دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٦٥ - ابن عبدک
ابن عبدک
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَبْدَک، ابواحمد محمدبن علی بن عبدک جرجانی (د بعد از ٣٦٠ق / ٩٧١م)، متکلم و محدث شیعی. نسبت عبدکی نیز که به وی داده شده به جهت انتساب وی به نیایش عبدک ـ که نامش عبدالکریم بوده ـ میباشد.
تاریخ دقیق ولادت ابن عبدک دانسته نیست، تنها میدانیم که از محمدبن داوود اصفهانی (د ٢٩٧ق)، بهره برده است (نک : حسکانی، ١ / ٩٤). ابن عبدک در جرجان وطن داشته و در همانجا نیز وفات کرده است (سمعانی، ٩ / ١٨٥). مدتی نیز در نیشابور مقیم بوده و در آنجا حاکم نیشابوری محضر وی را درک کرده است (نک : خلیفه، ١٠٨؛ سهمی، ٤٥١؛ سمعانی، همانجا). نیز میدانیم که ابن عبدک پیش از ٣١٤ق (نک : ابن ندیم، ٢٢٢) در عسکر مُکْرَم از ابوهاشم جُبائی بهره برده است و در مسیر بازگشت، به اصفهان رفته سپس در بلخ نزد ابوالقاسم بلخی (د ٣١٧ یا ٣١٩ق) حاضر شده و از مجلس درس وی استفاده کرده است (قاضی عبدالجبار، ٣٢٣، ٣٣١؛ ابن مرتضی، ٦٥). بنابر نقل قاضی عبدالجبار (ص ٣٣١)، ابوالقاسم در برخورد با ابن عبدک، بسیاری از اشکالاتی را که وی بر گفتارش وارد میکرده، میپذیرفته و از رأی خود عدول مینموده است. از سوی دیگر چنانکه از نامۀ ابوالقاسم بلخی به ابوسهل محمدبن عبدالله برمیآید، میتوان دریافت که ابن عبدک در تحصیل کلام بسیار موفق بوده است. در این نامه ابوالقاسم بلخی از ملاقات با جوانی، مشهور به ابن عبدک سخن گفته و تصریح کرده که کسی را آشناتر از او به زوایا و دقایق علم کلام ندیده است (ابن مرتضی، همانجا). از مجموع آنچه گفته شد، چنین برمیآید که ابن عبدک با اندیشههای کلامی دو مکتب معتزلی بصره و بغداد آشنا بوده است.
از نسبت شیعی که به وی داده شده (نک : سهمی، همانجا؛ ابن قیسرانی، ٨٤-٨٥؛ سمعانی، ٨ / ٢٤٢) و نیز از اینکه حاکم نیشابوری (نک : ابن جوزی، ١ / ٣٤٧-٣٤٨؛ سیوطی، ١ / ٣٢٧) و به تبع وی برخی رجالشناسان (نک : ابن قیسرانی، سمعانی، همانجاها؛ ابن نقطه، ١ / ٥١٩) وی را بزرگ و رهبر شیعیان در جرجان دانسته و از او با تعبیر «امام اهل التشیع فی عصره» یاد کردهاند، در اینکه مذهب وی بر مذهب تشیع بوده و در میان شیعیان جرجان منزلت خاصی داشته است، شکی نیست، اما اینکه وی به درستی پیرو کدام یک از فرق شیعه بوده، شناخته نیست. البته از برخی اطلاعاتی که دربارۀ او رسیده، میتوان به بعضی گرایشهای او پی برد. نجاشی که کنیۀ وی را شاید به جهت داشتن فرزندی به نام جعفر (ص ٣٢٧) ابوجعفر ثبت کرده، تصریح بر امامی بودن او دارد و ضمن اینکه از ابن عبدک به عنوان فقیه و متکلم یاد کرده، او را «جلیلالقدر» خوانده است (ص ٣٨٢). طوسی نیز در الفهرست (صص ١٩٣-١٩٤) از او نام برده و وی را از بزرگان متکلمان امامیه به شمار آورده است (قس: ابن شهر آشوب، معالم، ١٤٣). با بررسی متن روایات ابوطالب حسنی ـ یکی از شاگردان ابن عبدک ـ از وی، میتوان احتمال داد که او به برخی افکار زیدیه تمایل داشته است. از آن میان روایاتی در تأیید وعید و منزلة بین المنزلتین و روایتی دربارۀ امام زینالعابدین (ع) که با اعتقادات امامیه دربارۀ عصمت امام سازگار نمیباشد، قابل اشاره است (نک : تیسیر، ١٠٢، ٣١٦، ٤٠٣-٤٠٤، جم ). همچنین نقل دو حکایت در ستایش محمدبن زید داعی و امامت ناصر کبیر (اطروش) توسط ابن عبدک، نظر وی را نسبت به زیدیه و امامان زیدی نشان میدهد (نک : ابوطالب، «الافادة»، ٨٧؛ ابن کرّامه، ١٢٢).
جمعبندی مطلب را باید در گفتار قاضی عبدالجبار جست و جو کرد که میگوید: ابن عبدک در زمینۀ امامت دچار خلط بوده و نظر ثابتی نداشته است (ص ٣٣١). در دیگر مباحث کلامی جز امامت، میتوان گفت وی بیشتر به جانب افکار اعتزالی گرایش داشته است، چنانکه به عنوان نمونه در مسألۀ وعید که اعتقاد به آن مخالف با قول مشهور امامیه بوده (نجاشی، ٣٨١؛ قس: مفید، ٥٣؛ سید مرتضی، ١ / ١٣١)، شیخ طوسی او را همچون ابومنصور صرّام قائل به وعید شمرده است (همانجا).
از مشایخ ابن عبدک جز کسانی که پیش از این از آنان یاد شد، میتوان از محمدبن یزداد جرجانی، عمران بن موسی بن مجاشع جرجانی، ابوجعفر محمدبن جعفر موسوی، اسحاق بن عباس بن اسحاق بن موسی بن جعفر (ع)، علی بن یحیی آملی، محمدبن موسی رصاصی، ابوسعید عبدالرحمن بن سلیمان نقّاش، عبدان جوالیقی و جعفربن علی جابری نیز نام برد (ابوطالب، تیسیر، ٥٢، ١٠٢، ١٤١، ١٤٨، ١٧٠، ١٧٣، ١٧٩؛ سهمی، ٤٥١؛ ابن قیسرانی، همانجا). از میان کسانی که از وی روایت کردهاند، ابن بشت خزفی، ابومنصور حسینی و بشر بن محمد خطیب میهنی را میتوان نام برد (حسکانی، ١ / ٩٣-٩٤؛ فارسی، ٣٤، ٢٤٥).
از نظر رجالی، حاکم نیشابوری بدون هیچ گونه توثیقی صرفاً ابن عبدک را به عقل و کمال و حسن نظر وصف کرده است (نک : سمعانی، ٩ / ١٨٥). درعین حال ابن جوزی (١ / ٣٤٩) و به تبع وی سیوطی (١ / ٣٢٧-٣٢٨) وی را متهم دانسته و حدیث او را از موضوعات شمردهاند، امّا نجاشی (ص ٣٨٢) و طوسی (همانجا) تنها وی را مدح کردهاند. در برخی منابع (نک : ابن قطلوبعا، ٦٤؛ غزی، ٧٩٤) بین ابن عبدک و ابومحمد ابن عبدک (د ٣٤٧ق) که از فقهای حنفی مذهب بوده (برای شرح حال وی، نک : تنوخی، ٣ / ٥٣؛ صیمری، ١٦٣-١٦٥؛ ابواسحاق شیرازی، ١٤٩؛ ابن ابی الوفاء، ٢ / ٢٦٥) خلط شده و این دو، یکی پنداشته شدهاند. ابن ابی الوفاء، ابن عبدک را نیز در شمار حنفیان آورده است (٢ / ٩٤). اگرچه در سدۀ ٤ق / ١٠م مذهب بیشتر مردم جرجان، حنفی بوده (مقدسی، ٣٦٥) و شاید از این رو، ابن عبدک از برخی از بزرگان حنفی همچون علی بن موسی قمی استماع حدیث کرده است (ابن جوزی، ١ / ٣٤٨؛ نیز نک : صیمری، ١٥٩)، لیکن آنچه از عقاید ابن عبدک میدانیم، به هیچ وجه حنفی بودن او را ثابت نمیکند. برخی همچون ابن قیسرانی (ص ٨٥) و سمعانی (٨ / ٢٤٢، ٩ / ١٨٥) جدّ وی را نیز از شاگردان محمدبن حسن شیبانی دانستهاند، اما با توجه به تاریخ درگذشت شیبانی (١٨٩ق) و ابن عبدک، این مطلب صحیح به نظر نمیرسد. احتمالاً این اشتباه ناشی از خلط میان عبدالکریم جدّ وی و عبدالکریم بن عبیداله جرجانی است که سرخسی (١٦ / ١٦٢) و خوارزمی (٢ / ٥١٧) از او یاد کردهاند.
آثـار
اگر چه در غالب منابع از آثار او سخنی نرفته، ولی در فهارس امامیه چند کتاب به وی نسبت داده شده است که امروزه اثری از آنها در دست نیست. این آثار عبارتند از: ١. تفسیر القرآن، که نجاشی (ص ٣٨٢) از آن نام برده، ولی شیخ طوسی ( الفهرست، ١٩٤) با اینکه آن را به عظمت و بزرگی ستوده، در مقدمۀ التبیان (١ / ١-٢) آنجا که تفاسیر مختلف را برمیشمارد، از آن یاد نکرده است. ابن شهر آشوب نیز در معالم (ص ١٤٣) این کتاب را در ١٠ جزء دانسته، ولی در متشابه القرآن که در آن از تفاسیر زیادی بهره برده (نک : ١ / ٢١، ٢ / ٩٩-١٠٠، جم ) از آن سخن نگفته است؛ ٢. ردیهای بر باطنیه که مسعودی (صص ٣٩٥-٣٩٦) از آن یاد کرده و شاید همان الرد علی الاسماعیلیة باشد که طوسی ( الفهرست، همانجا) از آن نام برده است. نکتۀ قابل توجه آن است که گویا این کتاب و مؤلف آن چندان دارای شهرت بوده که مسعودی در التنبیه و الاشراف که در ٣٤٥ق / ٩٥٦م تألیف آن را به اتمام رسانیده، از آن یاد کرده است؛ ٣. الکلام علی الفرقة المثبتة لرؤیة الله تعالی؛ ٤. مطالع الهدایة (ابن شهر آشوب، معالم، همانجا؛ نیز، نک : مناقب، ١ / ١١-١٢، ٢ / ٦٥).
مآخذ
ابن ابی الوفاء، عبدالقادر بن محمد، الجواهر المضیئة، حیدرآباد دکن، ١٣٣٢ق؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، الموضوعات، به کوشش عبدالرحمن محمد عثمان، قاهره، ١٣٨٦ق؛
ابن شهر آشوب، محمدبن علی، متشابه القرآن و مختلفه، تهران، ١٣٢٨ق؛
همو، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
همو، مناقب آل ابی طالب، قم، چاپخانۀ علمیه؛
ابن قطلوبغا، قاسم، تاج التراجم، بغداد، ١٩٦٢م؛
ابن قیسرانی، محمدبن طاهر، الانساب المتفقة، به کوشش دیونگ، لیدن، ١٨٦٥م؛
ابن کرامه حشمی، محسن بن محمد، «جلاء الابصار»، اخبار ائمة الزیدیة، به کوشش مادلونگ، بیروت، ١٩٨٧م؛
ابن مرتضی، احمدبن یحیی، باب ذکر المعتزلة من کتاب المنیة و الامل، به کوشش آرنولد، حیدرآباد دکن، ١٣١٦ق؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابن نقطه، محمدبن عبدالغنی، استدراک، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
ابواسحاق شیرازی، ابرهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به کوشش خلیل میس، بیروت، دارالقلم؛
ابوطالب حسنی، یحیی بن حسین، «الافادة فی تاریخ الائمة السادة»، اخبار الائمة الزیدیة، به کوشش مادلونگ، بیروت، ١٩٨٧م؛
همو، تیسیر المطالب، بیروت، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
تنوخی، محسن بن علی، نشوار المحاضرة، به کوشش عبود شالجی، بیروت، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛
حسکانی، عبیدالله، بن عبدالله، شواهد التنزیل، بیروت، ١٣٩٣ق / ١٩٧٤م؛
خلیفۀ نیشابوری، احمدبن محمد، تلخیص تاریخ نیشابور حاکم، به کوشش بهمن کریمی، تهران، ١٣٣٩ش؛
خوارزمی، محمدبن محمود، جامع مسانید الامام الاعظم، حیدرآباد دکن، ١٣٣٢ق؛
سرخسی، شمسالدین، المبسوط، قاهره، مطبعةالسعادة؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٩٧ق / ١٩٧٧م؛
سهمی، حمزةبن یوسف، تاریخ جرجان، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
سیدمرتضی، علی بن حسین، «جوابات المسائل الرازیة»، رسائل الشریف المرتضی، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجائی، قم، ١٤٠٥ق؛
سیوطی، اللآلی المصنوعة، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
صیمری، حسین بن علی، اخبار ابی حنیفة و اصحابه، حیدرآباد دکن، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
همو، الفهرست، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانۀ مرتضویه؛
غزّی، تقیالدین بن عبدالقادر، الطبقات السنیة، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
فارسی، عبدالغافر بن اسماعیل، تاریخ نیسابور (انتخاب صریفینی)، به کوشش محمد کاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ق؛
قاضی عبدالجبار بن احمد، «طبقات المعتزلة» فضل الاعتزال و طبقات المعتزلة، به کوشش فؤاد سید، تونس / الجزائر، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
مسعودی، التنبیه و الاشراف، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛
مفید، محمدبن محمد، اوائل المقالات، به کوشش زنجانی و چرندابی، تبریز، ١٣٧١ق؛
مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
نجاشی، احمدابن علی، الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ق.
حسن انصاری