در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١١٦
آنها طولانى شد «**».
همچون مردن بود و بيدارى آنها همچون رستاخيز و زندگى پس از مرگ و لذا قرآن در آيه بعدى (كهف/ ١٢) در مورد بيدار شدن آنها تعبير به بعث كرده و گفته است:
«ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً».
شيخ طوسى در بحث از آيه: «أَمْ حَسِبْتَ ...» نوشته است ٧٩:
در اين آيه خطاب خاص است و به صورت «أَمْ حَسِبْتَ» يا محمدّ مىباشد ولى مراد و منظور، امّت آن بزرگوار است و در واقع قرآن خواسته است بگويد: آيا مىپنداريد كه اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟ «بل ما خلقت من السماوات و الارض و ما بينهما من العجائب! اعجب من اصحاب اهل الكهف» شيخ طوسى افزوده است:
از قول ابن عباس در معناى آيه مزبور نقل شده كه:
«ام حسبت يا محمّد ان اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا فانّ الذى آتيتك من العلم و الحكمة افضل منه.»
در معناى «رقيم» هم شيخ طوسى وجوه مختلفى را ذكر كرده و افزوده است كه در ميان اقوال گوناگون، طبرى اين معنى را برگزيده كه رقيم اسم باشد براى كتاب يا لوح يا حجرى كه در آن نوشته شده باشد. رقيم، فعيل به معناى مفعول است مانند جريح به معناى مجروح و قتيل به معناى مقتول. رقمت الكتاب: اذا كتبته و قيل للحيّة: ارقم لما فيها من الآثار ٨٠.
اين جوانان كه به غار پناهنده شدند، كانوا مسلمين على دين عيسى عليه السّلام و كان ملكهم يعبد الاصنام، و به خاطر دينشان از طاغوت گريختند و برخى نيز گفتهاند:
اين فتيان را به جنايتى متّهم كردند و لذا به غار پناهنده شدند.
قرطبى ذيل آيه مزبور نوشته است ٨١:
«ليسوا بعجب من آياتنا، بل فى آياتنا ما هو اعجب من خبرهم»
در واقع خواسته است بگويد: «خلق السموات و الارض اعجب من خبرهم.»
(**) «فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً» كهف/ ١١.