در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٠٣
«قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ» حجر/ ٧١
اين دختران من، آماده ازدواج هستند، اما مستى شهوت آنان را كور كرده بود و اراده كردند كه به مهمانان لوط تجاوز كنند و آيه «لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ» بيان حال اين قوم متجاوز است كه خدا به جان پيامبر و به حيات آن بزرگوار قسم خورده كه آنان در مستى خود سرگردانند.
قرطبى، ذيل آيه مزبور نوشته است ٤٠:
همه مفسران برآنند كه خداى بزرگ در اين آيه به حيات محمّد (ص) و جان او از باب شرافت و عظمت او سوگند ياد كرده و «هذا نهاية التعظيم و غاية البرّ و التشريف» مىباشد و از قول ابو الجوزاء، نقل كرده است كه:
«ما اقسم اللّه بحياة احد غير محمّد (ص) لانّه اكرم البريّة عنده» و افزوده است كه مرجع ضمير «سكرتهم» قوم لوط است كه نمىدانند در صبح فردا چه بر آنان وارد خواهد شد. «فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ» حجر/ ٧٣
و نيز قرطبى گفته است: و العمر بضمّ العين و فتحها لغتان و معناهما واحد الّا انّه لا يستعمل فى القسم الّا بالفتح لكثرة الاستعمال ...»
و توضيح داده كه كلمه «لعمرك» بنابر ابتدائيت مرفوع است و خبر آن، محذوف و تقدير آن، چنين است: «لعمرك ممّا اقسم به ٤١»
سنائى در يك قصيده ديگر كه در نعت رسول اكرم سروده و در بحر رمل مثمن محذوف مىباشد و آغاز آن چنين است:
چون به صحرا شد جمال سيّد كون از عدم
جاه كسرى زد به عالمهاى عزل اندر، قدم