دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٩ - حاقه
حاقه
نویسنده (ها) :
یحیی میرحسینی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حاقّه، شصت و نهمین سوره از قرآن کریم، دارای دو واحد موضوعی (رکوع)، ٥٢ (یا ٥١ و یا ٥٠) آیه، ٢٥٥ کلمه و ٤٨٠‘١ حرف.
این سوره از عهد نزول قرآن تاکنون، تنها با همین نام در تمامی مصاحف ثبت شده است (ابنندیم، ٢٩-٣٠؛ ابنعاشور، ٢٩ / ١٠٢)؛ امـا بـه دو نـامِ غیرمشهور «الواعیه» و «السلسله» ــ برگرفته از آیـات ١٢ و ٣٢ این سوره ــ نیز خوانده شده است (فیروزآبادی، ١ / ٤٧٨؛ ابنعاشور، همانجا). نام «حاقه» را از نخستین آیۀ سوره گرفته، و بر آن نهادهاند.
حاقه یکی از سورههای نسبتاً طولانی در مجموعۀ سُوَر مفصل است (نک : سیوطی، الاتقان، ١ / ١٧٤؛ رامیار، ٥٩٦) که در ترتیب تلاوت پس از سورۀ قلم و پیش از معارج جای دارد. سورۀ پس از حاقه در تمامی روایات ترتیب نزول، معارج است، اما گاه سورۀ پیشین، مُلک (نک : طبـرسی، ١٠ / ٦١٣؛ زرکشی، ١ / ١٩٣؛ سیـوطی، همـان، ١ / ٧٨) و گاه قلـم معرفـی میشـود (نک : ابـوعمرو، ١٣٦؛ رامیار، ٦١٢). روایات ترتیب نزول، ردیفهای ٧٤ تا ٧٨ را به این سوره اختصاص دادهاند (بیهقی، ٧ / ١٤٣؛ زرکشی، همانجا؛ دروزه، ١ / ١٦؛ رامیار، ٣٨)؛ اما ارقام خاورشناسان در تعیین ترتیب نزول، میان ١٣ تا ١٥٣ در اختلاف است که با روایات اسلامی بسیار تفاوت دارد (نک : همو، ٦٩٥).
همگان سورۀ حاقه را از دیرباز، سورهای تماماً مکی دانستهاند (مقاتل، ٤ / ٤١٩؛ ابنجوزی، فنون ... ، ٣٣٨؛ ابنطاووس، ٢٨٣؛ معرفت، ١ / ١٠٩) که سبک و سیاق آیات نیز گواهی بر این مدعا ست (نک : طباطبایی، ١٩ / ٣٩٢). پراکنده نازل شدن این سوره، بهرغم تجاوز از ٥٠ آیه، سبب اظهارنظری از سوی خاورشناسان نشده است؛ برخی تصریح کردهاند که یکباره نازل شده، زیرا هماهنگی آیات آن از آغاز تا پایان نزول یکباره را مدلل میسازد. هر چند آهنگ بیان در این سوره آمیخته با عتاب بسیار است (قطب، ٦ / ٣٦٧٤)، اما آمدن «هاء سکت» در پایان ٦ آیه، در کنار فواصل مشابه آن، حالت سجعگونه و گوشنوازی به خود گرفته است (نک : ابنعاشور، ٢٩ / ١٢١؛ قطب، ٦ / ٣٦٧٦). در برخی روایات غیرمشهور، سورۀ حاقه در شمار اخوات سورۀ هود معرفی شده که تأثیر مفاهیم و موضوعات آن سور چنان بر حضرت محمد (ص) عمیق بوده که باعث پیرگشتن آن حضرت شده است (میبدی، ٤ / ٣٥٠؛ ابنجوزی، زاد ... ، ٢ / ٣٥٥؛ سیوطی، الجامع ... ، ٢ / ٨٢)؛ نیز در شمار ٣٤ سورهای دانسته شده است که ناسخ و منسوخی در آن وجود ندارد (نحاس، ٢٢٦؛ ابنحزم، ٦٢؛ ملاحویش، ٥ / ٧١).
واژۀ «حاقه» که تنها در این سوره بهکار رفته، و شکل و معنای آن با سرآغاز سورۀ قارعه مشابهت دارد، اسم فاعل از حق، به معنای روزی است که وقوع آن حتمی و حقیقی است و یا در آن حقیقت هر امری آشکار میشود (زمخشری، ٤ / ٥٩٨؛ طبرسی، ١٠ / ٥١٥؛ بغـوی، ٥ / ١٤٤؛ بـرای برخـی تفـاسیر از این واژه، نک : فخرالدین، ٣٠ / ٦٢٠). برخی ادعای اجماع کردهاند که منظور از حاقه قیامت است (نک : طبرسی، فخرالدین، همانجاها).
محور موضوعی این سوره یادکردی از قیامت و وقایع پس از آن است. ٣ بار تکرار واژۀ حاقه در ٣ آیۀ متوالی، ذکر دو نام و اصطلاح قرآنی برای قیامت یعنی «القارعه» و «الواقعه»، و بیان وقایع آن زمان بر همین اساس است.
این سوره از ٣ بخش تشکیل شده است: بخش نخست، بیان سرگذشت اجمالی عاد، ثمود، قوم فرعون و قوم لوط (با عنوان «مُؤتَفِکات») است (٦٩ / ٤-١١). سپس به مسئلۀ قیامت پرداخته است و آدمیان به دو گروه کسانی که نامۀ عمل را به دست راست و چپ خود میگیرند، تقسیم شدهاند. هر چند اعطای نامۀ اعمال به اصحاب یمین در دو سورۀ اسراء (١٧ / ٧١) و انشقاق (٨٤ / ٧) نیز وجود دارد، اما دادهشدن آن نامه به اصحاب شمال از یکسو، و در کنار هم آمدن آندو از سویی دیگر، تنها در این سوره یاد شده است. افزون بر این، امر به زنجیر کشیدن اصحاب شمال و تأکید بر ٧٠ ذراع بودن آن زنجیر و عبارت «وَ لٰا طَعَامٌ اِلّٰا مِنْ غِسْلینٍ» (٦٩ / ٣٦)، و نیز اعتراف در قیامت به سود نبخشیدن مال و از میان رفتن قدرت، از مفاهیم خاص این سوره است (٦٩ / ١٣-٣٧). بخش پایانی سوره که از آیۀ ٣٨ و با سوگند شروع میشود، با تأکید فراوان به اثبات حقانیت قرآن پرداخته است و پیامبر(ص) را از تهمتهای مختلف مشرکان به دور میداند. سرانجام، این سوره همانند سورههای واقعه، طور و نصر با امر به تسبیح خاتمه مییابد. برخی به روایات شأن نزول تمسک کرده، ذکر رکوع را از این آیه دانستهاند (نک : طوسی، ١٠ / ١١١؛ ابنعطیه، ٥ / ٣٦٤؛ فیروزآبادی، همانجا؛ ثعالبی، ٥ / ٤٨٠)؛ هرچند اغلب، آن را از دو آیۀ ٧٤ و ٩٦ سورۀ واقعه میدانند (سورآبادی، ٤ / ٢٥٢٦؛ ابنکثیر، ٨ / ٣٨؛ فیض، ٥ / ١٢٨).
سورۀ حاقه از نظر عبارات و آیات، با سورۀ مجاورش، معـارج ــ کـه زوج آن سوره نیز محسوب میگردد ــ پیوندها و همبستگیهای قابل توجهی دارد؛ گویا مشرکی پس از شنیدن سورۀ حاقه، دچار تحیر گشته، و از چگونگی قیامت پرسش کرده است. به همین سبب، گاه سورۀ معارج به عنوان تتمۀ سورۀ حاقه معرفی میشود (سیوطی، تناسق ... ، ١٤٣؛ آلوسی، ١٥ / ٦٢؛ مراغی، ٢٩ / ٦٥؛ حیلی، ٢٩ / ١٠٩). رابطۀ مشهود اجمال و تفصیل میان دو سورۀ حاقه و سورۀ پیش از آن، قلم، به دوگونه است: ابتدا آنکه این سوره درصدد شرح اجمال آیات « ... وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ ... » (قلم / ٦٨ / ٣٣) و « ... یَوْمِ الْقیامَةِ ... » (همان / ٣٩) است (بقاعی، ٨ / ١١٩؛ آلوسی، ١٣ / ٤٥؛ زحیلی، ٢٩ / ٧٩)؛ دیگر آنکه چون در دو آیۀ پایانی سورۀ قلم، از قرآن و پیامبر(ص) دفاع شده است، در این سوره آنها را با یادکردی از قیامت و سرانجامِ اقوام مکذب پیشین بیم میدهد و در پایان به دیگر تهمتهای ناروای آنان پاسخ میگوید (ابنزبیر، ٣٤٥).
این سوره با سورۀ واقعه نیز پیوندی عمیق دارد. افزون بر تشابه و تقارب فراوان سبک و اسلوب بیان آیات و تناسب فواتح و خواتم، در مضامینی چون وصف روز قیامت، گروهبندی انسانها و تنزیه قرآن و پیامبر(ص) مشترکاند (طباطبایی، ١٩ / ٤٠٥؛ نیز برای نمونه به ترتیب، نک : حاقه / ٦٩ / ١٥، ٢٤، ٥١، ٥٢؛ واقعه / ٥٦ / ١، ٢٤، ٩٥، ٩٦). این ارتباط تا جایی است که آیۀ «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظیمِ» عیناً در هر دو سوره آمده است (حاقه / ٦٩ / ٥٢؛ واقعه / ٥٦ / ٧٤).
در بررسی برخی از آیات خاص این سوره باید گفت: آیۀ «... وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمَانیَةٌ» (٦٩ / ١٧) که همواره معرکۀ آراء مفسران بوده (نک : طبری، ٢٩ / ٣٧؛ ابنعربی، ٢ / ٣٦٦؛ فخرالدین، ٣٠ / ٦٢٦)، در این سوره آمده، که در روایات شیعی هم از این ٨ حامل عرش الٰهی نام برده شده است (کلینی، ٤ / ٥٨٥؛ قمی، ٢ / ٣٨٤؛ بحرانی، ٤ / ٣٧٧). همچنین در برخی از روایات، بهویژه نزد متکلمان آیات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْاَقاویلِ ... » (٦٩ / ٤٤-٤٧) که امکان دروغ بستن پیامبر(ص) بر خدا را منتفی میشمارد، بـرای نقد احـادیث و مطالب خلاف عصمت استفاده میشود (نک : سیدمرتضى، ١٥٣؛ قاضیعیاض، ٢ / ١٢٧؛ شوکانی، ٣ / ٤٦٢). گفتنی است که برخی از روایات، نزول آیۀ ١٢ این سوره را در شأن امام علی(ع) دانستـهاند (نک : طبری، ٢٩ / ٣٦؛ ابنابیحاتم، ١ / ٣٣٦٩-٣٣٧٠؛ عیاشی، ١ / ١٤؛ حسکانی، ٢ / ٣٦٣؛ واحدی، ٤٦٥؛ ابنبطریق، ٢٩٠).
در باب فضیلت سورۀ حاقه، روایاتی از شیعه و سنی وجود دارد که خوانندۀ آن را به داشتن حسابی آسان در قیامت (نک : ثعلبی، ١٠ / ٢٥؛ بیضاوی، ٥ / ٢٤٣؛ کفعمی، ٤٤٨) و پاداشی معادل ثواب صالح پیامبر(ع) و شهدا وعده داده است (فیروزآبادی، ١ / ٤٧٩). خواندن این سوره در نماز، سفارش و تأکید شده است که بدین وسیله دینِ خواننده محفوظ میماند (ابنبابویه، ١١٩؛ دیلمی، ٣٨٠؛ طبرسی، ١٠ / ٥١٤؛ شیخ بهایی، ١٩٤). مواردی چون حفظ جنین و اطفال از خطرات (نک : یافعی، ١٠٤؛ کفعمی، ٤٥٨- ٤٥٩)، و در امان بودن از فتنۀ دجال از خواص این سوره یاد شده است (ثعلبی، همانجا؛ ابوالفتوح، ١٩ / ٣٧٣؛ قرطبی، ١٩ / ٢٥٦؛ کاشانی، ٩ / ٣٩٢).
مآخذ
آلوسی، محمود، روح المعانی، بیروت، ١٤١٥ق؛ ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، تفسیر، به کوشش اسعد محمد طیب، مکه / ریاض، ١٤١٩ق / ١٩٩٩م؛ ابنبابویه، محمد، ثواب الاعمال، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٣٦٤ش؛ ابنبطریق، یحیى، العمدة، قم، ١٤٠٧ق؛ ابنجوزی، عبدالرحمان، زاد المسیر، بیروت، ١٤٢٢ق؛ همو، فنون الافنان، به کوشش حسن ضیاءالدین عتر، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛ ابنحزم، علی، الناسخ و المنسوخ، به کوشش عبدالغفار سلیمان بنداری، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛ ابنزبیر، احمد، البرهان فی ترتیب سور القرآن، به کوشش محمد شعبانی، مغرب، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛ ابنطاووس، علی، سعد السعود، قم، ١٣٦٣ق؛ ابنعاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، تونس، دارالکتب الشرقیه؛ ابنعربی، محییالدین، تفسیر، بیروت، ١٤٢٢ق / ٢٠٠١م؛ ابنعطیه، عبدالحق، المحرر الوجیز، به کوشش عبدالسلام عبدالشافی محمد، بیروت، ١٤٢٢ق؛ ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، ١٤١٩ق؛ ابنندیم، الفهرست؛ ابوعمرو دانی، عثمان، البیان فی عد آی القرآن، به کوشش غانم قدوری حمد، کویت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، به کوشش محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد، ١٣٦٦-١٣٧٢ش؛ بحرانی، هاشم، البرهان، قم، ١٣٩٤ق؛ بغوی، حسین، معالم التنزیل، بیروت، ١٤٢٠ق؛ بقاعی، ابراهیم، نظم الدرر، به کوشش عبدالرزاق غالب مهدی، بیروت، ١٤١٥ق؛ بیضاوی، عبدالله، انوار التنزیل، بیروت، ١٤١٨ق؛ بیهقی، احمد، دلائل النبوة، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛ ثعالبی، عبدالرحمان، الجواهر الحسان، بیروت، ١٤١٨ق؛ ثعلبی، احمد، الکشف و البیان، بیروت، ١٤٢٢ق؛ حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، به کوشش محمدباقر محمودی، تهران، ١٤١١ق / ١٩٩٠م؛ دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، ١٣٨٣ق؛ دیلمی، حسن، اعلامالدین، قم، ١٤٠٨ق؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن کریم، تهران، ١٣٨٤ش؛ زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر، بیروت، ١٤١٨ق؛ زرکشی، محمد، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالمعرفه؛ زمخشری، محمود، الکشاف، بیروت، ١٤٠٧ق؛ سورآبادی، عتیق، تفسیر قرآن کریم، تهران، ١٣٨٠ش؛ سیدمرتضى، علی، تنزیه الانبیاء، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛ سیوطی، الاتقان، بیروت، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛ همو، تناسق الدرر، به کوشش عبدالله محمد درویش، دمشق، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛ همو، الجامع الصغیر، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛ شوکانی، محمد، فتح القدیر، بیروت، عالم الکتب؛ شیخ بهایی، محمد، مفتاح الفلاح، بیروت، ١٤٠٥ق؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، قم، ١٤١٧ق؛ طبرسی، فضل، مجمع البیان، به کوشش محمدجواد بلاغی، تهران، ١٣٧٢ش؛ طبری، محمد، تفسیر، بیروت، ١٤١٢ق؛ طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ عیاشی، محمد، التفسیر، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، تهران، ١٣٨٠ق؛ فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، تهران، ١٤٢٠ق؛ فیروزآبادی، محمد، بصائر ذوی التمییز، به کوشش محمدعلی نجار، بیروت، مکتبة العلمیه؛ فیض کاشانی، محسن، الصافی، تهران، ١٤١٥ق؛ قاضی عیاض، الشفاء، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٨م؛ قرآن کریم، قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ١٣٦٤ش؛ قطب، سید، فی ظلال القرآن،به کوشش محمد قطب، بیروت، ١٤١٢ق؛ قمی، علی، تفسیر، قم، ١٣٦٧ش؛ کاشانی، فتحالله، منهج الصادقین، تهران، ١٣٣٦ش؛ کفعمی، ابراهیم، المصباح، قم، ١٤٠٥ق؛ کلینی، محمد، الاصول من الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٦٥ش؛ مراغی، احمد مصطفى، تفسیر، قاهره، ١٣٦٥ق / ١٩٤٦م؛ معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، ١٣٩٦ق؛ مقاتل بن سلیمان، التفسیر، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، ١٤٢٣ق / ٢٠٠٢م؛ ملاحویش، عبدالقادر، بیان المعانی، دمشق، ١٣٨٢ق؛ میبدی، احمد، کشف الاسرار، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، ١٣٧١ش؛ نحاس، احمد، الناسخ و المنسوخ، قاهره، ١٤٠٧ق / ١٩٨٦م؛ واحدی، علی، اسباب النزول، بیروت، ١٤١١ق؛ یافعی، عبدالله، الدر النظیم، قاهره، مکتبة عبدالحمید احمد حنفی.
یحیى میرحسینی