در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٠٢
در سوره «الشمس» نيز گفته شده است: «وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها. وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها.»
بههرحال خداى بزرگ در اين آيه به يك پديده طبيعى ديگر سوگند ياد مىكند و مىگويد: سوگند به شب آنگاه كه همى پوشاند. تصريح نشدن به مفعول فعل «يغشى» و حذف آن، افاده عمومى مىكند، در واقع خواسته است بگويد: تاريكى و شب سراسر ظاهر و باطن عالم را مىپوشاند و بعد، قرآن به روز و روشنايى سوگند خورده كه اشعه نور بر آفاق مىتابد «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى».
قرطبى فعل مضارع «يغشى» را «يغطّى» معنى كرده و افزوده است كه مفعول فعل، ذكر نشده؛ زيرا برخى گفتهاند:
تقدير جمله «يغشى النهار» است و بعضى هم «يغشى الارض» و برخى هم گفتهاند:
«يغشى الخلائق» است و عدهاى هم تقدير جمله را «يغشى كلّ شىء بظلمته» دانسته درباره «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى» هم قرطبى گفته است:
«اذا انكشف و وضح و ظهر و بان بضوئه عن ظلمة الليل.»
شيخ طوسى هم ذيل آيه «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى» نوشته است ٣٩:
«هذا قسم من اللّه تعالى بالليل اذا غشيه الظلام.»
سنائى در مصراع:
«امر «لعمرك» ناظر است، در پاكپاك آمد لقب»