دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٢ - حر عاملی
حر عاملی
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُرِّ عامِلی، محمد بن حسن مَشغَری (١٠٣٣-١١٠٤ ق / ١٦٢٤-١٦٩٣ م)، فقیه و محدث اخباری و صاحب اثر پرارزش وسائل الشیعة. ترکیب حر عاملی بیشتر نسبتی کلی برای خاندان او ست که از یک سو اشاره به خاستگاه ایشان، جبلعامل دارد و از سوی دیگر فارغ از درستی یا نادرستی، انتساب به حر بن یزید ریاحی، یکی از یاران امام حسین (ع) در واقعۀ کربلا ست (امین، ٢ / ٤٩٤). اگرچه تقریباً همۀ اعضای خاندان او در نام خود دارای این انتساب هستند (حر عاملی، امل ... ، ١ / ٣١، ٣٢، ٦٥، جم )، اما بهکارگیری این نام به طور مطلق، تنها اشاره به محمد بن حسن دارد.
اصل خاندان او از مشغری، قریهای در ناحیۀ بقاع دمشق در جبل است که بسیاری از آنها در زمان صفویه به ایران مهاجرت نمودند (نک : آل صفا، ٧٥ بب ). ایشان به علم و دانش اشتهار تمام دارند و نام بسیاری از اعضای این خاندان در منابع، بهویژه توسط خودِ حر عاملی در امل الآمل یاد شده (همانجا؛ نیز مجلسی، بحار ... ، ١٠٥ / ٥٤؛ آقابزرگ، ٨ / ٧٠-٧١)، و احمد حسینی در مقدمۀ آن، فهرستی از افراد خاندان ارائه کرده است (ص ١٠-١٣).
حرعاملی در دیار خود دروس اولیه را نزد عالمان خاندانش از پدر، عمو، دایی و کسانی از اعضای خاندان پدری و مادری و نیز از برخی دیگر مشایخ آنجا فرا گرفت. در میان ایشان کسانی مانند علی بن محمود عاملی به ویژه در فقه شهرت بیشتری دارد و او نام آنها را در زندگینامهای که در امل الآمل از خود به دست داده، یاد کرده است (١ / ١٤١). بدین ترتیب، در دانش فقه، حدیث، ادبیات عرب و جز آن بسیار توانا گشت. وی در خودنوشتی از زندگینامهاش، دربارۀ سفر به جبع یاد کرده است؛ او در آنجا از کسانی چون حسین بن حسن ظهیری فقه و همچنین نحو آموخت. حرعاملی نخستین اجازۀ روایت خود را از همین استادش، در ١٠٥١ ق / ١٦٤١ م دریافت نمود (همان، ١ / ١٤١-١٤٢، وسائل ... ، ٣٠ / ١٧٠). او در ١٧٠٣ ق / ١٦٦٣ م به عراق سفر کرد و از همانجا برای زیارت امام رضا (ع)، راهی ایران شد؛ سفری که سبب شد تا او عملاً تا آخر عمر در همانجا بماند (خوانساری، ٧ / ٩٣؛ برای شاگردان او، نک : مروه، ٩٨- ٩٩).
او نیمۀ دوم زندگی خود را ــ که دورۀ به ثمر رسیدن علم وی است ــ در ایران سپری کرد. در این دوره سفرهایی زیارتی به مکۀ مکرمه داشت که به ترتیب در سالهای ١٠٨٧ و ١٠٨٨ ق صورت گرفت. گویا در همین سفرها بود که برخی از زائران ایرانی خانۀ خدا به بهانۀ آلودن برخی اماکن مقدس، بنا به گفتۀ محبی به دست حاکمان عثمانی به قتل رسیدند و به واسطۀ آن، شیعیان مورد اتهام قرارگرفتند و آزار شدیدی متحمل گشتند. در همین رابطه حرعاملی هم که در میان کاروانیان ایرانی و از بزرگان ایشان بود، با مشکلاتی روبهرو گشت و مجبور شد برای حفظ جان خویش به یکی از بزرگان و اشراف مکه پناه برد. با مساعدت وی، حرعاملی امکان آن را یافت تا به طریقی خود را به یمن رساند و از مهلکه جان سالم بهدر برد (برای شرح واقعه، نک : محبی، ٣ / ٤٣٢-٤٣٣؛ نیز امین، ٩ / ١٦٧).
حضور او در ایران با برخی سفرهای داخلی و خارجی همراه بود؛ دو بار سفر به عتبات (حرعاملی، امل، ١ / ١٤٢)، و مسافرتهایی در داخل را هم تجربه کرده که در سفری به اصفهان امکان آن را پیدا کرد تا با علامه مجلسی ملاقات کند. گویا در همین سفر، شاه سلیمان صفوی با او در برخی موارد فقهی همکلام شده و پرسشهایی نموده و پاسخ شنیده بوده است (نک : همو، رسالة ... ، ١١٥٢-١١٥٣). البته در منابع حکایاتی نیز دربارۀ ملاقات وی با شاه و برخی حاضرجوابیها از سوی او آمده است (خوانساری، ٧ / ٩٩؛ امین، ٩ / ١٦٧- ١٦٨). به هر روی شاه او را که از جایگاه علمی و مردمی والایی برخوردار بود، به شیخالاسلامی و قاضیالقضاتی خراسان منتصب کرد (همانجا؛ جعفریان، ٢ / ٧١٢). حرعاملی پس از حدود ٣٠ سال زندگی در ایران، در مشهد مقدس از دنیا رفت و پیکر او را در جوار حرم امام رضا (ع) به خاک سپردند (امین، ٩ / ١٦٧؛ مروه، ٩٦).
برای درک دقیقتر از شخصیت اجتماعی حر ناگزیر باید وی را در زنجیرۀ کنشها و تعاملات اجتماعی عصرش مورد توجه قرار داد. از یک سو، برخوردهای فقهی او بدون شک متأثر از بازتاب مجموعۀ تقابلات اندیشۀ اصولیان و اخباریان بود که وی از هواداران جریان اخیر بود؛ از سویی دیگر، رویدادهای سیاسی ـ اقتصادی جامعۀ ایران، لاجرم او را در معرض پرسش و اقدام به موضعگیری قرار میداد و با التفات به اساس سیاست صفویان که اقتداری مبتنی بر توجهات مذهبی بود، اینگونه موضعگیریها حساسیت بیشتری مییافت. با پذیرش این امر که آثار تألیفی حرعاملی بیانگر واکنش علمی وی به واقعیات پیرامونی است، بسیاری از کتابهای مدون حر چیزی بهجز پاسخ به مسائل اجتماعی عصرش نیست و بررسی آثار وی، بررسی شخصیت علمی ـ اجتماعی او ست.
تا آنجا که به اختلافات اصولیان و اخباریان مربوط میشود، نیمۀ دوم سدۀ ١١ و نیز سدۀ ١٢ ق را باید دورۀ تسامح در اخباریگری دانست. در این زمان که پس از اوجگیری اندیشۀ محمدامین استرابادی، محافل علمی نجف و ایران، به ویژه اصفهان، بیشترین گروندگـان به این تفکر را در خود داشت (نک : حائری، ٨٦)، به آرامی مسیر تعادل را میپیمود و روش میانه در تقابلات اخباریان با اصولیان در این مکاتب روی مینمود (نک : ه د، اخباریان). عالمی طراز اول مانند حرعاملی در کنار اندیشمندانی چون فیض کاشانی (١٠٠٧-١٠٩١ ق / ١٥٩٨-١٦٨٠ م) و یوسف بحرانی (١١٠٧-١١٨٦ ق / ١٦٩٥-١٧٧٢ م) در این مسیر با اتخاذ روشی میانه، این تسامح علمی را به کار میبردند (مهاجر، ٢٠١-٢٠٣).
واقعیت این است که حرعاملی به عنوان یکی از مؤلفان اثرگذار در این سده، آثار خود را با ابتنای بر همین اندیشۀ میانه تدوین نموده است. تألیف اثرگذاری چون وسائل الشیعة ــ که مجموعهای از احادیث معصومان (ع) در مباحث فقهی است ــ فارغ از جایگاه ارزشمند آن در میان آثار متأخر امامی و نقش آن در تدوین آثار پسینی، بهویژه از آن رو که تلاشی بود برای تبیین راهی میانه، از اهمیت بسزایی برخوردار است (نک : ٣٠ / ٢٦٧-٢٨٠). مؤلف با علم به همین اهمیت، تحریرهای متفاوتی از آن را مانند هدایة الامة الى احکام الائمة و تحریر وسائل الشیعة و تحبیر مسائل الشریعة تنظیم نمود؛ پسینیان هم ضمن بهرهبردنهای فراوان از آن در آثار خویش، تحریرها و مستدرکاتی برای آن تدوین نمودهاند (نک : ه د، وسائل الشیعة).
یکی از موضوعات بحث برانگیز در عصر حرعاملی، مسئلۀ اختلاف رأی اصولیان و اخباریان دربارۀ وجوب نماز جمعه، به تألیف بسیاری آثار در این زمینه نیز منجر گشته بود؛ در این میان، حرعاملی بر اساس روایات موجود، نماز جمعه را واجب میدانست و برخلاف اصولیه، شرط وجود امام یا نایب او را برای اقامۀ آن لازم نمیشمرد. وی با تدوین تکنگاشتی در همین موضوع، تحت عنوان رسالة الجمعة، عملاً در همگرایی با اندیشۀ شهید ثانی، به رد منتقدان آراء وی پرداخت. او که اقامۀ نماز جمعه در زمان غیبت را واجب عینی میدانست، بر آن بود که تعبیر امام عادل در این روایات، کنایه از امام جماعت است (وسائل، ٧ / ٣١٠-٣١١، امل، ١ / ١٤٤؛ بحرانی، ٩ / ٣٥٥-٣٥٦). این رساله به همراه برخی دیگر از رسالات پر اشتهار او ضمن الفوائد الطوسیة درج گشته (مدرسی، ٢٦٠) که در آن به طرح و نقد موضوعاتی مختلف از مباحث فقهی و کلامی و پاسخگویی به برخی شبهات اعتقادی پرداخته شده است (نک : سراسر کتاب). در این میان به نظر میرسد که حرعاملی در نامگذاری الفوائد الطوسیة، توجهی ویژه به کتاب الفوائد المدنیۀ محمدامین استرابادی داشته است.
رویکرد وی در مباحث مربوط به واجبات و محرمات در کتاب بدایة الهدایة به رغم اختصار، بسیار مهم است و بحرانی بسیاری از آراء او در موارد مختلف را از همین اثر استخراج نموده و بدان استشهاد کرده است (برای نمونه، نک : ٢ / ٥، ٣٤٩، جم ). اهمیت این کتاب در عصر مؤلف نیز از چنان میزانی برخوردار بوده که در حیات حر، توسط محمدمراد بن محمدصادق کشمیری (زنده در ١٠٩٨ ق / ١٦٨٧ م) ترجمه شده است (برای ترجمهها و شروح و حواشی، نک : مدرسی، ٢٥٧- ٢٥٩؛ جعفریان، ٣ / ١١٢٧). از دیگر آثار وی که حول محور یکی از مباحث داغ عصر تألیف گشته، رسالهای در مسئلۀ تقلید از میت است (آقابزرگ، ٤ / ٣٩٣). فراتر، وی الفصول المهمة فی اصول الائمة را تألیف نمود و چنانکه خود در مقدمۀ اثرش توضیح داده، در الفصول افزون بر اختصاص بخشی به کلیات ابواب فقه، اصول اعتقادی و سپس اصول فقه را گرد آورد (١ / ٧٧-٨١). در نهایت در سخن از آثار فقهی او باید به تکنگارهایی در زمینۀ زکات و مواریث اشاره کرد که در قالب نظم تدوین شدهاند (نک : امل، ١ / ١٤٥).
فارغ از آنچه در محافل مَدرَسی اخباریان و اصولیان و البته بازتاب عملی آن در فتاوی ایشان میگذشت، در جلوهای واقعیتر در سطح جامعه، رواج توتون و تنباکو و اعتیاد بدانها موضوعی بحثانگیز در سطح جامعه بود. عالمان با بذل توجه به این موضوع، آثار بسیاری نیز در حرمت و حلیت آن تألیف نمودند (نک : جعفریان، ٣ / ١١٤٥-١١٤٦). حرعاملی با این منظر که برای عوام و خواص پاسخی درخور ارائه دهد، در نقد قائلان به حرمت، رسالهای تألیف کرد تحت عنوان رسالة فی حرمة الشرب التتن که در آن به مبحث نوشیدن قهوه هم پرداخته است. او در این رسالۀ کوتاه از سویی تلاش نموده تا نشان دهد که دلایل بیانشده توسط قائلان به حرمت، از پایه و اساس استواری برخوردار نیست و به واقع نمیتوان بدانها متمسک شد؛ از سوی دیگر، به عنوان واکنشی در گرایش جامعه نسبت به این دست مواد، ترک را اولى دانسته و به احتیاط گراییده است (ص ١١٤٨-١١٥٣). بدینترتیب، خواص را به دقت در گزینش روایی برای استدلالات خود برانگیخته، چنانکه حتى به این مطلب تصریح هم نموده (همان، ١١٥٢)، و مردم را نیز از گرایش به مخدرات برحذر داشته است.
اینگونه واکنشهای اجتماعی حر که در قالب شیوههای علمی بروز میکرد، در موضوعات مربوط به مباحث عینی جامعه مانند غنا و تغنی نیز نمود داشت (نک : الفوائد ... ، ٨٣-٩٤).
تقابل فقیهان و صوفیان که پیشینهای طولانی دارد، در عصر صفوی و زمان حر نیز اسباب بحث و جدلها در این باره بود و بازنگریهایی به اعمال ایشان به طور جدی فراهم آورده و تألیف آثار بسیاری در این زمینهها را منجر گشته بود. حرعاملی نیز در رسالهای تحت عنوان الاثنا عشریة فی الرد علی الصوفیة، ضمن رد اندیشۀ ایشان، به طور خاص به رد بر استماع و غنا پرداخت (ص ١٢٣-١٤٧؛ نیز نک : جعفریان، ٢ / ٥٧٨- ٥٧٩؛ مهاجر، ٢١١).
با نگاهی گذرا به کارنامۀ حرعاملی و تألیفات او، موضوع امامت امامان دوازدهگانه (ع) و مبحث غیبت، از دغدغههای اصلی او به شمار میرود. جای بسی تأمل دارد که تمامی آثار حرعاملی، تبویبی براساس عدد ١٢ است (نک : امل، ١ / ١٤٤). وی تعمد داشته است که در ابواب و فصول کتابهایش این عدد خاص ــ که بیشک اشاره به امامان دوازدهگانه دارد ــ لحاظ گردد. در بادی امر میتوان علت این پافشاری او را در تغییر و تحولات سیاسی ـ مذهبی در ایران عصر صفوی دانست؛ اگرچه این نگاه در کل درست است، اما با تأملی دقیقتر ریشۀ این دغدغه را باید در جریانهای سدههای ١٠ و ١١ ق پی جست. آنچه در سدۀ ١٠ ق، در قالب زمینههای رجوعی دوباره یا به نوعی احیای مکتب اهل حدیث در میان امامیه به آرامی شکل میگرفت و توسط کسانی چون شهید ثانی و شاگرد وفادارش، حسین بن عبدالصمد عاملی، نمود یافت (برای نمونه، نک : شهید ثانی، ٦ بب )، ریشه در توجهی عام نسبت به روایات از امامان (ع) در تقابل با صحاح اهل سنت و نیز ایجاد برخی شبهات دربارۀ ائمه (ع) داشت. همین امر سبب تألیف اجزائی از شیخ بهایی در قالب اثناعشریات گشت، مانند «الاثنا عشریة الطهارتیة»، «الاثنا عشریة الزکاتیة»، «الاثنا عشریة الصلاتیة»، «الاثنا عشریة الصومیة» و «الاثنا عشریة الحجیة» (نک : الاثنا عشریات ... ، سراسر کتاب). حرعاملی هم در همین مسیر تثبیت برخی آراء امامی و از میان بردن برخی مطاعن مخالفان، به شیوۀ ایشان تأسی نمود. افزون بر باببندی و فصول دوازدهگانۀ آثارش، عنوان الاثناعشریة فی الرد علی الصوفیة هم گزینشی عالمانه بوده که عملاً از نام مذهب، با ظرافت استفادهای دوسویه نموده است.
در همین راستا در تثبیت برخی آراء امامی، حرعاملی بهجز آنکه در آثارش به موضوعات مربوط به گستردگی اهمیت امامان معصوم (ع) توجهی ویژه داشت (نک : الجواهر ... ، ٢٠١ بب (، بهطور خاص اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات را چنانکه از نامش برمیآید، با استفاده از نصوص، در اثبات امامت و معجزات امامان بزرگوار تدوین نمود؛ او خود نبودن منبعی کافی و وافی در این زمینه را نقد کرده است ( اثبات ... ، ٢ بب (. وی همچنین در مسئلۀ نسبت دادن سهو و نسیان به امامان بزرگوار، رسالة تنزیه المعصوم عن السهو و النسیان را به نگارش درآورد (نک : امل، همانجا). شیخ حرعاملی در مبحث رجعت، الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة را تألیف نمود. مؤلف با التفات به آثاری مشابه در این زمینه، بر آن است که وجود برخی کاستیها در متون و اسانید آنها، در نهایت سبب خدشه وارد شدن به اصل موضوع و بیثبات شدن اساس اعتقاد برخی شیعیان به صحت این مبحث گشته است (نک : ص ٣٥-٣٦). وی در ادامه و در قالب نقدی بر شرعیة التسمیۀ میرداماد، کشف التعمیة فی حکم التسمیة را در قالب رسالهای در زمینۀ تسمیۀ حضرت مهدی (ع) گرد آورد (نک : امل، همانجا). به نظر میرسد تدوین الصحیفة الثانیة السجادیة را که در بر دارندۀ برخی ادعیۀ امام سجاد (ع) است و حرعاملی آنها را از خلال دیگر منابع گرد آورده (ص ٥-٦)، باید در کنار آثار یاد شده قرار داد که دلیلی جز انگیختن توجه حر به روایات امامان (ع) نمیتواند داشته باشد.
در گردش سخن به تألیفات ماندگار و خاص حرعاملی، بهجز وسائل الشیعة باید به دو اثر دیگر او توجه شود. نخست در زمینۀ آثار حدیثی باید به اثر مهم الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة اشاره کرد که باید آن را نخستین اثر گردآوری شده دربارۀ احادیث قدسی در محافل شیعی دانست. این امر را البته حرعاملی خود نیز بیان داشته است (نک : الجواهر، ٣-٤). از مصادیق اهمیت این اثر باید به وارد نمودن مباحثی در زمینههایی مانند اثبات امامت و روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) در مجموعۀ احادیث قدسی اشـاره کرد (همان، ٢٠١ بب ؛ طارمی، جم ) و اینکه احادیث قدسی بر امامان معصوم (ع) هم میتواند القا گردد (حرعاملی، همان، ٣١٥ بب ). پس از آن در زمینۀ علم رجال، تألیف دو اثر امل الآمل و تذکرة المتبحرین از کارهای مهم حرعاملی است. پس از چند سده رکود رجالنویسی شیعی در سطح تواریخ محلی و در سطح عام، حر نخستین کسی است که اقدام به شروعی دوباره در این زمینه نمود. وی با زیرکی هر دو سطح این دست آثار را در مقدمۀ اثر خود معرفی نموده، و توجه خویش به هر دو را به خواننده یادآور شده است. او بر همین اساس با تقسیمبندی کار خود به دو بخش محلی و عام، بخش نخست را در ذکر اسامی عالمان جبل عامل، «امل الآمل فی علماء جبل عامل» نام نهاد و بخش دوم را «تذکرة المتبحرین فی علماء المتأخرین» نامور ساخت (نک : امل، ١ / ٣)؛ هرچند در مقام انتشار، این دو اثر به عنوان دو مجلد از امل الآمل منتشر شدهاند (نک : مآخذ). چنین تدوینی نه تنها منبع و مأخذ اصلی انبوهی از آثار پسین گشت، بلکه خود سبب جلب توجه عالمان و نویسندگان به این نوع از تألیف شد.
آنچه به عنوان تأسی حرعاملی از پیشینیان یاد شد، مخصوصاً در بررسی طرق روایی و زنجیرۀ اسانید او جلب نظر میکند (نک : وسائل، ٣٠ / ١٧٠ بب ). اگرچه با دقت در این زنجیره، پیش از همه جایگاه حر در انتقال دانش جبلعامل به محافل علمی ایران آشکار میگردد، اما در سخن از شیوۀ انتقال به روش اجازه، به نظر میرسد با اصل نهادن امهات آثار شیعی از اصول اربعه، از شیخ بهایی تأسی نموده و بر آن است تا در مسیر همگرایی روایی گام نهد (همان، ٣٠ / ١٧٩). این عملکرد در عصر او چنان تداول داشته که مجلسی با شگفتی از زیادت این نوع التفات، تصریح میکند که در زمان او اجازات و روایات و توجه بدانها دایر مدار اصول اربعۀ امامی است ( اجازات ... ، ٣٦). به هر روی آقابزرگ به برخی از این اجازات او اشاره کرده است (١ / ٢٢٣-٢٣٤، ٤٤٨؛ برای فهرستی از آثار او، نک : امین، ٩ / ١٦٨- ١٦٩).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
آل صفا، محمدجابر، تاریخ جبل عامل، بیروت، ١٩٨١ م؛
امین، حسن، مستدرکات اعیان الشیعة، بیروت، ١٤٠٦ ق؛
بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، به کوشش محمدتقی ایروانی، قم، ١٣٦٣ ش؛
جعفریان، رسول، صفویه در عرصۀ دین، فرهنگ و سیاست، قم، ١٣٧٩ ش؛
حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران، تهران، ١٣٦٤ ش؛
حرعاملی، محمد، اثبات الهداة، به کوشش ابوطالب تجلیل تبریزی، قم، ١٣٥٧ ش؛
همو، الاثنا عشریة فی الرد علی الصوفیة، به کوشش مهدی لازوردی و محمد درودی، قم، ١٤٠٨ ق؛
همو، امل الآمل، به کوشش احمد حسینی، بغداد، ١٣٨٥ ش / ١٩٦٥ م؛
همو، الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، به کوشش مشتاق مظفر، قم، ١٤٢٢ ق / ١٣٨٠ ش؛
همو، الجواهر السنیة، بغداد، ١٩٦٤ م؛
همو، «رسالة فی حرمة الشرب التتن»، ضمن صفویه در عرصه ... ، ج ٣ (نک : هم ، جعفریان)؛
همو، الصحیفة الثانیة السجادیة، قم، ١٣٩٨ ق؛
همو، الفصول المهمة فی اصول الائمة، به کوشش محمد بن محمد حسین قایینی، قم، ١٤١٨ ق؛
همو، الفوائد الطوسیة، قم، مطبعة علمیه؛
همو، وسائل الشیعة، به کوشش مؤسسۀ آل البیت (ع)، قم، ١٤٠٩ ق؛
حسینی، احمد، مقدمه بر امل الآمل، ج ١ (نک : هم ، حرعاملی)؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، بیروت، ١٤١١ ق / ١٩٩١ م؛
شهید ثانی، زینالدین، الدریة فی مصطلح الحدیث، نجف، مطبعة النعمان؛
شیخ بهایی، محمد، الاثنا عشریات الخمس، به کوشش مسعود شکوهی، تهران، ١٣٨٧ ش؛
طارمی، حسن و عبدالحسین طالعی، احادیث قدسی پیرامون حضرت مهدی (ع)، تهران، ١٤٠٧ ق؛
مجلسی، محمدباقر، اجازات الحدیث، به کوشش احمد حسینی، قم، ١٤١٠ ق؛
همو، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
محبی دمشقی، محمدامین، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ ق / ١٨٦٧ م؛
مدرسی طباطبایی، حسین، مقدمهای بر فقه شیعه، ترجمۀ محمد آصف فکرت، مشهد، ١٣٦٨ ش؛
مروه، علی، التشیع بین جبل عامل و ایران، لندن، ١٩٨٧ م؛
مهاجر، جعفر، الهجرة العاملیة الى ایران فی العصر الصفوی، بیروت، ١٤١٠ ق / ١٩٨٩ م.
فرامرز حاج منوچهری