دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٢ - برقی
برقی
نویسنده (ها) :
حسین فرهنگ انصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْقی، خاندانی امامی ساکن قم در سدههای ٢ و٣ق/٨ و٩م، جد اعلای این خاندان محمد بن علی یکی از طرفداران زیدبن علی(ع) بود که پس از قتل زید، به وسیلۀ یوسف بن عمر ثقفی زندانی، و سپس کشته شد. در این زمان خانوادۀ او ازجمله فرزند و نوادهاش، عبدالرحمان و خالد به جانب شرق، روبه سوی رستاق برقرود گریخته، در آنجا سکنى گزیدند (نجاشی، ١/٢٠٤-٢٠٥؛ شیخ طوسی، الفهرست، ٣٧؛ یاقوت، ادبا، ٣/١٣٢). در تعیین محل برق رود، سخن بسیار است، اما بر اساس مجموع آنچه در منابع آمده، در منطقهای میان قم و اصفهان واقع بوده است (ﻧﻜ : یعقوبی، ٤٠؛ یاقوت، بلدان، ١/٥٧٥).
آمدن ایشان به این منطقه، پایه ریز حضور طولانی افراد خاندانی از اهل فضل و علم در میان قمیان شد. به عنوان اولین کس از این خانواده که شهرتی یافته است، باید از ابوعبدالله محمد بن خالد بن عبدالرحمان نام برد که محضر امام کاظم، امام رضا، و امام جواد(ع) را درک کرده بود (الرجال، ٥٠، ٥٤؛ شیخ طوسی، رجال، ٤٠٤)؛ اما در منابع تنها روایات او از امام جواد(ع) دیده میشود (تستری، ٩/٢٥٢). به هرحال بر این پایه، او در نیمۀ دوم سدۀ٢ و اوایل سدۀ ٣ق زندگی میکرده است. محمد از شخصیتهایی مانند ابن ابی عمیر، فضالة بن ایوب، حماد بن عیسى، علی بن مهریاز، ابان بن عثمان، زکریا بن عمران، خل بن حماد و نضر بن سوید دانش آموخت و از آنان روایت کرد (ﻧﻜ : برقی، ٣٩، ٦٧، ٧٢، ﺟﻤ؛ اردبیلی، ٢/١٠٨-١٠٩) و جز فرزندش احمد، کسانی چون ابراهیم بن هاشم قمی، حسن بن علی بن نعمان و احمد بن محمد بن عیسى در شمار شاگردان و روایان او بودند (ﻧﻜ : همانجا).
برخی از رجال شناسان مانند نجاشی معتقدند که وی در حدیث ضعیف بود و روایتش از ضعفا، باعث میشد که تا حدیث او از درجۀ اعتبار ساقط شود (ﻧﻜ : ١/٢٢١)؛ در حالی که شیخ طوسی در رجال خود او را ثقه دانسته است (ص ٣٨٦) و حرعاملی در هواداری از برقی گفته است که این سخن نجاشی، به روایت او از ضعفا مربوط است و نشانۀ تضعیف شخص خود او نیست (٩(٣)/٣٢٧) و همین امر سبب شده است تا امامیه احادیث او را صحیح بدانند (برای برآوری از جرح و تعدیل او، ﻧﻜ : کاظمی، ٢/٣٨٩-٣٩٢).
بجز علم رجال، محمد در ادب وعلوم عربی نیز تبحر داشت و مخصوصاً اخبار عرب را نیک میدانست و کتابهای حروب الاوس و الخزرح او نشاندهندۀ همین توانایی اوست (ﻧﻜ : نجاشی، ٢/٢٢١). آثاری دیگر را نیز از محمد برقی دانستهاند، از جمله: التنزیل و التعبیر، کتاب یوم و لیلة، التفسیر، کتاب مکة و المدینة، العلل، کتاب فی علم الباری و الخطب (همانجا). ابن طاووس هم از قصص الانبیاء منسوب به نقل قولی آورده است (ﻧﻜ : آقابزرگ، ١٧/١٠٤؛ نیز ﻧﻜ : گُلبرگ، ٣٠٨).
مهمترین و مشهورترین کس در میان افراد این خاندان، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد برقی است. احمد را از اصحاب امام جواد و امام هادی(ع) برشمردهاند (شیخ طوسی، همان، ٣٩٨، ٤١٠)، ولی روایتی به نقل از این بزرگان از او ثبت نشده است. شبیری براساس روایات او از برخی استادانش همچون ابن ابی عُمَیر، بَزَنطی، ابن فَضَال و ابن محبوب، ولادت ابو جعفر برقی را پس از ٢٠٠ق دانسته است. (ﻧﻜ : ص ١٥٨).
ابوجعفر با سفرهایی در بخشهای مرکزی و شمالی ایران، و شهرهای عراق مانند کوفه، بصره و بغداد نزد بسیاری از استادان دانش آموخت و از بسیاری روایت نقل کرد که نام شماری از آنان در کتاب مشهورش، المحاسن، به ثبت رسیده است. از مشایخ به جز پدرش از اینان میتوان نام یاد کرد: حسین بن یزید نوفلی، علی بن حکم، ابراهیم بن هاشم قمی، علی ابن اَسباط، حسن بن علی بَطائنی، صالح بن سِندی، اسماعیل بن مهران، محمد بن یعقوب و محمد بن یَقطین (ﻧﻜ : برقی، ٦، ١٤، ١٥، ﺟﻤ؛ شیخ طوسی، تهذیب...، ١٠/٤٤؛ دربارۀ سفر به سامرا، ﻧﻜ : کشی، ٥٥٧). در شمار شاگردان و راویان او نیز کسانی از بزرگان امامیه مانند محمد بن حسن صفار، علی بن حسین سعدآبادی، محمد بن جعفرابن بطه، علی بن ابراهیم قمی، سعد بن عبدالله اشعری وبرخی از نوادگانش جای گرفتهاند (ﻧﻜ : اردبیلی، ١/٦٣-٦٥). او در ٢٧٤ یا بنابر نقلی در ٢٨٠ق از دنیا رفت (ﻧﻜ : نجاشی، ١/٢٠٧). از میان شاگردان ابوجعفر برقی، سعد بن عبدالله و محمد بن جعفر ابن بطه را باید به عنوان اصلیترین راویان آثار او نام برد (ﻧﻜ : شیخ طوسی، الفهرست، ٤٠).
دربارۀ جایگاه رجالی احمد از زمان حیاتش سخن بسیار بوده است؛ چنانکه ابنغضایری از طعن قمیان نسبت به او سخن گفته، و علامۀ حلی هم رد جواب گفته (ص ١٤) که طعن ایشان به روایت او از شعفا بوده است. البته از کنار این طعن چندانی هم بیتوجه نمیتوان گذشت، چه احمد بن محمد بن عیسى، یکی معاصران برقی که در میان قمیان ارزش والایی داشته، به دلیلهایی سبب اخراج برقی از قم شده است. درست است که پس از مدتی، وی از رأی قبلی خود بازگشت و ضمن دعوت از برقی به قم، در تشییع جنازۀ او هم به هیچ وجه از احترام و ادب فروگذار نکرد، اما رفتار سابق او میتواند، نشان دهندۀ اثرپذیرفتن از جوحاکم بر قم بوده باشد (همانجا؛ ابن داوود، ٤٠، ٤٢١). ابن داوود دیگر رجالی حله نیز اگر خود احمد را ثقه میداند، اما میگوید: چون ابنغضایری، برقی را ضعیف دانسته، نام او را در میان ضعفا آورده است (همانجا). اصلیترین سبب تضعیف برقی در میان رجالشناسان آن است که او از ضعغا روایت و بر مراسیل اعتماد میکرده است و اینکه از چه کسی روایت میکند، چندان مورد اعتنایش نبوده است (همانجا؛ صفدی، ٧/٣٩٠). سرانجام، این نکته شایان توجه است که افرادی مانند یاقوت (المشترک، ٥٣، بلدان، ١/٥٧٥). ذهبی (١/٦٧) و ابن حجر (١/٢٦٢) از احمدبرقی به عنوان فقیه و یکی از بزرگان و مشایخ شیعه یاد کردهاند.
برپایۀ اطلاعاتی که منابع به دست میدهند، احمد آثار بسیاری تألیف کرده که از همه مهمتر مجموعۀ المحاسن است (ﻧﻜ : نجاشی، ١/٢٠٥-٢٠٦؛ یاقوت، ادبا، ٣/١٣٣-١٣٤). در بررسی این اطلاعات، و نیز با نظر به نسخۀ چاپ شدۀ المحاسن، چنین مییابیم که این اثر، مجموعهای از احادیث در موضوعات مختلف است که مؤلف در رسالههای پیدرپی آورده است. گستردگی و تنوع این موضوعات، از قرآن، حدیث و فقه گرفته تا تاریخ، حکمت و اخلاق، همانطورکه از تواناییهای مؤلف برمیآید، نمایانگر رویکرد دائرةالمعارفی او در این اثر است (ﻧﻜ : ابن شهرآشوب، ١١-١٢).
برخی از نویسندگان مجامیع حدیثی در طی قرون از این اثر استفاده کردهاند: ابن بابویه درمقدمۀ من لایحضر (١/٥) به صراحت المحاسن را از منابع کتاب خود شمرده است؛ اما در کنارآن باید به نقلیات وسیعی توجه کرد که کلینی در الکافی (١/١١، ١٢، ٢٠، ﺟﻤ، معمولاً با واسطۀ «عدة من اصحابنا») و شیخ طوسی در تهذیب الاحکام (١٠/٤٤) بدون تصریح به نام کتاب و ظاهراً از همین کتاب آوردهاند (برای استفادههای ابنادریس در مستطرفات السرائر، ﻧﻜ : ص ٦٤٠-٦٤١). همچنین باید از علی طبرسی یاد کرد که در کتاب خود مشکاة الانوار تکیهای ویژه بر احادیث المحاسن داشته، و به خصوص از بخشهایی از این کتاب نقل قول کرده که در نسخۀ موجود از المحاسن یافت نشده است (ﻧﻜ : ص ٣٧، ٤٠، ﺟﻤ؛ نیز ﻧﻜ : نوری، ١/٣٨٢؛ نیز برای «کتاب السفر»، ﻧﻜ : ابوغالب، ١٦٢).
یکی از نشانههای ارزشمندی المحاسن را باید در جملهای از قاضی نورالله شوشتری جست که معتقد است امهات کتب حدیث امامیه را باید ٦کتاب دانست که پنجمین آن المحاسن برقی است (ﻧﻜ : محدث، «ی»). ابنندیم (ص ٢٧٦)، به اشتباه این اثر را به محمد بن خالد برقی نسبت داده است.
اثر دیگر مسنوب به احمد، کتاب کمحجیم، اما ارزشمند الرجال است که با شناسایی اصحاب پیامبر(ص) آغاز شده، و با نام یاران امامان(ع) ادامه یافته است. مؤلف قسمتی را هم به معرفی زنان راوی از پیامبر(ص) و نیز بخشی را به نامبری از منکرین ابوبکر اختصاص داده است (ص ٦١، ٦٣). نویسنده در آنجا که لازم دیده، از حد صرفاً یادآوری فراتر رفته، و برخی اطلاعات افزوده را در اختیار خواننده قرار داده است (مثلاً ﻧﻜ : ص ١١، ١٧، ٢٢، ﺟﻤ)؛ برخی در انتساب این اثر به احمدتشکیک کردهاند و برآنند که تألیف آن مدتها بعد توسط یکی از نوادگان برقی صورت گرفته است (شبیری، ١٥٩).
علاوه بر اینها، آثار دیگری نیز به احمد نسبت دادهاند که نمیتوان دربارۀ استقلال آنها از مجموعۀ المحاسن به دقت سخنی گفت (ﻧﻜ : مجاشی، یاقوت، همانجاها؛ شیخ طوسی، الفهرست، ٣٩؛ ابن شهرآشوب، ١٢). استفادهها و نقل فراوان نویسندۀ کتاب تاریخ قم، از برقی و اثری از او با نام البنیان (یا التبیان، ﻧﻜ : مسعودی، ١/١٢، شیخ طوسی، ابن شهر آشوب، همانجاها) درزمینۀ تاریخ محلی قم (ﻧﻜ : قمی، ٢٠، ٢٢، ٢٥، ﺟﻤ)، مشخص میکند که وی به عنوان یک مورخ، در این باره کتابی تألیف کرده است (قس: آقابزرگ، ٣/٣٢٧).
از خاندان برقی، تنی چند نیز در منابع یاد شدهاند که محدث ارموی در مقدمۀ خود بر کتاب المحاسن به تفصیل از آنان نام برده است. از آن میان، به خصوص باید به برادران محمد بن خالد ابوالقاسم فضل و ابوعلی حسن اشاره کرد که فرد اخیر صاحب کتابی با عنوان النوادر بوده، و نیز تفسیری به املای امام حسن عسکری(ع) بدو مسنوب است (ﻧﻜ : نجاشی، ١/١٦٧؛ شیخ طوسی، رجال، ٤٦٢؛ صدر، ٣٣٠). از نوادگان فضل فقیهی به نام علی بن علاء شناخته است و از نوادگان احمد بن محمدبن خالدهم احمد بن عبدالله بن احمد ظاهراً به حدیث اشتغال داشته است و نام او در اسانید برخی روایات امامیه بر جای مانده، و حسن بن حمزۀ طبری از او روایت داشته است (ﻧﻜ : نجاشی، ٢/٢٢١).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن ادریس، محمد، السرائر، قم، مؤسسۀ نشر اسلامی، ابنبابیویه، محمد، من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، تحف، ١٣٧٦ق؛
ابنحجرعسقلانی، احمد، لسان المیزان، حیدراباد دکن، ١٣٢٩ق؛
ابن داوود حلی، حسن، الرجال، به کوشش جلال الدین محدث ارموی، تهران، ١٣٤٢ش؛
ابن شهر آشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق/١٩٦١م؛
ابن ندیم، الفهرست، ابوغالب زراری، احمد، رسالة، به کوشش محمدرضا حسینی، قم، ١٤١١ق؛
اردبیلی، محمد، جامع الرواة، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
برقی، احمد، المحاسن، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، قم، ١٣٧١ق؛
تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٧ق؛
حرعاملی، محمد، وسائل الشیعة، بیروت، ١٣٩١ق؛
ذهبی، محمد، المشتبه، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٩٦٢م؛
«الرجال»، منسوب به احمد برقی، همراه الرجال ابن داوود حلی (ﻫﻤ)؛
شبیری، محمدجواد، «برقی، ابوجعفر»، دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٧٦ش؛
ج ٣؛
شیخ طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛
همو، رجال، نجف، ١٣٨٠ق/١٩٦١م؛
همو، الفهرست، به کوشش محمود رامیار، مشهد، ١٣٥١ش؛
صدر، حسن، تأسیس الشیعة، بغداد، شرکةالنشر للطباعه؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش احسان عباس، ویسبادن، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛
طبرسی، علی، مشکاة الانوار، نجف، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛
علامۀ حلی، حسن، الرجال، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛
قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ترجمۀ حسن بن علی قمی، به کوشش جلالالدین تهرانی، تهران، ١٣١٣ش؛
کاظمی، عبدالنبی، تکلمةالرجال، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، مطبعةالآداب؛
کشی، محمد، معرفةالرجال، اختیار شیخ طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٩١ق؛
محدث ارموی، جلال الدین، مقدمه بر المحاسن (ﻧﻜ : ﻫﻤ، ، برقی)؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش بارییه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس، ١٨٦١م؛
نجاشی، احمد، رجال، به کوشش محمدجواد نائینی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛
نوری، حسین، مستدرکالوسائل، تهران، ١٣٨٢ق؛
یاقوت، ادبا؛
همو، بلدان؛
همو، المشترک، به کوشش ووستنفلد، گوتینگن، ١٨٤٦م؛
یعقوبی، احمد، البلدان، نجف، ١٣٣٧ق/١٩١٨م؛
نیز:
Kohlberg, E., A Medieval Muslim Scholar at Work, Leiden. ١٩٩٢.
حسین فرهنگ انصاری