در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٩١
وحدت در قرآن
وحدت، اين كلمه چهار حرفى، معنى و مفهوم بس بزرگى دارد و همان چيزى است كه فطرت و عقل انسانى و اصولا كتاب آفرينش بدان گواهى مىدهد.
اين كلمه كه در لغت به معناى يكى بودن و يگانه بودن و يگانگى است «*»، در فرهنگ اسلامى از ديدگاههاى مختلف مورد بررسى قرار گرفته ١و در اصطلاح هريك از علماى گوناگون، معناى ويژهاى دارد. مثلا فلاسفه، وحدت را مقابل كثرت دانسته و گفتهاند: وحدت از امورى است كه قابل تحديد و تعريف نمىباشد مگر به مقابله با كثرت. البته از بحث وحدت در جنس و وحدت در نوع و وحدت در كيف و وحدت در كمّ و وحدت در وضع و در اضافه، صرفنظر مىشود و نيز از وحدت وجود و تفاوت ميان عقيده الهيّون و طبيعيّون دراينباره، مىگذريم و نمىخواهيم بگوييم كه وجود، درياى بيكران است و موجودات همه امواج اويند و امواج عين دريا هستند، ليكن در عين حال، امواج، خود موجودند و امواج عين دريااند و در عين حال غير دريا هستند.
علّامه شيخ محمد نجّار، در مجلّه الازهر، شماره رمضان ١٣٧٧ هجرى، گفته است: وحدت در لغت به معناى يگانه بودن، يكى بودن است ولى هماكنون، اين كلمه به معناى اتّحاد و يكى شدن دو چيز و بيش از دو چيز بكار مىرود و مثلا مىگويند:
وحدت دولتين، وحدت قوانين تجارت.
(*) در صورتى كه «وحدت» را اسم مصدر بدانيم.