دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٠٤ - ابن سماک
ابن سماک
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ سَمّاك، ابوالعباس محمد بن صَبيح عجلی كوفی (د ١٨٣ ق/ ٧٩٩ م)، فقيه، محدث و زاهد. علت شهرت وی به ابن سماك اين بود كه جدش ماهی فروش بوده (زبيدی، ٧/ ١٤٥) و به احتمالی ديگر خود وی به ماهی فروشی اشتغال داشته است (ابن اثير، ١/ ٥٥٩). از تاريخ تولد و زندگی ابن سماك اطلاعی در دست نيست. همين اندازه گفته شده است كه وی در كوفه میزيسته و مولای بنی عجل بوده (زبيدی، همانجا) و فقط يك بار در روزگار هارون الرشيد (١٤٨-١٩٣ ق/ ٧٦٥-٨٠٩ م) به بغداد آمده و پس از چندی به كوفه بازگشته و در همانجا درگذشته است (خطيب، ٥/ ٣٦٩). وی با هارون ديدارهايی داشته و او را موعظه كرده است (همو، ٥/ ٣٧٢). عطار نيشابوری او را صاحب كرامات و در عين حال امام و در وعظ چيرهدست دانسته است (صص ٢٨٥، ٢٨٦) و به همين سبب به «واعظ» شهرت يافته و ذهبی او را حتی «سيد الوعّاظ» خوانده است (٨/ ٣٢٨). سخنانی كه از ابن سَمّاك موجود است، غالباً در زمينۀ بيداری اخلاقی و احتراز از دنياگرايی و دلبستگی شديد به زهد است (ابونعيم، ٨/ ٢٠٤-٢١٧).
ابن سَماك از كسانی چون سری بن يحيی، عوّام بن حَوْشب، علاء بن منهال غنوی، سفيان ثوری، ابوطالب قاص (ابنابی حاتم، ٣(٢)/ ٢٩٠)، هشام بن عروة، سليمان بن مهران معروف به اعمش، عائذ بن نُسَيْر، يزيد بن ابیزياد (خطيب، ٥/ ٣٦٨- ٣٦٩)، اسماعيل بن ابی خالد (ابونعيم، ٨/ ٢١١) حديث نقل كرده است، كه به گفتۀ ابونعيم اصفهانی چند تن از آنان از تابعين بودهاند (همانجا). برخی از راويان مشهور سدۀ ٢ و ٣ ق/ ٨ و ٩ م نيز از او حديث نقل كردهاند كه بنامترين آنان عبارتند از: احمد بن حنبل، جمر بن فرقد، هيثم بن جمّاز، يحيی بن يحيی نيشابوری، ابراهيم بن موسی، علاء بن عمرو حنفی، عمر بن حفص بن غياث (ابن ابی حاتم، همانجا)، احمد و حسين پسران علی جُعفی (زبيدی، همانجا)، عبدالله بن صالح عجلی، يحيی بن ايوب مقابری (خطيب، ٥/ ٣٦٩)، محمد بن عبدالله بن نُمَيْر (ذهبی، ٨/ ٣٢٩) و محمد بن آدم مصيصی (ابنحبان، ٩/ ٣٢). چنانكه از گفتۀ عطار نيشابوری برمیآيد معروف كرخی (د ٢٠٠ ق/ ٨١٦ م) كه از زاهدان بنام است، در كوفه از مواعظ ابن سَماك بهره برده است (صص ٢٨٥، ٣٢٩). با اينكه تمام منابع احوال ابن سماك از ايمان و زهد و تقوای وی ياد كردهاند، اما از نظر وثاقت وضعيت روشنی ندارد و به گفتۀ ذهبی (همانجا) هيچ حديثی از او در «صحاح سته» نيامده است. با اينهمه ابنحبان (٩/ ٣٢) او را ثقه دانسته و خطيب بغدادی (٥/ ٣٧٣) به نقل از ابن نُمير از طرفی او را صدوق خوانده و از طرف ديگر از قول همو اظهار داشته است كه ابن سَماك از ضعفا نيز روايت میكرده و احتمالاً به همين علت ابن جوزی (٢/ ١٧٠) به نقل از ابن نمير حديث وی را ضعيف شمرده است.
مآخذ
ابن ابی حاتم رازی، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ ق/ ١٩٥٢ م؛
ابن اثير، علی بن محمد، اللباب، قاهره، ١٣٥٧ ق/ ١٩٣٨ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، الضعفاء و المتروكين، به كوشش ابوالفداء قاضی، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حيدرآباد دكن، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
ابونعيم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلية الاولياء، قاهره، ١٩٣٢- ١٩٣٨ م؛
خطيب بغدادی، احمد بن علی، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق/ ١٩٣٠ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط، بيروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
زبيدی، تاج العروس؛
عطار نيشابوری، محمد بن ابراهیم، تذكرةالاولياء، به كوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٣ ش.
حسن يوسفی اشكوری