دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٤ - بزنطی
بزنطی
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَزَنْطی، ابوجعفر احمد بن محمد بن ابینصر (١٥٢-٢٢١ق / ٧٦٩-٨٣٦م)، از عالمان متقدم امامیه در كوفه كه در شمار اصحاب امامان كاظم، رضا و جواد (ع) نامبردار است.
از نظر خاندان او را به نسبت ولاء، سَكونی دانستهاند، اما چنین مینماید كه این خاندان در كوفه از خاندانهای معتبر امامی بوده، و از افراد شناختۀ شدۀ آن پسر عم وی، اسماعیل بن مهران قابل ذكر است (شیخ طوسی، الفهرست، ٤٣، الغیبة، ٧١؛ نجاشی، ٢٦، ٧٥، ٢٩٠؛ قس: كشی، ٥٨٩، به تعبیر «كانا من ولد [تحریف موالی] السكون»). در صورت اعتماد بر روایتی در خرائج راوندی، وی ٤ سال از امام رضا (ع) جوانتر بوده است (١ / ٣٦٥-٣٦٦). بزنطی به تصریح منابع، در فرصتهایی برای استفاده از ائمه (ع)، نزد ایشان میشتافت. همچنین در خلال برخی روایات، از چندی اقامت او در قادسیه، در حدود سال ٢٠٠ق سخن آمده است (نك : حمیری، ١٦٦؛ كشی، ٥٨٨ -٥٨٩).
در میان منابع رجالی، تنها برخی به صحبت بزنطی با امام جواد (ع) نیز اشاره كردهاند (نك : شیخ طوسی، رجال، ٣٩٧؛ نجاشی، ٧٥؛ برای یادكردی قابل خدشه مبنی بر روایت او از امام كاظم (ع)، نكـ: شیخ طوسی، همان، ٣٦٦؛ برای نقد اقوال، نكـ: تستری، ١ / ٥٦٨). افزون بر ائمه (ع)، بزنطی از شیوخی از اصحاب ائمه (ع) نیز دانش آموخته است كه از شمار آنان میتوان كسانی چون عبدالله بن سنان، حماد بن عثمان، جمیل بن دراج، ابان بن عثمان و عاصم بن حمید را برشمرد. در فهرست شاگردان و راویان او نیز نام شخصیتهایی برجسته چون ابراهیم ابن هاشم قمی، حسین بن سعید اهوازی، احمد بن محمد برقی، حسن بن محبوب و علی بن مهزیار دیده میشود. در شمار شاگردان او همچنین باید به محمد بن عیسی بن عبید یقطینی اشاره كرد كه به گفتۀ خود در ٢١٠ق / ٨٢٥م از وی دانش آموخته بوده است (نجاشی، همانجا؛ نیز نك : اردبیلی، ١ / ٥٩-٦١؛ خویی، ٢ / ٢٣٦- ٢٣٨).
از نظر گرایش مذهبی، به گفتۀ منابع وی پس از درگذشت امام كاظم(ع)، نخست در شمار قائلان به وقف قرار داشت، اما در پی مكاتبهای با امامرضا (ع)، بهامامت آن حضرت باور آورد (نكـ:حمیری، ١٥٢؛ ابنبابویه، عیون... ، ٢ / ٢١٣؛ شیخ طوسی، الغیبة، ٧١-٧٢). از آن پس، نام او در كنار رجالی چون هشام بن سالم و صفوان بن یحیێ جای گرفته است كه از نخستین مروجان گرایش قطعیه در كوفه بودهاند و بر پایۀ آنچه علی بن احمد علوی، مؤلف واقفی كتاب نصرۃ الواقفه نمایانده، وی مؤثرترین فرد در ترویج گرایش قطعی بوده است (نك : همان، ٦٢). در پیجویی گرایشهای درونی قطعیه نیز باید گفت: پس از درگذشت هشام بن سالم، شخصیتی كه میتوان او را به عنوان نمایندۀ مكتب هشام ابن سالم در دفاع از مواضع اصولی آن به شمار آورد، بزنطی است كه به نقد دیدگاههای اساسی مكتب هشام بن حكم در باب دانش امام و منابع دانش فقهی ائمه همت گمارده است (نك : پاكتچی، ١٥).
در باب علم ائمه (ع) روایات متعددی به نقل از بزنطی در منابع روایی امامیه، همچون كافی كلینی، قرب الاسناد حمیری، بصائر الدرجات صفار و كتاب الاختصاص به ثبت رسیده است، اما در این میان، یك روایت با وجود كوتاهی سخن، از درخششی خاص در تبیین مواضع مكتب هشام بن سالم برخوردار است؛ بر پایۀ این روایت كه بر نقل مستقیم بزنطی از امام رضا (ع) استوار است، ایمان هیچ بندهای كمال نمییابد، مگر آنكه بشناسد آنچه برای نخستین ایشان (ائمه ع) است، برای آخرین ایشان نیز همان است و ایشان در حجت و طاعت و حلال و حرام با یكدیگر برابرند (حمیری، ١٥٣؛ الاختصاص، ٢٢؛ قس: همین مضمون از صفوان بن یحیى، كلینی، ١ / ٢٧٥؛ صفار، ٥٠٠).
از نظر جایگاه رجالی، در منابع امامیه بر اعتبار بزنطی تأكید شده، شیخ طوسی او را توثیق كرده، و نجاشی او را نزد امام رضا و جواد (ع) «عظیم المنزلة» دانسته است. همچنین باید افزود كه وی را در شمار اصحاب اجماع آوردهاند (شیخ طوسی، الفهرست، نیز نجاشی، همانجاها؛ نیز كشی، ٥٥٦). گفتنی است: قرار گرفتن بزنطی در سلسلۀ اسناد حدیثی در سیرۀ نبوی، موجب گشته تا شخصیت او در آثار رجالی اهل سنت نیز مورد بررسی قرار گیرد و ظاهراً به سبب مذهب، با نقد روبهرو گردد (نك : عقیلی، ١ / ٣٨؛ ذهبی، ١ / ١٣٥؛ ابنحجر، ١ / ٢٦١).
در سخن از روشهای فقهی، نخست باید به مبحث حدیثین مختلفین اشاره نمود كه از دغدغههای فكری بزنطی بوده، و این امر به طور گسترده در روایات بازمانده از او بازتاب یافته است؛ به خصوص در این باره باید به نامهای اشاره كرد كه بزنطی خطاب به امام رضا (ع) نوشته بوده، و در آن ضمن ابراز نگرانی خود نسبت به اختلاف اقوال فقهی از ائمه (ع)، بر جایگاه تقیه در تفسیر این اختلاف تأكید داشته است (حمیری، ١٥٢). در گفتوگو از مبحث اجتهاد و استنباط، باید گفت تأیید اندیشه القاء اصول و تفریع فقیهان كه از سوی هشام بن سالم مورد تأكید قرار داشته، در آموزشهای فقهی احمد بن محمد بزنطی نیز مطرح بوده است؛ چنانكه وی در كتاب جامع خود، روایاتی با همین مضمون را به نقل از هشام بن سالم و نیز به نقل مستقیم خود از امام رضا (ع) ثبت نموده بود (نك : ابنادریس، ٤٧٧، به نقل از جامع بزنطی).
محقق حلی در سدۀ ٧ق، از بزنطی به عنوان یكی از فقیهان متقدم امامیه یاد كرده كه نقش او در گسترش دانش فقه تا عصر وی همچنان مورد توجه بوده است (ص ٧؛ برای نقل محدود فتاوی وی، نك : همو، ٢١٣، جمـ؛ علامۀ حلی، ١٠٤؛ شهید اول، ١ / ١٦٨). تأیید یادكرد محقق حلی، در این واقعیت تاریخی دیده میشود كه شماری از آثار فقهی بزنطی همچنان تا عصر وی باقی بوده، و در محافل امامیه تداول داشته است. در حال حاضر، افزون بر گزیدهها و اقتباسات برجای مانده از ٣ اثر یاد شدۀ وی، میتوان انبوهی از روایات فقهی او را در كتب اربعه امامیه بازجست.
در میان آثار او آنچه دارای اهمیت فقهی بوده، اینهاست:
١. الجامع . در فهرستهای ارائه شده از آثار بزنطی، الجامع در صدر قرار دارد و این نوشته، چنانكه بر پایۀ دانستهها از جامعهای آن عصر برمیآید، در بردارندۀ مجموعهای گسترده از اخبار در زمینههای گوناگون معارف دینی، به ویژه فقه بوده است (برای یادكرد آن، نك : ابوغالب، ٦٠؛ ابنندیم، ٢٧٦؛ شیخ طوسی، رجال، ٣٦٦، الفهرست، ٤٣؛ نجاشی، ٧٥). نسخههایی از این اثر تا سدۀ ٧ق هنوز باقی بوده است، به طوری كه میتوان برگرفتهها و نقل قولهایی از آن را در آثار گوناگون آن سدهها از ابنادریس و آبی بازیافت. همچنین اقتباسهای ابنطاووس از یكی از آثار بزنطی، ظاهراً باید برگرفته از همین اثر بوده باشد (ابنادریس، ٤٧٧- ٤٧٨؛ آبی، ٢/١٢٥؛ ابنطاووس، ٣٧- ٣٨).
٢. المسائل . ابنندیم در فهرست خود، از این اثر یاد كرده، و عنوان آن در رسالۀ ابوغالب زراری به شكل گویاتر مسائل الرضا (ع) ضبط شده است (ابنندیم، همانجا؛ ابوغالب، ٦٣). در گزارش ابوغالب، محمد بن حسین بن ابیالخطاب به عنوان راوی كتاب معرفی شده است. گفتنی است نسخهای مشتمل بر مجموعهای از احادیث فقهی به صورت پرسش و پاسخ میان بزنطی و امام رضا (ع) به روایت عبدالله بن جعفر حمیری نیز وجود داشته كه امكان یكی بودن آن با كتاب المسائل وجود دارد. این نسخه به عنوان بخشی از قرب الاسناد حمیری برجای مانده، و در بخش مربوط به امام رضا (ع) از این كتاب، درج گردیده است (حمیری، ١٥١-١٧٣؛ نیز نك : ابوغالب، ٣٧، ٩٢: «كتاب» بزنطی).
٣. النوادر . شیخ طوسی در فهرست خود به اثری با این عنوان از بزنطی اشاره كرده، و یحیی بن زكریا بن شیبان را به عنوان راوی آن معرفی نموده است. همچنین نجاشی در فهرست آثار بزنطی، از دو كتاب متفاوت با عنوان نوادر یاد كرده كه نخستین آن دو به روایت یحیی بن زكریا بوده است (شیخ طوسی، الفهرست، نیز نجاشی، همانجاها). نسخههایی از این اثر تا سدۀ٦ق همچنان برجای بوده، و ابن ادریس در مستطرفات سرائر، گزیدههایی از روایات آن را ضبط كرده است (ص ٤٧٢- ٤٧٥).
گفتنی است كه نسخه یا نسخههایی از آثار فقهی ـ روایی بزنطی در اختیار ابنبابویه قرار داشته، و در جای جای من لایحضره الفقیه مورد استفاده او قرار گرفته است (ابنبابویه، «مشیخة...»، ١٨)، اما وی در سخن از این منابع تصریحی به عنوان آثار مورد استفادۀ خود نداشته است.
مآخذ
آبی، حسن، كشف الرموز، قم، ١٤٠٨ق؛
ابنادریس، محمد، السرائر، تهران، ١٢٧٠ق؛
ابنبابویه، محمد، عیون اخبار الرضا (ع)، نجف، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
همو، «مشیخة الفقیه»، همراه ج ٤ من لایحضره الفقیه، به كوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ١٣٧٦ق / ١٩٥٧م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛
ابنطاووس، علی، محاسبة النفس، تهران، ١٣١٨ق؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابوغالب زراری، احمد، رسالة فی آل اعین، به كوشش محمد علی ابطحی، اصفهان، ١٣٩٩ق؛
الاختصاص، منسوب به شیخ مفید، به كوشش علیاكبر غفاری، قم، منشورات جماعة المدرسین؛
اردبیلی، محمد، جامع الرواۃ، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
برقی، احمد، «رجال»، همراه رجال ابنداوود، به كوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٤٢ش؛
پاكتچی، احمد، «گرایشهای فقه امامیه در سدۀ دوم و سوم هجری»، نامۀ فرهنگستان علوم، ١٣٧٥ش، شمـ ٤؛
تستری، محمد تقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٠ق؛
حمیری، عبدالله، قرب الاسناد، تهران، مكتبة نینوی الحدیثه؛
خویی، ابوالقاسم، معجم الرجال، نجف، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
ذهبی، محمد، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
راوندی، سعید، الخرائج و الجرائح، قم، ١٤٠٩ق؛
شهید اول، محمد، غایة المراد، به كوشش رضا مختاری، قم، ١٤١٤ق؛
شیخ طوسی،محمد، رجال، بهكوشش محمدصادق آلبحرالعلوم، نجف،١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
همو، الغیبة، به كوشش عبادالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، ١٤١١ق؛
همو، الفهرست، به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٠ق؛
صفار، محمد، بصائر الدرجات، تهران، ١٤٠٤ق؛
عقیلی، محمد، كتاب الضعفاء الكبیر، به كوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
علامۀ حلی، حسن، مختلف الشیعة، تهران، ١٣٢٤ق؛
كشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
كلینی، محمد، الكافی، به كوشش علی اكبر غفاری، تهران، ١٣٧٧ق؛
محقق حلی، جعفر، المعتبر، چ سنگی، ١٣١٨ق؛
نجاشی، احمد، رجال، به كوشش موسێ شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ق.
احمد پاكتچی