دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٣ - بقاعی
بقاعی
نویسنده (ها) :
مهدی مطیع
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِقاعی، ابوالحسن ابراهیم بن عمر بن حسن (٨٠٩ - ٨٨٥ق / ١٤٠٦-١٤٨٠م)، مفسر، مورخ و محدث شافعی. وی در قریۀ «خربة روحاء» در ناحیۀ بقاع، واقع در لبنان كنونی متولد شد؛ به همین سببـ به او نسبت خرباوی هم دادهاند.
بقاعی در ١٢ سالگی به دلیل منازعات طایفهای در روستاها و شهرهای اطراف سرگردان شد، تا پدربزرگش او را به دمشق برد. در دمشق به حفظ قرآن و آموختن مقدمات علوم روی آورد. مصادف با ورود ابن جزری به دمشق در ١٨ سالگی نزد او به آموختن علم قرائت پرداخت. از تاجالدین ابن بهادر نیز در فقه بهره گرفت. چندی بعد راه به بیتالمقدس برد و از افرادی چون تقیالدین حصنی، تاجالدین غرابیلی و عمادالدین ابن شرف حدیث و قرائت فرا گرفت. سفر بعدی او به قاهره بود كه در آنجا نزد شرفالدین سبكی، علاءالدین قلقشندی، شمسالدین قایاتی، ابنحجر عسقلانی و ابوالفضل مغربی حدیث و علوم دیگر آموخت. سپس به همراه ابن حجر به حلب رفت. مسافرتهایی نیز به دمیاط، اسكندریه، مكه، مدینه و طائف داشت. پس از مسافرتهای پیاپی، تا پایان عمر در دمشق اقامت گزید (سخاوی، ١ / ١٠١-١٠٢؛ سیوطی، ٢٤؛ ابن عماد، ٧ / ٣٣٩-٣٤٠؛ غزی، ١ / ٢٥٤).
برخی از همعصران بقاعی، بهویژه سخاوی در نکـوهش او مبالغه كردهاند. در این میان، تنوع علوم، تعدد آثار و گوناگونی نظرات و نقدهای تندی كه به دیگران و حتی استادان خویش داشت، بیتأثیر نبود. برخی، مواضع خصمانه امثال سخاوی (١ / ١٠١- ١٠٥) را ناشی از اختلافات شخصی دانستهاند (نکـ: شوكانی، ١ / ٢٠).
برخی آثارش، بهویژه تفسیر وی، تلاش او را در ارائه دیدگاههای جدید نمایان میسازند. گرایشهای صوفیانه نیز در آثار او به چشم میخورد؛ هرچند با آرائی همچون وحدت وجود، ستیز جدی داشته، و نگارشهایی برضد ابن فارض و ابن عربی از او گزارش شده است (ابن ایاس، ٣ / ٤٧؛ نیز نکـ: ادامۀ مقاله).
نگارشهای متنوع او، بیانگر گوناگونی ابعاد شخصیتی او نیز هست؛ در نوشتههایش به عرف حاكم بر جو علمی زمانه خویش، پایبند نیست؛ از كتب عهدین استفاده كرده، و به آنها استناد نموده است. این كار او قدح دیگران را نسبت به خود برانگیخته است. از دیگر سو، انگیزههای شخصی و حسادتها و درگیریهایش با معاصران، منجر به سعایت او نزد قاضی مالكی و گرفتن حکـم مهدورالدم بودن او شد؛ پس كتابی در دفاع از خویش نوشت و سرانجام، به وساطت برخی از فقهای عصر، مثل قاضی زینی بن مزهر، اسلامش دوباره تأیید شد و از مرگ رهایی یافت (سخاوی، ١٠٢ ببـ؛ ابن تغری بردی، ٤ / ٢٩٧؛ شوكانی، ١ / ٢٠-٢١).
دیگر زمینۀ نگارشهای او زمینههای فلسفی است كه بیشتر به انگیزۀ مخالفت با فلسفه و نقد دیدگاهها و نظریات برخی فلاسفه نگاشته شده است و برای همین، نمیتوان او را در زمره فلاسفه قرار داد؛ همانگونه كه در نگارشهای تاریخیاش زمینههای رجالی و اخباری دیده میشود، یعنی مثل سایر مورخان، همۀ دقایق تاریخی برایش جالب توجه نبوده است، بلكه رشتهها و گزارشهای خاصی را دنبال كرده است (نکـ: ادامه مقاله).
آثار
بیش از ٣٠ اثر و تألیف از او گزارش شده است كه نسخههای اكثر آنها موجود، و چند عنوان آن نیز به چاپ رسیده است. زمینههای آثار او عبارتند:
موضوعات فلسفی بیشتر با انگیزۀ فلسفهستیزی: دلاله البرهان علی ان الامكان ابدع مما كان و تهدیم الاركان من لیس فی الامكان ابدع مما كان (نکـ: آلوارت، شمـ .(٥١٠٢ كتابی در منطق: ایساغوجی (كوپریلی، ١/٣٩٩). كتابهایی در نقد و رد برخی بزرگان عرفان و نظرات آنان، بهویژه مخالفت جدی با نظریه وحدت وجود: سرالروح، كه خلاصه كتاب الروح ابن قیم جوزیه است (چ قاهره، ١٩٠٨م)، تنبیه الغبی الی تكفیر ابنعربی (چ قاهره، ١٩٥٣م، به كوشش عبدالرحمان وكیل)، تحذیر العباد من اهل العناد ببـدعه الاتحاد ( آربری، III/٧١) و الناطق بالصواب الفارض لتكفیر ابن الفارض، كه ضمیمه كتاب یاد شده است (نکـ: .(GAL, I/٣٠٧ بعدها سیوطی كتابی در دفاع از ابن عربی در رد بر بقاعی نوشته است (ابن عماد، ٧ / ٣٤٠).
آثاری در عبادت و سلوك:: اثاره الفكر بما هو الحق فی كیفیه الذكر ( آربری، III/٦٩) و الایذان بفتح اسرارالتشهد و الاذان
( آلوارت، شمـ .(٤١٤٩ نگارشهایی در رجال، تاریخ و اخبار: لعب العرب بالمیسر فی الجاهلیه الاولی (چ لیدن، ١٣٠٣ق)، اخبار الجلاد فی فتح البلاد ( دفتر...، ١٤٧)، الاعلام بسن الهجره الی الشام ( آربری، همانجا؛ خدیویه، ٧/٥٨٦)، عنوان الزمان بتراجم الشیوخ و الاقران (كوپریلی، ١/٥٧٢)، مختصر سیره النبی یا تاریخ بقاعی ( آلوارت، شمـ ٩٦٩٤) و جواهر البحار فی نظم سیره النبی المختار (نکـ: حاجی خلیفه، ١/٦١٢). آثاری در قرائات و علوم قرآنی: الضوابط و الاشارات (ظاهریه، علوم قرآنی، ١١١)، القول المفید، در علم تجوید (حاجی خلیفه، ١ / ١٠٤).
دو كتاب در دفاع از خویش برای استفاده از كتب عهدین: الاقوال القویمه فی حکـم النقل من الكتب القدیمه (خدیویه، ١/١٢٦) و بذل النصح و الشفقه للتعریف بصحبه ورقه (ظاهریه، تاریخ، ١/١٧٧)، ناظر به محسوب داشتن ورقه بن نوفل در عداد صحابه. همچنین كتابهایی در نقد و یا شرح دیگران: النکـت الوفیه بما فی شرح الالفیه، كه شرح الفیه الحدیث عراقی است (طلس، ٥٠؛ آربری، I/٦٥) و النکـت و الفرائد علی شرح العقائد تفتازانی (سید، ٣/١٧٦)، و كتابهایی در تفسیر كه بیش از همه به او شهرت داده است: تفسیر سوره البقره (شریف، ١/٥٠)، الفتح القدسی فی آیةالكرسی ( آربری، III/٦٩) و مصاعد النظر للاشراف علی مقاصد السور، با نام دیگر المقصد الاسمی فی مطابقه اسم كل سوره للمسمی (سید، ٣ / ٦٥).
اما در بین همۀ آثار او حتی در تفسیر، هیچ كتابی جایگاه نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور را كه به تفسیر بقاعی یا مناسبات بقاعی معروف است، ندارد؛ به گونهای كه آن را نشانه عظمت بقاعی و تسلط او بر دانشهای روایی و درایی، و توانمندی بالای او و مبرزترین اثر او دانستهاند (شوكانی، ١/٢٠). گفتنی است كه حجم این كتاب نیز نسبت به كتابهای دیگر او قابل مقایسه نیست. همانگونه كه اسم كتاب نیز معرف محتوای آن است، مؤلف علاوه بر تفسیر آیات بنا بر برقراری ارتباط معنایی میان آیات و حتی سور دارد. از دیدگاه او فهم مناسبت و ارتباط میان آیات مقدمهای است برای كشف اعجاز قرآن، و نتیجۀ آن رسوخ ایمان در قلب است (نکـ: ١/١١). نظریه او بر این پایه قرار دارد كه ترتیب اجزاء قرآن، چه درون سور و چه میان سور توقیفی است (١/٨) و اسماء سور نیز توقیفی، و كلید رمزگشای محتوای هر سوره هستند (١ / ١٨).
مقصود او از مناسبت، هم ارتباط ظاهری و آشكار كلام در عبارات و تركیبات آیات و فواصل و آهنگ كلمات است، و هم ارتباط درونی و پنهانی معنایی حاكم بر فضای سوره. وی راه فهم این ارتباط را پیدا كردن غرضی میداند كه سوره به سمت آن میرود، یعنی هر سوره یك هدف و غرض كلی را دنبال میكند كه اگر سر رشته آن به دست آید، به واسطه آن و در فضای آن میتوان ارتباط بین عبارات و آیات را كشف كرد (همانجا).
وی علاوه بر ارتباط برقرار كردن میان آیات، درصدد یكی كردن كل محتوای قرآن با ارتباط دادن بین سورهها نیز هست، تا آنجا كه بین سوره ناس و سوره فاتحه ارتباطی عمیق میبیند (نکـ: ١ / ١٥). وی در مقدمه كتابش، ترسیمی كلی از سبك و روش و دیدگاههای تفسیریاش ارائه میكند كه خود نمونهای كمنظیر در تبیین روش تفسیری از سوی شخص مفسر است.
مآخذ
ابنایاس، محمد، بدائع الزهور، به كوشش محمد مصطفی، قاهره، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
ابن تغری بردی، المنهل الصافی، به كوشش محمد محمد امین، قاهره، ١٩٨٩م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛
بقاعی، ابراهیم، نظم الدرر، حیدرآباد دكن، ١٣٨٩ق / ١٩٦٩م؛
حاجی خلیفه، كشف؛
خدیویه، فهرست؛
دفتر كتبخانه لالهلی، استانبول، ١٣١١ق؛
سخاوی، محمد، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٣ق؛
سید، خطی؛
سیوطی، نظم العقیان، به كوشش فیلیپ حتی، نیویورك، ١٩٣٧م؛
شریف، ابراهیم سالم، فهرس المخطوطات بمركز دراسه جهاد...، طرابلس، ١٩٨٩م؛
شوكانی، محمد، البدرالطالع، بیروت، دارالمعرفه؛
طلس، محمداسعد، الكشاف عن مخطوطات خزائن كتب الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ق / ١٩٥٣م؛
ظاهریه، خطی؛
غزی، محمد، دیوان الاسلام، به كوشش كسروی حسن، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩٠م؛
كوپریلی، خطی؛
نیز:
Ahlwardt;
Arberry;
De Slane;
GAL;
GAL, S.
مهدی مطیع