در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٠٩
اوست و سرنوشت همه چيز بدوست.
و نيز قرطبى، ذيل آيه «... فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ ...» بقره/ ٢٥٧ نوشته است ٥٧: جمله «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى» جواب شرط است و جمع كلمه «وثقى» «وثق» است مانند: «فضل و فضلى» و ريشه كلمه «وثاقة» است.
و اين آيه، تشبيه است ليكن مفسران در مشبهبه، اقوال مختلف نقل كردهاند. مجاهد گفته است منظور از «عروة الوثقى» ايمان است و سدّى مراد از آنرا اسلام دانسته و ابن عباس و سعيد بن جبير و صحّاك مقصود را «لا اله الا الله» دانستهاند، كه البته مفهوم تمام اينها يك چيز است. توضيح قرطبى در باب بخش پايانى [- وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ] جالب است، زيرا كفر به طاغوت و ايمان به خدا از چيزهايى است كه آدمى به زبان مىگويد و به قلب معتقد مىشود، اين است كه قرآن گفته است سميع و شنواست، براى نطق و عليم است و دانا از جهت معتقد.
سنائى در قصيده ديگرى كه در نعت رسول اكرم (ص) سروده و بر وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» يعنى بحر رمل مثمّن محذوف مىباشد، چنين گفته است:
باش تا حسن نگارم خيمه بر صحرا زند
شورها بينى كه اندر جنة المأوى زند
از علاى خلق او عالم چو علّيين شود
پس خطابش قرب «سبحان الذى اسرى» زند
كيست كو پهلو زند با آنكه دولتخانه را
از بزرگى سر به «او ادنى» و «ما اوحى» زند
در حجاب كبريا چون باريا جولان كند
تكيه كى بر مسند «لا خوف» و «لا بشرى» زند