دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٦ - بابل
بابل
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بابِل، عَلَمی جغرافیایی که ذکر آن در قرآن کریم در داستان هاروت و ماروت آمده، و در آن به حضور این دو فرشته برای «تعلیم» آدمیان اشاره شده است (بقره/ ٢/ ١٠٢).
بدون توجه به داستان هاروت و مارت، گفتنی است که براساس غالب روایان، این سرزمین که در زمان حضرت سلیمان(ع)، پیامبر بنیاسرائیل (یا ادریس(ع)، ﻧﻜ : سیوطی، ١/ ٩٩)، محل هبوط این فرشتگاه برای آموزش به آدمیان بوده است؛ حائز اهمیت است که مفسران، غالباً تعلیم را به مفهوم آموزش سحر و جادو، یا انگیختن فتنه میان زن و مرد یاد کردهاند (مثلاً طبرسی، ١/ ٣٣٧؛ بغوی، ١/ ١٢٩)، حال آنکه در دستهای از روایت، بابل در واقع همان محل آزمایش این دو فرشته (در برخی روایات ٣ فرشته، ﻧﻜ : ثعلبی، ٤٤). به عنوان نمایندۀ فرشتگان در نظر گرفته شده است، تا آشکارگردد که ایشان تا چه حد دارای توان مقابله با شهوت دنیوی هستند (سیوطی، ١/ ٩٧-٩٨). در برخی از روایات چنین مییابیم که پس از عدم موفقیت فرشتگان در آزمایش الهی، بابل به عنوان مکانی برای عذاب دنیوی ایشان در نظر گرفته میشود و آنان تا ابد در میان چاهی در بابل، گرفتار در عذابند، (ﻧﻜ : ثعلبی، ٤٤-٤٥؛ قزوینی، ٣٠٤؛ حمدالله، ٣٧؛ سیوطی، ١/ ٩٦ﺑﺒ ).
براساس رویات یاد شده، بابل به سبب شدت رواج شهوات دنیوی در آن، محلی برای آزمایش الهی و جایگاه عذاب خداوندی است. از سوی دیگر اشارۀ مفسران به سحر ورزی، فتنهانگیزی و اعمال ناشایست این دو فرشته (در برخی روایات، دو کافر: سیوطی، ١-٩٦) در بابل، و نیز روایاتی که در عراق (نامی متأخر و جایگزین برای بابل) را با ثروت و نشانههای فریبندۀ این جهانی وصف میکند (مثلاً ﻧﻜ : همانجا)، و گاه آن را سرزمین سحر و جادو میخواند (طبرسی، ١/ ٣٣٩؛ ابوعمید، ١/ ٢١٨)، چهرهای خاص در از میان سرزمین ترسیم نموده است. شاید همۀ این روایات، بابل سرزمین ملعون نامیده شده است ویا اینکه چرا حضرت علی(ع) از نماز گزاردن در آن خودداری نمودهاند (ابوداوود، ١/ ١٣٢؛ صنعانی، ١/ ٤١٥؛ ابوعبید، ١/ ٢١٨-٢١٩).
از دیدگاه جغرافی نویسان مسلمان، بابل یکی از اقالیم ٧گانه است که در میان دیگر اقالیم جای دارد و غالباً آن را با خونیرث اسطورههای ایرانی یکی دانستهاند (مسعودی، التنبیه...، ٣٥؛ ابوعبید، ١/ ٢١٩). برپایۀ روایات، بابل از قدمتی بسیار برخوردار بوده و نخستینبار حضرت نوح(ع) و آن را با آبادان ساخته، و پس از طوفان، در این سرزمین ساکن گشته است و در پی او، اخلاف وی به ساخت شهرها در آن پرداختهاند (یاقوت، ١/ ٤٤٧؛ برای برخی روایات دیگر، ﻧﻜ : اصطخری، ٨٦، حمدالله، همانجا). از نظر پیشینۀ روایی بابل دومین سرزمینی است که بر روی زمین بنا گشته، و نیز حضرت ابراهیم(ع) در این دیار به آتش افکنده شده است ( اصطخری، همانجا، EI٢). این سرزمین که بر پایۀ قصص محل حکومت نمرود، ضحاک و سپس پادشاهان کنعانی بوده (ﻧﻜ : اصطخری، همانجا؛ ابن رسته، ١٩٩؛ حمدالله همانجا)، ابنیه، قصرها وبروج بسیار داشته است، چنانکه نمرود با ساختن برجی عظیم میتواند به آسمان برود و خدای ابراهیم را ببیند (مسعودی، مروج...، ٢/ ١٠٩؛ ثعلبی، ٨٤).
سرزمینی که در آثار مفسران، تاریخ نویسان و جغرافیدانان مسلمان، با بابل یکی دانسته شده، در واقع بابل باستانی (شنعار عهد عتیق) است (پیدایش، ١٠:١٠؛ ٢:١١) که دارای پیشینهای بس شکوهمند است و یکی از مهمترین مراکز فرهنگی در تاریخ بشر بهشمار میآید (برای برخی اطلاعات کلی، ﻧﻜ : ERE,II/ ٣٠٩ff).
مآخذ
ابنرسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
ابوداوود سجستانی، سلیمان، سنن، به کوشش محمد محیی عبدالحمید، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
ابوعبید بکری، عبدالله، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
بغوی، حسین، معالم التنزیل، بیروت، دارالفکر؛
ثعلبی، احمد، قصص الانبیاء، بیروت، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/ ١٩١٣م؛
سیوطی، الدر المنثور، قم، ١٤٠٤ق؛
صنعانی، عبدالرزاق، المنصف، به کوشش حبیب الرحمان اعظمی، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضلالله یزدی، بیروت، دار المعرفه؛
عهد عتیق؛
قرآن کریم؛
قزوینی، زکریا، آثار البلاد، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
مسعودی, علی، التنبیه و الاشراف، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛
همو، مروجالذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٦م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI٢;
ERE.
فرامرز حاج منوچهری