در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٧٥
قرآن مجيد، تعبير به «اتَّخَذُوا الْعِجْلَ» كرده و خواسته است بگويد اينگونه بتها واقعيّتى ندارد، تنها مردم بتپرست هستند كه به اينگونه اشياء موهوم اهميّت مىدهند و در واقع اتّخاذ آنان است كه بدان گوساله، شخصيّت و ارزش موهوم داده است.
در آيات «... فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ. فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى ...» (سوره طه/ ٨٨ و ٨٩)
نيز مسأله سامرى بدينصورت مطرح شده كه سامرى براى آن مردم مجسّمهاى مىسازد از گوساله كه صدائى همچون صداى گوساله دارد و آنان هم مىگويند: اين خداى شما و خداى موسى است.
از آيات مزبور چنين استنباط مىشود كه سامرى از مجموع زينتآلات فرعونيان كه از راه ستم در دست آنان قرار گرفته بود و سپس به بنى اسرائيل رسيد، مجسمه گوسالهاى را براى آنان ساخت كه در واقع جسد بىجان بود ولى صدائى همچون صداى گوساله داشت «خوار» ١٠
سامرى در لسان قرآن و فرهنگ و معارف اسلامى، مرد خودخواه منحرفى است كه توانسته بوده با گستاخى و مهارت مخصوص و با استفاده از نقاط ضعف بنى اسرائيل، فتنه عظيمى بپا كند و اكثريت قاطعى را به بتپرستى و گوسالهپرستى بكشاند. ١١
حافظ در شعر:
ستم از غمزه مياموز كه در مذهب عشق
هرعمل اجرى و هركرده جزائى دارد