در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٠٥
است ٤٤:
عن المسئلة التى سلفت منهم» و قيل: عن الاشياء التى سألوا عنها من امور الجاهليّة و ما جرى مجراها».
شيخ طوسى ذيل جمله «عَفَا اللَّهُ عَنْها» نوشته ٤٥ است: در مرجع ضمير «عنها» دو قول است:
برخى مرجع ضمير را «مسألة» دانسته؛ زيرا جمله «لا تسألوا» دليل بر آن است كه ضمير به «مسألة» برمىگردد «فيكون العفو عن مسألتهم التى سلفت منهم.»
بعضى نيز گفتهاند كه ضمير در «عنها» به «اشياء» «*» برمىگردد و «اشياء» هم به امور جاهليّت و نظائر آن، مرتبط مىشود. در واقع مفهوم كلى آيه مورد بحث اين است كه قرآن خواسته است بگويد: از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و دردسر شما مىشود پرسش نكنيد.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ ...»
در بخش پايانى هم قرآن، از عفو خدا و بخشندگى و حلم او، سخن گفته است:
در بحث از آيه سوم [- توبه/ ٤٣] قرآن، نخست درباره پيامبرش از عفو، سخن گفته و سپس موآخذه كرده، البته عتاب خدائى جنبه كنايى داشته؛ زيرا شأن نزول آيه، درباره منافقانى است كه با عذرهاى گوناگون اجازه خواستند كه از شركت در ميدان جنگ تبوك، معذور باشند ٤٦.
شيخ طوسى هم در ذيل آيه مزبور نوشته است ٤٧:
جمله «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ» خطاب عتابآميزى است در باب اجازه دادن به آنان كه اجازه خواستند تا بعدها در جنگ تبوك شركت كنند و پيامبر هم اجازه داد.
در باب حقيقت معناى «عفو» هم شيخ طوسى نوشته است:
«حقيقة العفو الصفح عن الذّنب و مثله الغفران و هو ترك الموآخذة على الاجرام» و در ذيل «لم اذنت» هم نوشته است ٤٨:
(*) شيخ طوسى نوشته است: در وزن كلمه «اشياء» سه قول است:
كسائى، وزن آنرا «افعال» دانسته است. اخفش و فرّاء، كلمه را بر وزن «فعلاء» و خليل و سيبويه آنرا بر وزن «افعاء» دانستهاند. ر ك: تفسير التبيان ٤/ ٣٦.