسات است باشد و نه الفت ظاهرى. ١٣
«وَ اعْتَصِمُوا» يعنى متمسّك شويد، خطاب جمع است و به ملت اسلام. با توجه به آيات قبل كه سخن از فتنهانگيزى يهود و پراكندهكردن مسلمانان بوده، على القاعده بايد منظور از «حبل اللّه» اسلام باشد كه يك دين جهانى و مطابق عقل و فطرت انسان است. «حبل اللّه» خواه اسلام باشد و خواه قرآن، مقيّد به زمان و مكانى نمىباشد و همانطور كه به وسيله ريسمانها، آدمى مىتواند خود را از تلف شدن نجات دهد، به وسيله تمسّك به قرآن و اسلام هم، مىتوان از خطر سقوط رهايى يافت.
«وَ اعْتَصِمُوا» يعنى تمسّكوا و تحصّنوا بدين اللّه، كه آنرا به «حبل» تشبيه كرده تا كه وسيله نجات از خطرات باشد. ١٤
فرات بن ابراهيم كوفى كه يكى از علماى حديث قرن سوم هجرى است، در تفسيرش با اسنادى نقل كرده است كه:
جاء رجل فى هيئة اعرابّى الى النبّى (ص) فقال: يا رسول اللّه، بابى انت و امّى، ما معنى «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا ...»؟
فقال النّبى (ص) انا نبىّ اللّه و علىّ (ع) حبله.
فخرج الاعرابىّ و هو يقول: آمنت باللّه و برسوله و اعتصمت بحبله.» ١٥
عيّاشى، از محدّثان بزرگ شيعه در قرن سوم هجرى، در تفسيرش، على بن ابى