در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٤٤
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً»
سوره آل عمران/ ١٠٣
«وَ اعْتَصِمُوا ٢» يعنى: متمسك شويد، خطاب جمع است و مورد خطاب، ملت اسلام، با توجه به آيات قبل كه سخن از فتنهانگيزى يهود و پراكندهكردن مسلمانها بوده، على القاعده بايد منظور از «حبل اللّه» اسلام باشد كه يك دين مطابق عقل و فطرت انسانى است.
«حبل اللّه» خواه اسلام باشد و خواه قرآن، مقيد به زمان و مكان نمىباشد و اين خود، يك استعاره تمثيليه است؛ زيرا حالت و موقعيت مسلمانان در تمسك آنان به كتاب اللّه و يا در متحد بودن و همپشت يكديگر بودن تشبيهشده به حالت چنگ زدن كسى از مكان بلندى به ريسمانى محكم كه در آن امنيت است و از سقوطش جلوگيرى مىكند.
البته آن كس كه به «كتاب اللّه» چنگ زند «كان آخذا بالاسلام» است. ٣
فعل نهى «لا تَفَرَّقُوا» هم به ما مىفهماند كه مسلمانها نبايد به راههاى مختلف بروند بلكه بايد به قبله واحدى، توجه كنند، هدف واحدى داشته باشند، به راهى بروند كه قرآن دستور داده و پيامبر اكرم «ص» امر فرموده است.
سپس قرآن، گفته است: «فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ» كه نكتهاى بس لطيف دارد يعنى الفت بايد، باطنى باشد ميان دلها كه مركز احساسات است، الفت ظاهرى چندان ارزشى ندارد. ٤
شهرت اقبال بيشتر از لحاظ شعر و شاعرى اوست ولى بايد دانست كه او كتاب بسيار نفيس «احياى فكر دينى در اسلام» را نيز براى ما به يادگار گذاشته است.
اقبال، هشت مجموعه شعر فارسى، اشاعه داده و از اين جهت باعث رونق ادب فارسى نيز گرديده و بازار زبان فارسى را، در شبه قاره، از نو گرم گردانيده است.
اقبال شعر را وسيله راهنمائى مردم مىداند و بر آنست كه هدف شاعر بايد نشر حكمت باشد و انسانسازى كند.
شعر را مقصود اگر آدمگرى است
شاعرى هم وارث پيغمبرى است