دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٦ - اهوازی
اهوازی
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَهْوازی، ابوعلی حسن بن علی بن ابراهیم بن یزداد بن هرمز بن شاهق (٢٧ محرم ٣٦٢-٤ ذیحجۀ ٤٤٦ ق/ ٧ نوامبر ٩٧٢-٦ مارس ١٠٥٥ م)، مقری و مؤلف كتابی در نقد اشعری. وی در اهواز به دنیا آمد و از نسبش چنین پیداست كه ایرانی تبار بوده است (ابنجزری، غایة ... ، ١/ ٢٢٠). وی در همان اهواز به تحصیل آغاز كرد و در دیگر جاها نزد مشایخ عصر قرائت و حدیث آموخت (همانجا). در ٣٩١ق (یا به قولی ٣٩٤ق) به دمشق رفت و در آنجا سکنى گزید و همانجا نیز درگذشت (ابنعساكر، تاریخ ... ، ٤/ ٤٧٥-٤٧٧؛ ابن جزری، همان، ١/ ٢٢٢).
گفتهاند كه قرائت ابوعمرو و عاصم را نزد علی بن حسین غضایری، و قرائت ابن كثیر را نزد محمد بن محمد بن فیروز، و قرائت نافع را نزد ابوبكر محمد بن عبیدالله بن قاسم خرقی، و روایت قالون را نزد احمد بن محمد بن عبدالله تستری خواند (ذهبی، معرفة ... ، ١/ ٣٢٣). از دیگر مشایخ وی در قرائت اینان را میتوان نام برد: در بغداد ابوحفص كتانی و ابوالفرج شنبوذی، در دمشق محمد بن احمد بن محمد جبنی، و در بصره ابوالقاسم عبدالله بن نافع بن هارون عنبری، ابوبكر محمد بن احمد بن علی باهلی و ابوعبدالله محمد بن احمد بن عبدالله بن هلال (همانجا؛ ابن جزری، همان، ١/ ٢٢١).
اهوازی همچنین از مشایخی چون نصر بن احمد مُرجی، معافی بن زكریا ابن طرارا، عبدالوهاب كلابی و تمّام رازی حدیث شنید (برای فهرستی از مشایخ وی، نک : ابن عساكر، تاریخ، ٤/ ٤٧٥؛ ذهبی، سیر ... ، ١٨/ ١٤، معرفة، ١/ ٣٢٤). وی به مصر و موصل نیز سفر كرده است (ابن عساكر، همان، ٤/ ٤٧٦؛ ذهبی، سیر، همانجا).
اهوازی پس از ٤٠٠ ق در دمشق به اقراء و تحدیث پرداخت، در حالی كه هنوز برخی مشایخ وی زنده بودند (همو، معرفة، ١/ ٣٢٥). از شاگردان و راویان وی در قرائت باید ابوالقاسم هذلی، ابوعلی حسن بن قاسم غلام هرّاس، احمد بن ابی الاشعث سمرقندی، ابوالحسن مصینی، ابونصر احمد بن علی زینبی، ابوالحسن علی بن احمد ابهری، ابوبكر محمد بن مفرج بطلیوسی و ابوالقاسم عبدالوهاب قرطبی را نام برد (همو، سیر، همانجا؛ ابن جزری، همان، ١/ ٢٢١-٢٢٢). كسانی نیز چون خطیب بغدادی، ابوسعد اسماعیل بن علی سمّان، عبدالعزیز بن احمد كتّانی و ابوطاهر حنّایی از وی حدیث شنیدهاند (ابن عساكر، همان، ٤/ ٤٧٥-٤٧٦؛ ذهبی، همان، ١٨/ ١٥). ابومعشر طبری نیز به طریق اجازه از وی روایت میكند (ابن جزری، همان، ١/ ٢٢٢).
به گفتۀ ابن عساكر (همان، ٤/ ٤٧٦)، اهوازی بر مذهب سالمیه بود و از این رو احادیث بیپایهای در تشبیه روایت میكرد. خود وی نیز مدعی بوده كه خداوند را در خواب دیده بوده است. ابن عساكر (همانجا) میافزایدكه اهوازی كتابی داشته با عنوان البیان فی عقود اهل الایمان كه در آن احادیثی «منکر» را گرد آورده بوده است. همو در تبیین كذب المفتری (ص ٣٦٩) گفته كه این كتاب دربارۀ احادیث صفات است. اینکه در این كتاب روایات دروغ نقل شده بوده، توسط ذهبی نیز تأیید شده است (همانجا، نیز میزان ... ، ١/ ٥١٢).
از نظر رجالی نیز، از سوی برخی محدثان و مقریان انتقاداتی بر او رفته است، تا بدانجا كه در روایت وی از برخی شیوخش تردید كرده، و گفتهاند كه چون در روایت قرائات افراط كرد، وی را متهم كردند كه دروغگوست. حتى گفتهاند كه از برخی مشایخ روایت كرده است كه جز بدین طریق شناخته نیستند (نک : ابنعساكر، تاریخ، ٤/ ٤٧٦-٤٧٧، تبیین، ٣٦٨-٣٧١، ٤١٥-٤١٦؛ ذهبی، سیر، ١٨/ ١٣- ١٨، میزان، ١/ ٥١٢-٥١٣؛ ابن حجر، ٢/ ٢٣٨- ٢٣٩).
با اینهمه، عالمان قرائت به تبحر اهوازی در قرائت و سعۀ روایی او تأكید كردهاند (نک : ذهبی، سیر، ١٨/ ١٣، ١٦، ١٨، معرفة، ١/ ٣٢٤؛ ابن جزری، غایة، ١/ ٢٢٠) و روایات وی در قرائت در كتابهایی چون المستنیر ابنسوار، الكفایۀ ابوالعز قلانسی و الكاملِ هذلی نقل و ضبط شده است (نک : همانجا). اهوازی در قرائت آثاری تألیف كرده است، از آن جمله: الوجیز، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ چستربیتی موجود است (نک : شواخ، ٤/ ١٧٦-١٧٧؛ برای رواج آن، نک : ابن جزری، النشر ... ، ١/ ٨٠-٨١؛ كلبرگ، ٣٨٠)؛ الموجز، كه در كتابخانۀ ازهریه، نسخهای از آن را میتوان یافت (ازهریه، ١/ ١٤٧)؛ الایضاح، كه ابوشامۀ مقدسی در المرشد الوجیز (ص ١٠٨- ١٠٩، جم ) از آن بهره برده است؛ كتابی نیز با عنوان التفرد و الاتفاق بین الحجازیین و الشامیین و اهل العراق به وی منسوب است كه نسخهای ناقص از آن را در كتابخانۀ ظاهریه میتوان یافت ( فهرس ... ، ٣٧٤). بروكلمان نیز به وجود نسخهای با عنوان الموضح در قرائات سبع در كتابخانۀ ازهریه اشارت دارد (GAL, S, I/ ٧٢٠). همچنین ابوعلی در قرائت كتابی با عنوان الاقناع فی القراءات الشاذة داشته است (نک : بغدادی، ١/ ٢٧٥؛ رافعی، ٢/ ١٥٩). این كتاب شامل ١١ قرائت و ١٠ اختیار بوده است، بدین صورت كه ابوعلی قرائات ابوجعفر مدنی، شیبة بن نصاح، محمد بن محیصن، حمید بن قیس، ابن شهاب زهری، حسن بصری، اعمش، ابن ابی لیلى، طلحة بن مصرف، ابوبحریۀ سكونی و محمد بن مناذر مدنی، و همچنین اختیارات یعقوب حضرمی، ایوب بن متوكل، یحیى بن مبارك یزیدی، ابوعبید قاسم بن سلام، خلف بن هشام بزاز، ابوجعفر محمد بن سعدان، محمد بن عیسى اصبهانی، ابوحاتم سجستانی، احمد بن جبیر انطاكی و ابن جریر طبری را در این كتاب جمع كرده بوده است (همانجا). وی كتابی نیز در قرائت زید بن علی تألیف كرده بوده است (بغدادی، ١/ ٢٧٦؛ برای دیگر آثار وی در قرائت، نک : ابن خیر، ٣٧- ٣٨؛ صفدی، ١٢/ ١٢٢؛ حاجی خلیفه، ٢/ ١٧٧٣؛ بغدادی، ١/ ٢٧٥-٢٧٦).
گفتنی است كه قصیدهای از وی نیز با عنوان قصیدة فی التوحید و العقیدة كه حدود ١١٢ بیت است، در كتابخانۀ ظاهریه یافت میشود ( فهرس، ٣٧٥). این قصیده میتواند محقق را در بررسی افكار و عقاید سالمیۀ وی به كار آید. نسخۀ ناقصی نیز از كتابی با عنوان شرح عقد الایمان فی معاویة بن ابی سفیان كه مشتمل بر اخبار و احادیث و نیز مناقب معاویه از دیدگاه مؤلف است، در كتابخانۀ ظاهریه نگهداری میشود (همان، ٦٨٢؛ نیز نک : ذهبی، سیر، ١٨/ ١٤).
كتاب الفرائد و القلائد كه بروكلمان (GAL, S، همانجا) به چاپ آن اشاره كرده، و آن را از تألیفات ابوعلی اهوازی دانسته، از شخصی به نام ابوالحسن اهوازی است (برای تحقیق دربارۀ وی، نک : همایی، ١٦٣).
كتاب كوتاه و چاپ شدۀ اهوازی، با عنوان «مثالب ابن ابی بشر» ناظر به نقد و رد ابوالحسن اشعری، بنیادگذار اشاعره و افكار اوست كه به كوشش میشل آلار در «مجلۀ مطالعات شرقیِ دمشق» همراه با ترجمه و مقدمه به چاپ رسیده است (نک : مآخذ همین مقاله). این كتاب موجب شد تا اشعریان بر اهوازی خرده گیرند (ذهبی، معرفة، ١/ ٣٢٤؛ ابن جزری، غایة، ١/ ٢٢٠) و ابن عساكر در تبیین كذب المفتری (ص ٣٦٤ بب ) به رد كتاب اهوازی نظر داشته، و گفتههای وی را نقد كرده است. اهوازی (ص ١٥٣) حكایاتی در طعن اشعری آورده كه مدعی است آنها را از برخی اهالی بصره كه خود اشعری را دیدهاند، روایت كرده است. وی در این كتاب از نقل هیچگونه طعنی بر ابوالحسن اشعری فروگذار نکرده است (مثلاً نک : ص ١٥٩). اهوازی مدعی است كه ابوالحسن اشعری در علم حدیث، فقه و علوم قرآنی هیچ منزلت و پایگاهی نداشته است (ص ١٦١). به هر صورت مسلم آن است كه اهوازی در نقد خود بر اشعری از روش علمی دور شده است. آلار در مقدمۀ خود (ص ١٣٣-١٣٤) بر آن است كه كتاب اهوازی در حدود سال ٤٣٠ق تألیف شده است (برای رواج آن، نک : همو، ١٣٥-١٤٩).
مآخذ
ابنجزری، محمد، غایة النهایة، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ ق/ ١٩٣٢ م؛
همو، النشر فی القراءات العشر، به كوشش علی محمد ضباع، قاهره، مكتبة مصطفى محمد؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩ق؛
ابن خیر اشبیلی، محمد، فهرسة، به كوشش ف. كودرا، بغداد، ١٩٦٣ م؛
ابن عساكر، علی، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
همو، تبیین كذب المفتری، دمشق، ١٣٤٧ ق؛
ابوشامۀ مقدسی، عبدالرحمان، المرشد الوجیز، به كوشش طیار آلتی قولاج، آنکارا، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ازهریه، فهرست؛
اهوازی، حسن، «مثالب ابن ابی بشر» (نک : مل ، آلار)؛
بغدادی، هدیه؛
حاجی خلیفه، كشف؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، معرفة القراء الكبار، به كوشش محمدسید جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٣م؛
رافعی، عبدالكریم، التدوین فی اخبار قزوین، به كوشش عزیزالله عطاردی، حیدرآباد دكن، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
شواخ، علی، معجم مصنفات القرآن الكریم، ریاض، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش رمضان عبدالتواب، بیروت، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
فهرس مجامیع المدرسة العمریة، به كوشش یاسین محمد سواس، كویت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٧ م؛
همایی، جلالالدین، حاشیه بر نصیحة الملوك غزالی، تهران، ١٣٥١ ش؛
نیز:
Allard, M., «Un Pamphlet contre al-Ašcarī», Bulletin d’études orientales, Damascus, ١٩٧٠, vol. XXIII;
GAL, S;
Kohlberg, E., A Medieval Muslim Scholar at Work, Leiden etc., ١٩٩٢.
حسن انصاری