در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١١٠
شيخ طوسى ٥٨، ذيل آيه مزبور توضيح داده كه «تسبيح» مصدر است و «سبحان» اسم مصدر همچون «تكفير» و «كفران». از قول سيبويه نقل كرده كه كلمه «سبحان»: براءة اللّه من السوء مىباشد و لا ينزّه بلفظ سبحان غير اللّه. اسراء هم سير در شب است. «ليلا» هم به معناى پارهاى از شب مىباشد.
در بحث از «الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ» هم دو قول را نقل كرده است.
١- بالثمار و مجارى الانهار.
٢- باركنا حوله بمن جعلنا حوله من الانبياء و الصالحين و لذلك جعله مقدّسا.
شيخ طوسى، ذيل آيه مزبور نقل كرده است ٥٩:
«انّه عرج به فى تلك الليلة الى السموات حتّى بلغ سدرة المنتهى فى السماء السابعة و اراه اللّه تعالى من آيات السموات و الارض ما ازداد به معرفة و يقينا، و كان ذلك فى يقظته دون منامه و الذى يشهد من القرآن الإسراء من المسجد الحرام الى المسجد لاقصى، و الباقى يعلم بالخبر.» قرطبى هم ذيل آيه مزبور نوشته است ٦٠:
كلمه «سبحان» اسم غير متمكن است و اعراب گوناگون بر آن وارد نمىشود و الف و لام هم بر آن نمىچسبد و معناى آن: «التنزيه و البراءة اللّه عزّ و جلّ من كلّ نقص» مىباشد.
از پيامبر اكرم هم روايت شده كه در معناى «سبحان» گفته است: «تنزيه اللّه من كل سوء» قرطبى در انتخاب كلمه «عبد» براى پيامبر اكرم در آن حالت از قول قشيرى، نوشته است ٦١: «لمّا رفعه اللّه تعالى الى حضرته السنيّة، و ارقاه فوق الكواكب العلّوية، الزمه اسم العبوديّة تواضعا للامّة.»
و نيز قرطبى در باب اينكه «اسراء» و سير شبانه در جسم پيامبر بوده و يا در روح او و آيا در يقظه بوده و يا در منام؟ بحث جالبى را طرح كرده و سرانجام چنين استنباط كرده است كه اگر «اسراء» فقط در خواب بود و روح آن بزرگوار به معراج مىرفت، در قرآن به جاى «أَسْرى بِعَبْدِهِ» گفته مىشد: «اسرى بروح عبده» و از طرفى آيه «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى» النجم/ ٧
خود دليل ديگرى است بر معراج جسمانى، زيرا در اين آيه، قرآن گفته است چشم پيامبر