دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٧ - ابوالحسن جرجانی
ابوالحسن جرجانی
نویسنده (ها) :
عبدالامیر سلیم
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْحَسَنِ جُرْجانی، علی بن عبدالعزیز بن حسن بن علی بن اسماعیل (د ٢٣ ذیحجۀ ٣٩٢ ق / ٢ نوامبر ١٠٠٢ م)، ادیب، فقیه شافعی و متكلم معتزلی. تاریخ تولد او مشخص نیست، ولی بنا به نقل یاقوت از حاكم نیشابوری، در ٣٣٧ ق كه همراه برادرش ابوبكر برای شنیدن حدیث به نیشابور رفته، در حدود سن بلوغ بوده است (١٣ / ١٥). بنابراین میتوان تولد او را در حدود ٣٢٢ ق تخمین زد. در مورد تاریخ وفات وی نیز ابن خلكان (٣ / ٢٨١) به نقل از حاكم، مرگ او را در ٧٦ سالگی و در پایان صفر ٣٦٦ ــ سالی كه صاحب بن عباد به وزارت رسید ــ آورده ونظر حاكم را درستتر دانسته است، ولی ذهبی (١٧ / ٢١) این نظر را توهم پنداشته و مربوط به شخص دیگری میداند. بهترین دلیل در تأیید این مدعا ارتباط جرجانی با صاحب بن عباد در دورۀ وزارت اوست.
جرجانی از كودكی به كسب علم و ادب و مسافرت و بهرهگیری از مشایخ وقت و علمای عصر خود پرداخت وبه شهرهای عراق و شام و دیگر كشورها مسافرت كرد، تا اینكه به صاحب بن عباد پیوست و در زمرۀ بزرگان خواص او درآمد. صاحب نخست او را به قضا در جرجان گماشت؛ ولی جرجانی، چه در زمان زندگانی صاحب و چه پس از درگذشت او، بارها معزول و منصوب شد، تا اینكه به مقام قاضی القضاتی ری نایل آمد و تا هنگام وفات در همان مقام باقی ماند (سهمی، ٣٥٢؛ ثعالبی، ٤ / ٣). پس از درگذشت او پیكرش را به جرجان برده، به خاك سپردند (یاقوت، همانجا). به گفتۀ یاقوت شیخ عبدالقاهر جرجانی به شاگردی او بر خود میبالید (١٣ / ١٦). ابوحیان توحیدی نیز از وی استفاداتی كرده است (مثلاً نك : ابوحیان، ٢٢٥). به گفتۀ ابن كرامۀ جشمی (ص ٢٨٠) و ابن مرتضی (ص ١٩٦) وی جامع بین فقه شافعی و كلام معتزلی بود. برخی از اقوال فقهی او در كتاب المنتزع المختار در فقه زیدیه مورد توجه قرار گرفته است (نك : جنداری، ٢). ثعالبی (همانجا) او را در خوشنویسی و نثر و شعر، به ترتیب همسنگ ابنمُقله و جاحظ و بحتری میداند.
چون صاحب بن عباد كتاب خود را در نقد شعر متنبی نوشت، جرجانی كتابی در میانجیگری و داوری دربارۀ اشعار متنبی و منتقدان او به رشتۀ تحریر درآورد و از عهدۀ این كار نیك برآمد. این كتاب كه الوساطة بین المتنبی و خصومه نام دارد، مورد توجه ادیبان قرار گرفت و به اندك زمان شهرت یافت (همو، ٤ / ٤). الوساطة به كوشش احمدعارف زین در صیدا (١٣٣١ ق / ١٩١٣ م) به چاپ رسیده و پس از آن ٣ بار با ویرایش محمد ابوالفضل ابراهیم و علیمحمد بجاوی در مصر (١٣٦٤، ١٣٧٠ و ١٣٨٦ ق) چاپ و منتشر شده است. همچنین دیوان شعری از او دستكم تا سدۀ ٨ ق / ١٤ م شهرت داشته است (ابواسحاق شیرازی، ١٢٩؛ سبكی، ٣ / ٤٥٩؛ قس: GAS, II / ٦٣٨؛ حاجی خلیفه، ٢ / ٧٨٢). ثعالبی (٤ / ٩-٢٦) و یاقوت (١٣ / ١٦-٢٠، ٢٥-٣٥) قطعاتی از اشعار او را نقل كردهاند.
از آثار منسوب به اوست: تفسیر القرآن (ذهبی، ١٧ / ١٢)؛ تهذیب التاریخ، كه دو فصل آن را ثعالبی (٤ / ٧- ٩) نقل كرده است و گویا همان كتاب صفوة التاریخ (مختصر تاریخ طبری) باشد (ابن قاضی شهبه، ١ / ١٤٦؛ قس: سهمی، همانجا)؛ مجموعۀ رسائل (یاقوت، ١٣ / ١٦) و كتاب الوكالة مشتمل بر٠٠٠‘٤ مسأله (عبادی، ١١١).
مآخذ
ابن خلكان، وفیات؛
ابن قاضی شهبه، احمد بن محمد، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالعلیم خان، حیدرآباد دكن، ١٩٧٨ م؛
ابن كرامة جشمی، محسن بن محمد، «شرحالعیون»، همراه فضل الاعتزال قاضی عبدالجبار، تونس، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابنمرتضی، احمد بن یحیی، المنیة والامل، به كوشش محمدجواد مشكور، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، بیروت، دارالقلم؛
ابوحیان توحیدی، مثالب الوزیرین، به كوشش ابراهیم كیلانی، دمشق، ١٩٦١ م؛
ثعالبی، عبدالملك بن محمد، یتیمة الدهر، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، دارالفكر؛
جنداری، احمد بن عبدالله، «تراجم الرجال المذكورة فی شرح الازهار»، همراه المنتزع المختار ابنمفتاح، صنعا، ١٣٤١ ق؛
حاجی خلیفه، كشف؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الكبری، قاهره، ١٩٦٥ م؛
سهمی، حمزة بن یوسف، تاریخ جرجان، حیدرآباد دكن، ١٣٨ ق / ١٩٦٧ م؛
عبادی، محمد بن احمد، طبقات الفقها، الشافعیة، به كوشش گوستا وینستام، لیدن، ١٩٦٤ م؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:
GAS.
عبدالامیر سلیم