در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٢٥
القلب». از باب تشبيه به صدر انسان، صدر مجلس مىگويند.
قرطبى، ذيل آيه مزبور نوشته است ٩٨:
معناى «أَ لَمْ نَشْرَحْ» كه فعل مضارع است «قد شرحنا» مىباشد و اين مفهوم از آيه بعدى كه به صورت ماضى مثبت آمده يعنى «وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ» نيز استنباط مىشود.
راغب اصفهانى ٩٩ «شرح صدر» را گستردگى سينه به نور الهى و سكينه و آرامش روحى دانسته و نوشته است: «شرح الصدر: اى بسطه بنور الهى و سكينة من جهة اللّه و روح منه» و در واقع راغب، اين خصيصه را از عطايا و چيزهايى مىداند كه خدا به پيامبر، عطا كرده است.
علّامه طباطبائى ذيل آيه مزبور نوشته است ١٠٠: پيامبر مىخواهد كمر خدمت بربندد و كسى هم كه بخواهد كار دشوارى انجام دهد بايد شرح صدر و سعه صدر داشته و براى دريافت وحى، آمادگى و ظرفيت داشته باشد و تحمل ناملايماتى كه در اين راه هست، بكند.
سنائى در شعر:
حق همه گويد بده تا ده مكافاتت دهم
آن به حقّ ندهى و پس آسان بپاشى در شيار «*»