در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٧٤
داشت افكند، آن عصا به شكل مار بزرگى نموده شد. «فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ». معجزه دوّم اين بود كه موسى دست خود را در گريبان فرو برد و بيرون آورد، در برابر بينندگان سفيد و روشن بود «وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ».
اين دو معجزه يكى مظهر بيم بود و بيانگر عذاب الهى و ديگرى نور بود و نشان رحمت الهى.
در آيه ١٤٨ سوره اعراف مىخوانيم كه:
«وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ ...»
قوم موسى پس از رفتن او به ميعادگاه خداوند، از زيور آلات خود گوسالهاى ساختند كه جسد بىروحى بود و صداى گاو داشت. يعنى پس از رفتن موسى به ميقات، گوسالهپرستى قوم موسى كه به دست شخصى به نام سامرى درست شده بود، آغاز شد و اين گوساله از خود صداى مخصوصى مىداد كه در قرآن از آن به «خوار» تعبير شده و در واقع در درون سينه گوساله طلائى، لولههاى مخصوصى، اين شخص سامرى كار گذاشته بود كه هوا از آن خارج مىشد و مثل اين مىمانست كه از دهان گوساله صدائى شبيه صداى گاو بيرون مىآمد. بعضى هم گفتهاند گوساله را آنچنان در مسير باد گذارده بود كه بر اثر وزش باد به دهان او كه به شكل مخصوصى ساخته شده بود، صدائى به گوش مىرسيد. ٨
نويسندگان «تفسير نمونه» نوشتهاند ٩: كلمه «جسد» در آيه، دليل بر اين است كه گوساله حيوان زندهاى نبوده است. بههرحال مرد منافقى چون سامرى خواسته است كارى معجزهمانند، انجام دهد و جسم بىجان را جاندار سازد تا توده مردم كماطّلاع را گمراه سازد، اينست كه حافظ هم كار سامرى را، به سحر تعبير كرده است.
قرآن مجيد هم در آيه ١٥٢ سوره اعراف گفته است:
«إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ» «*»
(*)- مىرسد و اينچنين، افترازدگان [بر خدا] را كيفر مىدهيم.