در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١١
را بر ديگرى ترجيح دهم؛ زيرا كه بحث در اين مسائل تفرقه ايجاد مىكند و ميان مسلمانان عداوت و دشمنى به وجود مىآورد و مسلمانان را از وحدت و يكپارچگى دور مىكند و آنان را از تحرّى حقيقت بازمىدارد و به تشتّت و تفرّق مىافكند.
سخن شيخ محمد عبده چنين است ٢٩:
«... و للفريقين اقوال فى ذلك لا نحبّ استقصاءها و الترجيح بينها؛ لانّها من الجدل الذى فرق بين المسلمين، و أوقع بينهم العداوة و البغضاء و ما دامت عصيّبية المذاهب غالبة على الجماهير فلا رجاء فى تحريّهم فى مسائل الخلاف و لا فى تجنّبهم ما يترتّب على الخلاف من التفرّق و العداء».
برخى از طاعنان مىگويند: در بعضى از آيات قرآنى، اگرچه لفظ تكرار نشده ولى دو كلمه ذكر شده كه آن دو كلمه به يك معنى مىباشد مثلا در آيه ٨٣ سوره بقره (٢) كه قرآن گفته است: «وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ ... ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ» «*». طاعنان مىگويند:
درست است كه در اين آيه، لفظ تكرار نشده ولى دو كلمه «تولّيتم» و «معرضون» به يك معنى است و در واقع معنى تكرار شده است، زيرا «تولّى» همان «إعراض» است و جمله «وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ» تكرار بىفايدهايست براى «ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ».
بايد به اين طاعنان گفت: اگر عميقا توجّه كنيم و با دقّت، نظر افكنيم مىفهميم كه «تولّى» إنصراف و بازگشت و دورى گزيدن جسمى و ظاهرى است ولى «إعراض» روگرداندن و پشتكردن معنوى و با قلب و فكر و روح است. و اين تعبير را خداى بزرگ در آيه ٨٣ سورة الإسراء (١٧) با كلمه «أعرض» بيان كرده و گفته است:
«وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ، أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ ...» «**».
و نيز طاعنان گفتهاند كه در بخش آخر آيه ٧٤ سوره اعراف (٧) كه خدا گفته است: «... وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ» گرچه بظاهر در لفظ تكرار نيست ولى در
(*) يعنى: و چون از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداى يكتا را نپرستيد ... آنگاه پشت كرديد، مگر اندكىتان و شما نيز روىگردان شدهايد.
(**) يعنى: و چون انسان را نعمت دهيم روى بگرداند و سر خويش گيرد ...