دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨٦ - ابن زملکانی
ابن زملکانی
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ زَمْلَكانی، كمالالدين ابوالمعالی محمد بن علی بن عبدالواحد بن عبدالكريم انصاری سَمّاكی (٦٦٧-١٦ رمضان ٧٢٧ ق/ ١٢٦٩-٥ اوت ١٣٢٧ م)، فقيه شافعی، محدث، قاضی، اديب و شاعر دمشقی. وی از آن روی كه اهل زملكان بوده به اين نام شهرت يافته است. زملكان قريهای در غوطۀ دمشق بوده (ياقوت، ٢/ ٩٤٢-٩٤٥) و فيروزآبادی (٣/ ٣٠٥) آن را زِمْلِكان ثبت كرده است. ابن زملكانی را گاهی به نيای بزرگش ابی دجانۀ سَمّاكی نيز نسبت داده و سَمّاكی گفتهاند (ابن كثير، ١٤/ ١٣١).
او در دمشق تولد يافت (اسنوی، ٢/ ١٣). فقه را نزد تاجالدين عبدالرحمن بن فركاح فزاری (ذهبی، ذيول العبر، ٤/ ٨٢)، نحو و صرف را از بدرالدين ابن مالك، اصول را نزد بهاءالدين ابن زكی و نيز كتابت را از نجمالدين ابن بُصيص فراگرفت (ابن شاكر، عيون التواريخ، ٣٩٥) و از ابی الغنائم، ابن علاّن و ابن بخاری و ابنواسطی و ديگران استماع حديث كرد و از شهابالدين خُوَيّی و شمسالدين أيكی و صفیالدين هندی دانش آموخت. كتابهای التنبيه، المنتخب در اصول فقه، المحصل در اصول دين و جز اينها را حفظ نمود و در بيست و چند سالگی به صدور فتوا پرداخت (همو، فوات الوفيات، ٤/ ٧). گفته شده وی فردی خيالپرداز بود و مبانی فكری خود را بر تخيلات استوار میساخت و حتی براساس آنها عمل میكرد. ازاينرو در رنج و ناراحتی بود، زيرا برخی با وی دشمنی میكردند و حسادت میورزيدند. وی در علم منطق پيشرفتی نداشت و علت عدم توفيق خود را مشكل بودن اين دانش و نارسايی بيان استاد خود در هنگام درس و كم لطفی وی دانسته است (صفدی، ٤/ ٢١٤-٢١٧).
ابن زملكانی در ٧٠٥ ق/ ١٣٠٥ م در مجلسی كه نزد امير جمالالدين افرم نايبالسلطنۀ شام در دمشق برای رسيدگی به عقايد ابن تيميه (ه م) تشكيل شده بود، حضور يافت، او را انتخاب كردند كه بدون مسامحه دربارۀ آراء ابن تيميه تحقيق و داوری كند (دواداری، ٩/ ١٣٣-١٣٤). وی بعدها رسالههايی در ردّ بعضی از فتاوی و عقايد ابن تيميه نوشت (ابن شاكر، عيون التواريخ، ٣٩٧). او مباحثاتی نيز دربارۀ معانی حروف با صدرالدين بن وكيل داشته است (دواداری، ٩/ ١٣٥). وی در ٧٠٧ ق ناظر بيمارستان نوری شد و مدتی نيز به سمت توليت خزانۀ عالی و ديوان امير جمالالدين افرم نايبالسلطنه و وكالت بيتالمال و كتابت در ديوان انشاء در دمشق انتخاب گرديد و بعضی فرمانهای دولتی و اداری را نيز امضاء میكرد (ابن حجر، ٥/ ٣٢٩؛ ابن شاكر، همان، ٣٩٥؛ همو، فوات الوفيات، ٤/ ٨). او خطاط نيز بوده است چنانكه صفدی وی را از استادان خط خود، ابنبصيص و بدرالدين حسن بن محدث، برتر شمرده است؛ وی همچنين به خط كوفی آشنايی داشت (٤/ ٢١٥).
ابن زملكانی در بسياری از مدارس مانند رواحيه، عادليۀ صغيره، تربت امصالح، شامية البرانيه، ظاهريۀ جوانيه (ابن شاكر، عيون التواريخ، ٣٩٥-٣٩٦؛ همو، فوات الوفيات، ٤/ ٨)، عذراويه و مسروريه (ابن قاضی شهبه، ٢/ ٣٨٥) در دمشق تدريس میكرد و در ٧١٦ ق/ ١٣١٦ م در دارالحديث اشرفيه به استادی به جای ابن وكيل انتخاب گرديد و به تدريس تفسير، حديث و فقه پرداخت، اما بيش از ١٥ روز در اين مقام باقی نماند (نعيمی، ١/ ٣١).
از شاگردان معروف او شمسالدين ذهبی است كه خود در كتاب دولالاسلام (ص ٤١٩) به صراحت او را شيخ خويش ناميده است و به گفتۀ ابنقاضی شهبه (٣/ ٧٣، ٨٥، ١٦٣)، محمد بن علی بن سعيد و محمد بن حسن معروف به ابن قاضی زبدانی نزد وی فقه آموختند. از ديگر شاگردان او فخرالدين مصری، صلاحالدين علايی (سبكی، ٥/ ٢٥٢)، صدرالدين ابوعبدالله ابن خابوری و محمد بن احمد بن عبدالرحمن ابنخطيب (ابنقاضی شهبه، ٣/ ١٤٩، ١٥٣) را میتوان نام برد. وی بزرگ شافعيه در شام و غير آن بود و رياست مذهب را از نظر تدريس و فتوا و مناظرات علمی به عهده داشت (ابن كثير، ١٤/ ١٣١).
ابن شاكر ( فوات الوفيات، ٣/ ٤٣٨)، صفدی (٤/ ٢٢٠-٢٢١)، سبكی (٥/ ٢٥٦- ٢٥٩)، ابن رافع سلامی (ص ١٦٦) و ابن قاضی شهبه (٢/ ٢٦٠) از كتب و نظريات و فتاوای ابن زَملكانی نقل كردهاند. او در ٧٢٤ ق/ ١٣٢٤ م قاضی القضاة حلب شد و در مدارس سلطانيه، سيفيه، عصرونيّه و اسديۀ حلب نيز به تدريس پرداخت (ابن قاضی شهبه، ٢/ ٣٨٥) و در ٧٢٧ ق پس از ٣ سال اقامت در حلب به دمشق بازگشت (ابن حجر، ٥/ ٣٣٠) و احتمالاً در همين سال از جانب ملك الناصر ابوالفتوح محمد بن قلاوون، سلطان مصر، به مصر احضار گرديد تا سلطان وی را به قاضی القضاتی دمشق منصوب كند (ذهبی، دول الاسلام، ٤١٩)، اما او در راه بيمار شد و در بلبيس درگذشت و گفته شده است كه او را مسموم كردند. فرزند او تقیالدين عبدالرحمن جنازۀ وی را به قاهره حمل كرد و در قرافه نزديك قبر شافعی به خاك سپرد (صفدی، ٤/ ٢١٦).
ابن زَملكانی شاعر نيز بوده است. ابيات و قصايدی كه از او موجود است، نشانگر توانايی و قدرت اوست (در مورد اشعار باقيمانده از او نک : صفدی، ٤/ ٢١٧- ٢١٩؛ دواداری، ٩/ ٣٠؛ ابن شاكر، عيون التواريخ، ٣٩٦؛ همو، فوات الوفيات، ٤/ ٩-١١؛ سبكی، ٥/ ٢٥٨؛ اسنوی، ٢/ ١٤؛ ابن تغری بردی، ٩/ ٢٧٠-٢٧١).
آثـار
١. البرهان الكاشف عن اعجاز القرآن. دو نسخه از اين كتاب در كتابخانۀ عارف حكمت در مدينۀ منوره (كحاله، ٧) و ديگری در ظاهريه (ظاهريه، ٣٣٧) موجود است؛ ٢. تحقيق الاولی من اهل الرفيق الاعلی فی تفاضل اهل العلوم و الاعلام، در تصوف كه نسخههايی از آن در دارالكتب قاهره (سيد، ١/ ١٤٤)، كتابخانه قَوَلۀ قاهره (نک : GAL, II/ ٨٥) و توپكاپی به شمارۀ ٤٨٦٦ (TS, III/ ٦٢-٦٣) موجود است؛ ٣. عجالة الراكب فی ذكر اشرف المناقب ، جزواتی در شرح قصيدۀ خانه كعبه يا قصيده ميميۀ ابن زَملكانی در مدح پيامبر اسلام (ص) (ابن شاكر، فوات الوفيات، ٤/ ١٠؛ صفدی، ٤/ ٢١٨). نسخهای از آن در كتابخانۀ خديويۀ مصر (GAL، همانجا) موجود است. زركلی (٦/ ٢٨٤) به چاپ اين كتاب اشاره كرده است، اما در فهرست كتابهای چاپی چيزی به دست نيامد؛ ٤. مولد النبی (ص)، كه در نسخهای از آن در كتابخانۀ سلطنتی برلين، به شماره ٩٥٢٧ موجود است ( آلوارت، IX/ ١٢٠). در مورد آثار منسوب به او به اين منابع مراجعه شود: ابن شاكر، فوات الوفيات، ٤/ ٨؛ سبكی، ٥/ ٢٥١؛ ابن قاضی شهبه، ٢/ ٣٨٥- ٣٨٦؛ حاجی خليفه ، ٢/ ١٢٦١، ١٨٧٧.
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حجر، احمد بن علی، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٦ م؛
ابن رافع سلامی، محمد، تاريخ علماء بغداد، به كوشش عباس عزاوی، بغداد، ١٣٥٧ ق/ ١٩٣٨ م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عيون التواريخ، نسخۀ عكسی احمد ثالث تركيه؛
همو، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٣ م؛
ابن قاضی شهبه، احمد بن محمد، طبقات الشافعية، به كوشش حافظ عبدالعليم خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
ابن كثير، البداية؛
اسنوی، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
حاجی خليفه، كشف؛
دواداری، عبدالله بن ايبك، كنزالدرر، به كوشش هانس روبرت رويمر، قاهره، ١٣٧٩ ق/ ١٩٦٠ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، دول الاسلام، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، ذيول العبر، به كوشش محمد سعيد بن بسيونی زغلول، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
زركلی، اعلام؛
سبكی، عبدالوهاب بن تقیالدين، طبقات الشافعية الكبری، قاهره، ١٣٢٤ ق/ ١٩٠٦ م؛
سيد، خطی؛
صفدی، خليل بن ايبك، الوافی بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
ظاهريه، خطی (علوم القرآن)؛
فيروزآبادی، مجدالدين، القاموس المحيط، قاهره، ١٣٥٢ ق/ ١٩٣٣ م؛
كحاله، عمررضا، المنتخب من مخطوطات المدينة المنورة، دمشق، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
نعيمی، عبدالقادر بن محمد، الدارس فی تاريخ المدارس، به كوشش جعفر الحسنی، دمشق، ١٣٦٧ ق/ ١٩٤٨ م؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
Ahlwardt;
GAL;
TS.
علی رفيعی